سینمای جهان

۷۳-۷۶
جاناتان بی. وُگِلز –  ترجمه: مهدی جمشیدی:   در اواخر دهه پنجاه میلادی، گروهی پرانرژی از فیلمسازان جوان به رهبری رابرت آل. دُرو و ریچارد لیکاک رویکردی جدید به فیلمِ غیرداستانی در پیش گرفتند. این فیلمسازان با اجتناب از صدای آمرانه راوی، فیلمنامه‌های آموزشی و فرمت سنتی مسئله-‌راه‌حل که توسط بسیاری از پیشینیان آنها به کار گفته می‌شد، در تلاش بودند تا رویدادهای زندگی را همان‌طور که وجود داشت، ثبت و ضبط کنند. آنها به درام واقعی بیشتر از رشته داستان‌های ساختگی در مستندهای اولیه توجه نشان داده و آن رابیشتر بخوانید
۷۳-۸۲
در این بخش به موضوعات، مفاهیم و نظریه‌های مختلف، گسترده و گاه متناقضی می‌پردازیم که به نقش زنان در سینما و صنعت فیلمسازی مربوط می‌شوند. قصد داریم با رویکردی تحلیلی به فیلمسازان، بازیگران، و حتی فیلمبرداران و دیگر فعالانِ زن در عرصه فیلمسازی نزدیک شویم و با کمک نظریه‌ها و مطالعات سینمایی و فمینیستی درباره کارگردانی زنان، نحوه بازنمایی زنان، تاریخچه حضور آنها در برابر و پشت دوربین، و همچنین درباره واکنش تماشاگران و مسئله همذات‌پنداری بنویسیم یا تعدادی از مقالات کلیدی را ترجمه کنیم. البته اینجا فقط بر فیلمسازانبیشتر بخوانید
۷۳-۸۳
آزاده جعفری: «اینکه هویتت را به عنوان یک زن پیدا کنی، کار سختی‌ست: هم در جامعه، هم در زندگی خصوصی، و هم در بدنت. این کندوکاو در هویت زنانه معنای مشخصی برای فیلمسازان زن دارد: چون همچنین جست‌وجویی‌ست برای یافتن شیوه‌ای از فیلمسازی، فیلم‌ساختن همچون یک زن» (آنیس واردا) اَنیس واردا تا نود‌سالگی همچنان فیلم ساخت، عکاسی کرد و در جشنواره‌ها درخشید. او سه سال پیش نخل طلای افتخاری شصت‌وهشتمین جشنواره فیلم کن را دریافت کرد، هر چند فقط مهمان افتخاری جشنواره‌های بزرگ سینمایی نبود بلکه فیلمسازی بود پرشور وبیشتر بخوانید
۷۳-۸۹
ترجمه: فتانه جعفری چند روز پیش اعلام کردند که آنیس واردا نخل طلای افتخاری جشنواره کن ۲۰۱۵ را دریافت خواهد کرد. مراسم تاثیرگذاری برای تقدیر از واردا به نظر می‌رسد -او چهارمین کارگردانی ا‌ست که این جایزه را می‌گیرد-، هر چند به تجربه من، واردای ۸۶ساله تمایل زیادی ندارد تا چیزی را به کسی اثبات کند، و هنوز اصرار دارد هر کاری را در حد استانداردهای سخت خودش انجام دهد. با نهایت احترام اشاره می‌کنم که من با واردا هنگام نمایش آثارش در مرکز فیلم لینکلن و بعد از اتمامبیشتر بخوانید
۷۳-۹۴
آلن بدیو –  ترجمه: صالح نجفی:   فلسفه فقط تا جایی وجود دارد که نسبت‌هایی خارق اجماع در کار باشند؛ نسبت‌هایی که نمی‌توانند پیوند بزنند یا نباید پیوند بزنند. هنگامی که هر پیوندی مشروعیت طبیعی داشته باشد، فلسفه ناممکن یا بیهوده خواهد بود. فلسفه خشونتی است که تفکر در حق نسبت‌های ناممکن روا می‌سازد.   امروزه، یعنی در دورانِ «پس از دلوز»، به وضوح شاهدیم که سینما درخواستی از فلسفه دارد- یا فلسفه درخواستی از سینما دارد. بنابراین مسلم است که سینما نسبت‌هایی خارق اجماع، پیوندهایی سرتاپا بعید و نامحتمل، پیشبیشتر بخوانید
۷۳-۹۸
آرزو داشتم که صحنه به باریکی طناب بندبازی بود، تا هیچ شخص بی‌کفایتی جرات نمی‌کرد روی آن گام نهد. «یوهان ولفگانگ وان گوته» (Goethe 1749 – 1832) ** خسرو خورشیدی (۵ آذر ۱۳۳۱- همدان)، از پیشکسوتان حوزه هنرهای تجسمی، مجسمه‌ساز، طراح، نقاش، طراح صحنه، طراح لباس و مدرسِ هنر در دانشگاه‌های ایران است. خورشیدی از نخستین دانش‌آموختگان «مدرسۀ عالی دارالفنون» است که در آکادمی هنرهای زیبای رم در رشته‌های طراحی و معماری صحنه ادامه تحصیل داده و در مراکز هنری ایتالیا در زمینه‌هایی چون اپرا، سینما، تئاتر، تلویزیون، طراحی لباس،بیشتر بخوانید
۷۳-۱۰۸
پیام فروتن: در تعریف «معماری صحنه»، از منظر تئاتر، می‌توان آن را به دو بخش تقسیم اساسی کرد. معماری مربوط به سالن تئاتر و معماری مربوط به طراحی صحنه. معماری سالن‌های تئاتر پیشینه‌ای از یونان باستان دارد که مسیر تکاملی خود را تا قرن بیستم طی کرده است. ولی سابقه معماری صحنه، از انتهای قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم است که از سوی افرادی چون «آدولف آپیا» و «ادوارد گوردون گریگ» ابداع و مطرح شد. مسئله معماری صحنه این بود که چطور می‌توان بازیگری سه‌بُعدی را در فضای دوبُعدیبیشتر بخوانید
۷۲-۶
همایون خسروی‌دهکردی: از دید هنرمند همه موجودات جهان اعم از جاندار و بی‌جان دارای کاراکتر هستند؛ یک شخصیت که قرار است نقشی در چرخه زندگی ایفا کند. به همین دلیل هر موجود داستانی دارد که باید توسط مولفان کشف و روایت شود. وودی آلن بیش و پیش از آنکه دست‌پرورده سینمای امریکا باشد زاده کاراکتری است که در خود کشف کرد. شخصیتی که قبل از ورود به سینما کشف و خلق شد. کاراکتر روشنفکر سرگشته و بی‌پناهی از اقشار نسبتاً‌ مرفه طبقه متوسط که عرضه بیرون‌رفتن از تله‌ای که کلافبیشتر بخوانید
۷۲-۱۲
ترجمه: صالح نجفی: «فکر نکنم دورتر از شعاع سی‎‌دقیقه‌ایِ کافه‌تریای روسی بتوانم زندگی کنم.» (وودی آلن، نقل‌شده در فصلنامۀ جنتلمن) [کافه‌تریای روسی (Russian Tea Room) نام رستورانی روسی-اروپایی است واقع در خیابان پنجاه‌وهفتم غربی در محلۀ منهتن نیویورک. این رستوران در ۱۹۲۷ افتتاح شد. موسس آن اعضای سابق بالۀ امپریال روسیه بودند، اینان رستوران را به‌عنوان محلی برای تجمع مهاجران روسی مقیم نیویورک به‌راه انداختند. شهرت رستوران مدیون حضور مهاجرانی بود که در صنعت سینما و تئاتر فعال بودند. وودی آلن از مشتریان ثابت این رستوران بوده.] «اما تنها سوال‌هاییبیشتر بخوانید
۷۲-۲۰
گردآوری، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده وودی آلن بارها به زندگی و مرگ و کودکی‌اش در این گفت‌وگو اشاره می‌کند. او به عدم قطعیت پدیده‌های این جهان ایمان آورده است و به راحتی خود را به سخره می‌گیرد. کاری که کمدین‌ها در آن چیره‌دست هستند. ما او را باور می‌کنیم چون در اوج سادگی از حقیقت درونش می‌گوید. وقتی به ما می‌قبولاند برای او راحت‌ترین کار ساختن فیلم در نیویورک است و تماشای بیسبال. او جهان و معادله‌هایش را سهل و ممتنع یافته است و دیدگاه او بدون شک قابلبیشتر بخوانید