سینمای جهان

GHIAS33
رضا غياث «جشن آتشنشانها » را ميتوان بهانه اي قرار داد براي زنده کردن ياد شريف ترين دوران تاريخ سينماي اروپاي مرکزي شرقي؛ دوران ذوب يخ و تاثيرات استالينيس مزدايي بر سينماي شوروي و کشورهاي توابع. دوراني که نسلهاي جديد مخاطبان سينما کمتر با آن آشنايند چرا که دوستداران حرف هاي سينما )که معرفي سينماي گذشته وظيفه آنهاست( خود چيزي از آن دوران به خاطر نمي آورند يا ترجيح ميدهند که به خاطر نياورند. هر چه باشد براي اين عزيزان بررسي مسائل سينماي روز ايران، موفقيتهاي بيشتر ايدئولوژيک و کمتربیشتر بخوانید
KHALAFI33
ترجمه: شهريار خلفي  بدون ترديد واكنش به كمدي يكي از ذهني ترين فرمهاي بيان انساني است. چيزي كه براي يك نفر خنده دار است، براي ديگري ممكن است ملال تبار به نظر آيد. به ازاي هر نفر كه جدي و بي حوصله به تماشاي «خنگ و خنگتر » مينشيند، يك نفر كه از شدت خنده به خودم يپيچد و اشك ميريزد وجود دارد. و به ازاي هر نفر كه آگاهانه به عبارت «هيچكس انتظار انكيزيسيون اسپانيايي را ندارد! » ميخندد، كسي وجود دارد كه با نگاهي پرسشگر خيره شده است.بیشتر بخوانید
MOHTSdi33
كاوه مهتدي   ميلوش فورمن را اغلب با فيلم هاي دوران مهاجرت اش مانند «آمادئوس « ،)1984( » پرواز بر فراز آشيانه فاخته 1975( » (، «رگتايم 1981( » (، و «ارواح گويا 2006( » ( مي شناسيم. فيلم هايي که ظاهراً همگرايي سبکي يا فرمال ندارند، و افزون بر آن، گاه حتي به لحاظ مضمون و محتوا متناقض به نظر ميرسند. براي نمونه تصويري را که فيلم هاي آمادئوس و ارواح گويا از هنرمند ترسيم ميکنند در نظر آوريد؛ يکي – آمادئوس موتسارت – هنرمند سرخوش و برونگرايي کهبیشتر بخوانید
sabet33
مسعود حقيتت ثابت مناسبات ميان عناصر جامعه انساني همواره تابع مفهوم خير و شر و يا خوبي و بدي نيست. دليل نخست اينکه به جز در دنياي اساطير و قصه ها و داستانهاي افسان هاي، به ندرت پيش مي آيد که يکي از طرفين دعوا خود را در موضع شر و بدي بداند. اگر دعوايي در کار باشد و به ساز و برگ و قشون و لشگري نياز، به طمع استحمار خلايق و گرد آوردن جماعتي هم که شده، صلاح در اين است که آن کس که آن بالا نشسته،بیشتر بخوانید
farg hadani33
محمد فرقداني «انسان آزاد زاده ميشود و همه جا در زنجير است. » «ژان ژاك روسو » گذري بر آثار اندک اما ارزشمند «ميلوش فورمن » بيانگر آن است که تمرکز اصلي آثار او بر «انسان و آزادي هاي انساني در مقابل اکثريت و قوانين پذيرفته شده » است که آن را در سرنوشت انسا نها چه در تاريخ، چه رمان و چه در گذار زمان دنبال ميکند. اينکه انسان ميتواند با تمام نظريه ها و قوانين موجود مخالف باشد و آزادانه حرفش را بزند و زندگي کند. او دربیشتر بخوانید
pakfar33
كيوان پاكفر با ديدن نام «گويا » در عنوان فيلمی از «ميلوش فورمن » انتظار فيلمی چون آمادئوس را داريم که در آن ناسازگاری فرد با جامع های که در آن تمايز و تفاوت به سختی تحمل ميشود تصوير شده باشد. به خصوص که اين کارگردان در کارنامه اش فيلمهايي چون «مردم عليه لری فلينت » و «پرواز بر فراز آشيانه فاخته » را دارد. ولي ظاهرا هدف فورمن ساختن فيلمی درباره گويا نبوده است بلکه هدف او به نمايش کشيدن ارواح به تصوير درآمده در طر حهای اوست کهبیشتر بخوانید
mashal33
هدابيت مشعل «والمونت » ميلوش فورمن سومين فيلم اقتباسي از رمان کلاسيک «رابطه هاي خطرناک » شودرلو دو لاکلو، اثر جنجالي نوشته شده در سال 1782 است، که فساد اشرا فزادگان در دهه هاي آخر قرن 18 در فرانسه را به خوبي به نمايش آورده است. نخستين بار اين «رژه واديم » بود که در سال 1959 فيلم «رابطه هاي خطرناک » خود را با تغييرات بسياري نسبت به داستان ارائه كرد. او هر چند که به روح کلي داستان وفادار بود اما زمان وقوع داستان و همچنين برخي ازبیشتر بخوانید
sayadat33
اميرحسين سيادت چهره ي يرژي منزل با حضورِ سرخوشان هاش در نخستين سكانسِ «تابستان دمدمي 1967( » ( به خاطر مي آيد؛ سكانسي كه در آن مرزِ ميانِ او – در نقشِ ارني – و سايرِ آدم هاي داستان به وضوح قابلِ تشخيص است. آدم ها، آ نسوي رودخانه تسليمِ نبضِ بسيط و كندِ روزمره اند و ارني در سوي ديگر، با سيركِ جمع وجورِ سيارش، با شوري بازيگوشانه به آنها نزديك ميشود. ارني بندبازِ قهاري ست كه حضورش از همان آغاز با تكاپو و تردستي، با نمايش و هياهوبیشتر بخوانید
emami33
ترجمه: گلي امامي اگر بكوشيم عمق و اعتقاد به فمينيسم زني را داوري كنيم- و چنانچه در اين مورد زن مورد نظر، بازيگر امريكايي اليزابت تيلور باشد ) 1932-2011 (- قطعاً نخستين كاري كه بايد انجام بدهيم اين است كه مشخص كنيم فمينيسم چيست. موجزترین و كاملترين نظري هاي كه به آن برخورده ام نقل قول «پادري » معروف ربكا وست است: شخصا هرگز قادر نبوده ام دقيقاً بفهمم فمينيسم چيست. همينقدر ميدانم وقتي عواطفي را ابراز ميكنم كه مرا از يك «پادري » متمايز ميكند مردم مرا فمينيست ميخوانند.بیشتر بخوانید
antoni33
ترجمه: آنتونيا شرکا امسال در سي و هفتمين سالگرد درگذشت پي ير پائولو پازوليني، شاعر و نويسنده و سينماگر بزرگ ايتاليا، مرور آثار وي که يکي از مهمترين چهره هاي فرهنگ سده بيستم ايتالياست، اهميت خود را پيدا ميکند. پازوليني در تاريخ 5 مارس 1922 در شهر بولونيا ديده به جهان گشود اما زادگاه وي کاملا اتفاقي است چرا که فقط مبداء حرکت او به نقل و انتقالهاي مكرر بعدي است که به دليل ماهيت کار پدر به عنوان افسر پياده نظام مجبور بود از شهري به شهر ديگر دربیشتر بخوانید