سینمای جهان

KHOSRAVI30
همايون خسروي دهكردي وقتي مي فهميم كه ويليام فوكس بنيانگذار كمپاني فوكس (فوكس قرن بيستم) اتريشي بوده و نام اصلي اش ويلهلم فوخس بوده است. حتي ماركوس له وه كه يكي از بنيانگذاران مترو گلدوين ماير بوده نيز اتريشي الصل است و قتي به نام هايي چون فريتس لانگ- فرد زينه مان- بيلي وايلدر و ده ها نام ديگر كه آيكون هاي سينماي جهان هستند مي رسيم و مي فهميم كه در اتريش يا امپراتوري اتريش-مجاري متولد شده و رشد كرده اند و به تاريخچه و اكنون سينماي اتريش ميبیشتر بخوانید
soltanzadeh30
بهروز سلطانزاده اين سوال بارها مطرح شده است فكر ميكنم قدري سوءتفاهم در ميان است لااقل در مورد بازيهاي مسخره. بخشي از اين فيلم هجو ژانر وحشت است و استفاده من از زورن نيز تا حدودي به قصد طنز است. زورن يك هنرمند هوي متال نيست  من مخالفتي با اشكال مختلف موسيقي پاپ ندارم و هيچ وقت هم به فكر استفاده از موسيقي پاپ عليه موسيقي كلاسيك نبوده ام و به آن خط كشي بيمعنايي كه بين موسيقي معروف به جدي و آنجه تفريحي ناميده مي شود وجود دارد باوربیشتر بخوانید
haghighat30
مسعود حقيقت ثابت در روستایی درآلمان، اندکی پیش از آغاز جنگ جهانی اول، رخدادهايي غیرعاذی به وقوع می پیوندد که آرامش ظاهری روستا را بر هم می زند و برای نخستین بار پای ماموران دولتی را برای کشف ماجراها به روستا باز می کند. تمامی این اتفاقات در ظاهر امر خاستگاه و عوامل مستقلی دارند. نخستین اتفاق نیز در سکانس افتتاحیه رخ می دهد. پزشک دهکده سوار بر اسب، در حال بازگشت به خانه اش، به دلیل سیمی که میان دو درخت سر راهش بسته شده، سرنگون می شود. داستانبیشتر بخوانید
nabi30
نرگس نبي زاده ‏ هانکه در پنهان به نوعی از فاصله گذاری استفاده می کند تا به تماشا گران جایگاهشان را یادآوری کند و آنها را مجبور به ترک ویریسم امن کرده و از نسبتی که با فیلم دارند آگاهشان می کند. احساسات نقش مهمی در اینجا ایفا می کنند زیرا احساسات بیشتر منفی است نظیر تنفر، شرم و احساس گناه.~ او در این فیلم دائمآ انتظار ما برای داشتن درک فیلم به صورت متداول را به چالش می کشد. صحنه ثابت ابتدای فیلم تیتراژ به قدری کوچک نمایش دادهبیشتر بخوانید
ahmadi30
كاوه احمدي ‏((معلم پیانو)) روایتی رو انشناختی از پیچیدگی وفتارهای انسان در تقابل با تمدن و فرهنگ است. روش های گوناگونی که در آن نقش ها و رفتارها می توانند تکرار شوند و مبدل به بخشی از فردیت انسان در تقابل و در کنار محدودیت های سنتی شوند. آنجا که ((نهاد)) تا به آنجا واپس رانده می شود که انسان پس از بازیابی بارقه های آن دچار وحشت و حیرت می شود. هانکه ((من)) را که نزذ کاراکترهای داستانش و تماشاچی موجودیتی واحد و منظم دارد دچار تزلزل می سازدبیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
شهریار خلفی در کمی بیش از پنجاه صحنه عمدتآ تک شات، ((کد:ناشناس)) به گونه ای خیره کننده موفق به ایجاد قراردادهای درهم تنیده ای سر راه خلق یا دیدن چهره ای غیر واقعی می شود تا ما از برقراری ارتباط صادقانه با دیگران اجتناب کنیم. ‏چهره تصنعی که خلق شده است ممکن است شکل اعمال تعصب علیه دیگران را به خود بگیرد یا تقلیل احساس خودبه شخصی دیگر درجهت اجتناب از رودررویی. ‏این توصیف ممکن است کمی آموزشی به نظر بیاید ولی فیلم واجد چنان بی واسطگي احساسی است کهبیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
رضا مولايي شات آغازين فيلم پنهان اثر ميشائيل هانكه نماي بيروني يك ساختمان كلاسيك و تيپ پاريسي در يك خيابان فرعي است. همزمان با شروع و ادامه تيتراژ آغازين فيلم وقايع روزمره در خيابان اتفاق مي افتد ولي مدتي بعد متوجه مي شويم كه تمامي اين صحنه ها يك فيلم ويديويي بوده كه توسط آن و ژرژ لوران با بازي ژوليت بينوش و دانيل اتووي تماشا مي شود و اين خانه آنهاست اين زوج هيچ ايده اي از شخص ارسال كننده يا دليل اين نوار ويديويي ندارند.بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
محمد فرقداني در ميان آثار سينمايي ميشائيل هانكه 71 بخش از گاهشماري شانس 1994 و رمز ناشناخته 2000 از جايگاه ويژه اي برخوردارند علاوه بر چرخش محوريت داستان ها حول يك گروه كوچك و  متجانس از شخصيت ها هر فيلم شخصيت هاي نمايش خود را به مجموعه اي بزرگتر و متنوع تر گسترش مي دهد كه داستان هاي فردي و جداگانه آنها به طور آزادانه اي به داستان اصلي فيلم متصل است.بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
هما توسلي من معمار و معلم ام. نظرهايي كه در زير عنوان كرده ام در حالي كه ممكن است ساده به نظر بيايد براي كساني كه دغدغه معماري دارند جالب خواهد بود. با اين حال معتقدم ارتباط مهمي ميان سينما و معماري وجود دارد ايده هاي مطرح شده در اين مطلب از متن سخنراني ام پس از نمايش سه فيلم هانكه و نيز گفت و گويي كه در سال 2008 در مجله انگليسي آيكون با او انجام داده بودم مي آيد.  بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
كاوه جلالي قرار بود هميشه برايمان قصه بگويند قصه اي سرراست كه با يكي بود يكي نبود آغاز مي شد و با همين صراحت به پايان مي رسيد در طول زماني كه قصد تعريف مي شد مي توانستيم آرام و راحت دل به قصه خيالي بسپاريم و ذهن را به هر كجا كه مي خواهيم پرواز دهيم زيرا جهان هم مثل همان روايت ها در ظاهر پيچيده به نظرنمي رسيدبیشتر بخوانید