سینمای جهان

35-Ahmadi
كاوه احمدي: واقعاً دوربين تا چه اندازه مي‌تواند بي‌تفاوت باشد. منظورم آن است كه چطور مي‌توان فيلم سينمايي ساخت كه وقايع اتفاقيه را فقط و فقط از دريچه دوربين و با كمرنگ‌تر كردن نگاه شخصي كارگردان/ مولف، تدوينگر و يا حتي بازيگران نمايش دهد؛ اينكه دوربين همه چيز را چنان لخت و بي‌واسطه بر پرده نقش زند كه ردي از قضاوت، پيشداوري و هيبت فرازميني و زئوس‌وار كارگردان و عوامل پشت صحنه‌اش نبينيم.بیشتر بخوانید
35-Siadat
اميرحسين سيادت: بودن يا نبودن. ظاهراً هميشه مساله همين بوده و هست. بازي رفت و آمد، غياب و حضور (يا همان قايم‌باشك كودكانه) سيري‌ست كه هر روايت در چكيده‌ترين شكل ممكن هميشه از سر مي‌گذراند. گويي راوي در برهوت «غياب» رها شده و از حس دلتنگي براي «حضور» و يگانگي نخستين مي‌گويد، شايد براي پر كردن خلاء ناشي از فقدان يا بازيافتن چيزي، گمشده‌اي: آرامش، سعادت و البته وحدتي آغازين (با خالق در اسطوره‌ي آفرينش يا با مادر از منظري روانكاوانه).بیشتر بخوانید
35-Borghei
کیوان مهتدی, مریم برقعی: دو گدار وجود دارد؛ یک گدار فرزند شرورِ سینما و دهه‌ی پرشور شصت است که فیلم‌هایش روی دیوار خیابان‌ها نمایش داده می‌شوند. گدار دیگر بیش از حد «فرانسوی» است. یکی گدار بازیگوشِ ویکند که امکانات روایی سینمای کلاسیک را تا نهایت منطقی آن، یعنی تا سر حد جنون پیش می‌برد. دیگری گدار کسالت‌باری که نمی‌تواند توقع مخاطب را از دیدن یک فیلم برآورده کند. اولی،گدار خلاق و بی‌قراری است که در دانش شاد سنگ بنای یک سینمای نو، «سینمای آینده» را می‌گذارد. اما دومی، به رغمبیشتر بخوانید
35-Meighani
سرژ دنی, ترجمه: مهام میقانی: سرژ دنی ــ از تاثیرگذارترین منتقدان سینمایی و نظریه‌پردازان تصویر و رسانه ــ در چرخش سیاسی و انتقادی نشریه‌ی کایه‌دوسینما نقش کلیدی ایفا کرد. در متن زیر دنی تشکیل گروه ژیگا ورتوف را نه یک تحول سبکی در سینمای گدار، بلکه کنشی استراتژیک می‌داند جهت ترک سالن سینما (سینمای سرگرم‌کننده) به قصد خلق یک سینمای انقلابی. چنین سینمایی مستلزم بازنگری در تمام اصول و قراردادهای سینمایی موجود است. پداگوژی گداری نامی است که دنی برای این فرآیند برمی‌گزیند (پداگوژی به معنای تعلیم و تربیت” است).بیشتر بخوانید
35-Akhbari
اردوان تراكمه، كيانوش اخباري: نمای اول، یکی نمای دوم، علیه همه. نمای سوم، همه نمای چهارم، علیه یکی. نمای پنجم، یکی نمای ششم، برای همه. نمای هفتم، همه نمای هشتم، برای یکی.بیشتر بخوانید
35-Talebi
ترجمه: آرش طالب، اردوان تراكمه: متن زير خلاصه‌اي است از مصاحبه‌ مجله جامپ كات با ژان پي‌ير گورن كه در سال 1974 چاپ شد. فعاليت حرفه‌اي گورن با همكاري در بخش ادبي روزنامه لوموند آغاز شد (1968-1965) ، و همزمان در دانشگاه سوربن شاگرد استادانيذ مانند لويي آلتوسر، ژاك لكان و ميشل فوكو بود. گورن از فعالان مائوئيست شورش‌هاي مي 68 بود و به همين دليل از روزنامه اخراج شد. پس از انحلال گروه ژيگاورتوف، گورن تابعيت امريكا را پذيرفت و در دانشگاه كاليفرنيا به تدريس تاريخ فيلم و نقدبیشتر بخوانید
35-Jamshidi
ترجمه: مهدي جمشيدي: مقدمه مترجم: متن حاضر ترجمه‌اي است از پيشگفتار كتاب پازوليني، فاسبيندر و اروپا: اتوپيا يا نهيليسم؟ كه توسط فابيو ويگي و آلكسيس نوس تدوين شده و حاوي 12 مقاله است كه در سال 2010 توسط انتشارات كمبريج اسكولرز منتشر شد. مباحثات دامنه وسيعي از سنت فرهنگي تا واقع‌گرايي و فيلم، مقايسه بين آثار اين دو كارگردان پيشرو سينماي اروپا و اسطوره نزد آنها را در بر گرفته است. پيشگفتار كتاب ديالوگي است جالب، خواندني و خيالي بين پي‌ير پائولو پازوليني و راينر ورنر فاسبيندر راجع به هنربیشتر بخوانید
logo-2
حامد عزيزيان: پيكچرسك يا خوش‌منظري يكي از اصطلاحاتي است كه در كنار والا و زيبا براي توصيف نقاشي‌هاي منظره‌پرداز قرون هيجدهم و نوزدهم ميلادي به كار رفته و پيشينه نقاشي منظره‌پرداز بريتانيايي و امريكايي را به تصوير مي‌كشد. نگاه توام با بيم و اميد به طبيعت، درونمايه بسياري از نقاشي‌هاي پيكچرسك را تشكيل مي‌دهد. از نظر بسياري از نقاشان قرون هفدهم و هيجدهم الگوي طبيعت وحشي، بر الگوي انساني غلبه داشت و به بهترين وجه مي‌توانست احساس هيبت و عظمت را ايجاد كند.بیشتر بخوانید
34-khosravi
همایون خسروی دهکردی: حدود 40 سال پيش دوستداران ادبيات داستاني در ايران با آثار غريبي آشنا شدند كه گويي دنياي جهنمي بود. همان گونه كه آشنايي یبا تئاتر و هنر لهستان ما را متوجه جنس جديدي از هنر كرده بود، هنر و ادبيات امريكاي لاتين نيز ما را حيرتزده و كنجكاو كرد. غير از وجه انقلابي و سياسي كه به همراه وقايع كوبا، كوششهاي چهگوارا در يك سو و آلنده در سويي متفاوت، مهر مبارزه را بر آثار امثال فوئنتس، رولفو، ماركز، كارپانتيه ميزد، وجه ديگري كه يادآور جنگلهاي پربارانبیشتر بخوانید
34-soltanzade
ترجمه: بهروز سلطانزاده: مطلبي كه در زير ميخوانيد گفتوگوي اسكات توبياس است با الخاندرو گونزالس ايناريتو. ايناريتو در اين گفتوگو به اينكه چطور به عالم سينما وارد شد و دغدغههاي فيلمسازياش اشاره ميكند. او عقيده دارد چگونگي روايت در فيلم موضوع بسيار مهمي است و امروزه سينما به واسطه اطلاعات سرراستي و دقيقي كه به مخاطب ميدهد عملاً او را ناديده ميگيرد و مخاطب را درگير فيلم نميكند. به همين خاطر ايناريتو اين چالش را كه مخاطب خود را در به هم چسباندن تكههاي پازل دچار سختي كند، دوست دارد.بیشتر بخوانید