سینمای جهان

۷۲-۲۴
ترجمه: مهدی ملک: اصطلاح بدنام و لغزنده پسامدرنیسم تقریباً به واژه‌ای بی‌معنا بدل شده است. این موضوع به شکلی کنایی چندان هم بی‌راه نیست چرا که بی‌معنایی دغدغه اصلی پسامدرنیسم به شمار می‌آید. برخی از بامزه‌ترین لحظات در بسیاری از فیلم‌های وودی آلن حول افسردگی شخصیت اصلی فیلم شکل می‌گیرد که ریشه آن پی‌بردن به بی‌معنایی زندگی است. در «آنی هال»، مادر الوی سینگر، او را پیش پزشک خانوادگی می‌برد زیرا «او دچار افسردگی شده است و در نتیجه آن قادر به انجام هیچ کاری نیست». الوی توضیح می‌دهد کهبیشتر بخوانید
۷۲-۲۷
برنا حدیقی:   مهم نیست که مرگ کی و کجا سراغ شما می‌آید، مهم این است که آن موقع شما آنجا نباشید. (وودی آلن) منتقدان و نظریه‌پردازان مطالعات سینمایی، در تحلیل رابطه‌ی میان کارگردانان و بازیگران، برای همکاری‌های متعدد میان یک فیلمساز و یک بازیگر به خصوص، از اصطلاحی در خیمه‌شب‌بازی بهره برده‌اند؛ اصطلاحی به نام “ventriloquism”. این اصطلاح به این کنش خیمه‌شب‌بازی اشاره دارد که یک فرد مشخص، به جای تعداد متعددی از شخصیت‌ها، با تغییر لحن و صوت حرف می‌زند. مبتنی بر چنین تکنیکی، نظریه‌پردازان سینمایی، کارگردان‌هایی رابیشتر بخوانید
۷۲-۳۰
ترجمه: رامین اعلایی: هم برای [ایزاک] بابل۱ و هم برای [وودی] آلن، یهودیت همان بار مسئولیتی‌ست که غنا می‌بخشد. یهودیت محصول سنت‌هایی‌ست که فونداسیون آن را شکل می‌دهند، هم زیبا و هم خطرناک: خاطره‌ی دردناک ضدسامی‌گری و زیبایی یادآوری، زیبایی پرسشگری مدامی که با حقیقت غیرقابل اجتناب هویت یهودی از راه می‌رسد، و رنجِ درک اینکه اغلب اوقات، به این سوالات پاسخی داده نمی‌شود… اما در هر حال باید یکی از آنها بپرسد؛ این به واقع سنت یهودی‌ست. یهودیتی که این هنرمندان به اشتراک می‌گذارند، آثار آنها را به یکدیگربیشتر بخوانید
۷۲-۳۴
امیرهوشنگ للهی: «زندگی بی‌معنی است. شما در جهانی تصادفی زندگی می‌کنید. حیات شما بی‌معنی است و هر چه در زندگی خلق می‌کنید در نهایت ناپدید می‌شود. زمین نابود می‌شود، خورشید می‌سوزد و جهان می‌رود و همه‌چیز تمام می‌شود.» (وودی آلن) مقدمه وودی آلن در طول دوران فیلمسازی پربار و طولانی‌اش بارها به مضامین و تم‌های مشابهی بازگشته است. باوجودی که او را یک فیلمساز کمدی می‌شناسند اما در تعدادی از فیلم‌های جدی‌اش به سراغ  ژانر جنایی و تریلر رفته است. همان‌گونه که همیشه گفته شیفته‌ی داستایفسکی و رمان مشهورش، «جنایتبیشتر بخوانید
۷۲-۳۸
محمدحسین میربابا:   آیا سینما همیشه در کار بازنماییِ موقعیت‌های انسانی است؟ یعنی مبتنی بر آنچه بازنمایی امر واقع می‌نامند؟ یا دست‌اندرکار «بازتابِ» واقعیت است؟ هر دو وضعیت بازنمایی و بازتاب وجهی کارکردی به سینما بخشیده‌اند. سینما هر جا که با یکی از این دو مولفه سروکار داشته باشد از یک صنعت سرگرمی صِرف فاصله گرفته و وجهی کاربردی پیدا می‌کند. در سینمای امریکا این وجه کاربردی به‌واسطه‌ی حضور پررنگ صنعت هالیوود در اختیار فیگورهای سینمای مستقل آن است. سینماگرانی که به‌واسطه‌ی رویکردهای متفاوت از صنعت روایی هالیوود هم دربیشتر بخوانید
۷۲-۴۲
پیاده‌سازی و ترجمه: رضا مولایی:   ژان-لوک گدار در سال ۱۹۸۶ به دیدار دوست قدیمی‌اش وودی آلن در نیویورک رفته و فیلم کوتاه خاصی از این دیدار ساخته است. ترکیب هنرمندانه صمیمیت، حرفه‌ای‌بودن و هوش هر دو دوست در این فیلم-گفت‌وگو، فوق‌العاده است. توضیح این نکته ضروریست که تیترهای میانی متن (intertitles) که به صورت بولد ایتالیک نوشته شده اند، عیناً در فیلم نمایش داده شده اند و علاوه بر دارا بودن رگه هایی از طنز خاص گدار، آیکونی از سبک فیلمسازی هر دو کارگردان نیز هستند. (صدای گدار رویبیشتر بخوانید
۷۲-۴۶
امین حامی‌خواه: «من نمی‌توانم به لحاظ کیفی به فیلم‌های برگمان برسم بنابراین می‌کوشم از لحاظ کمی با آن رقابت کنم.» (وودی آلن)   مواجهه با فیلم‌های وودی آلن از نخستین آثار شاخصش چون «دوباره بزن سام»، «زلیگ»، «آنی هال»، «موزها» تا فیلم‌های دهه هشتاد و نود چون «منهتن»، «جنایت و جنحه»، «ساختارشکنی هری» و همچنین آثار دوران متاخرش که بهترینشان اتفاقاً کمدی نیست یعنی «امتیاز نهایی» در زیست نقادانه و ارجاع مداوم، پرسش‌هایی را در تفکر انتقادی و بررسی زیبایی‌شناسی انتقادی برمی‌انگیزد. به نظر می‌رسد با وجود آنکه وودی آلنبیشتر بخوانید
۷۲-۴۸
ترجمه: شهریار خلفی: «پایان هالیوودی» دارای پایان و شروع سرگرم‌کننده‌ای است و نگاه شخصی وودی آلن به یک کارگردان سالخورده که برای بازگشت به روزهای اوج تلاش می‌کند، بسیار بارز است. میانه فیلم ولی مغشوش است. موضوعی که وودی آلن از آن به عنوان استعاره‌ای ظالمانه استفاده می‌کند، شاید در اثری ادبی خوب از آب درمی‌آمد ولی بر روی پرده نمایش، حتی در سبک کمدی قانع‌کننده نیست. البته برای کسانی که وودی آلن «بامزه و سرگرم‌کننده» را می‌پسندند، این اثر قطعاً لحظات جالبی دارد اما بیشتر فیلم یکنواخت، دلسردکننده، بی‌تعارف،بیشتر بخوانید
۷۲-۵۱
ترجمه‌: سعیده طاهری- بابک کریمی: از زمان انتشار «زوال سینما»، جستار سوزان سانتاگ در سال ۱۹۹۶، سینه‌فیلیا به‌عنوان موضوع بحث و مناظره و بررسی از نو مطرح شد۱ و از همان زمان این پرسش آزاردهنده که «آیا سینه‌فیلیا مرده و اگر نه، علائم حیاتی جدید آن کدام‌اند؟» با این بحث‌ها درهم‌تنیده شد. تردیدی نیست که سینه‌فیلیا از آغاز دوران طلایی‌اش -که تجسم آن ‌را می‌توان در عادات دلسپردگان پرشور سینه‌کلوب‌ها و سینماتک‌ها در دهه‌های پنجاه و شصت پاریس دید- دگرگونی‌های بی‌شماری را از سر گذرانده است. بسیاری از مفسران، سینه‌فیلیابیشتر بخوانید
۷۲-۵۶
تلخیص و ترجمه: بشیر سیاح : ممکن است عجیب باشد که آرزو کنیم آنچه  می‌نویسیم در طول زمان بی‌ربط به نظر برسد، اما این دقیقاً همان چیزی است که آرزو دارم برای صحبت‌های پیش رو اتفاق افتد. مشکلی اساسی با جشنواره‌های فیلم در دنیای انگلیسی-امریکایی چندان به تمایلشان به نمایش فیلم‌های بد مربوط نمی‌شود، گرچه خود این مسئله هم معضلی است. به کمبود فیلم‌هایی که به‌طور کلی با مخاطبان، منتقدان و انجمن‌های فیلم ارتباط برقرار کنند هم مربوط نمی‌شود. گرچه این ‌هم می‌تواند مسئله‌ای آزاردهنده باشد. حتی وابستگی به اکران‌هایبیشتر بخوانید