سینمای جهان

۷۶-۸
«داستان کوتاه ابزاری است که انسان له‌شده به وسیله آن جامعه مسلط بر خودش را مورد خطاب قرار می‌دهد.» (فرانک اوکانر) همایون خسروی‌دهکردی: نزدیک بود سهراب شهید‌ثالث (مثل چندتای دیگر) آثار ماندگارتری برایمان خلق کند. حیف شد. واقع‌گرایی ویژه شهید‌ثالث با انتخاب لایه‌های ناپیدای زندگی روزمره آدم‌های ظاهراً‌ معمولی، حیات دیگری خلق می‌کند، حیات تاریک و کندی که فقر و تنهایی آدم‌ها در آن، به موثرترین شکل جلوی چشم‌ ما جان می‌گیرد. حیف شد که سهراب شهید‌ثالث در ایران نماند، افسوس که او در آلمان هم ماندگار نشد و صدافسوسبیشتر بخوانید
۷۶-۲۰
ترجمه: بهروز سلطانزاده: اشاره: گفت‌وگوهای زیادی با سهراب شهیدثالث وجود دارد که همه منتشر شده، چه‌بسا بارها تکرار و به آنها اشاره شده. بنابراین گفت‌وگویی منتشرنشده درباره او انتخاب کردیم. خانم فردیکه بروهایم هنرپیشه نقش لوئیزه در فیلم «فرزندخوانده ویرانگر» کوتاه از او می‌گوید. هر کس به طور مرتب روزنامه‌ی هفتگی فرایتاگ را (Frei tag)  را می‌خواند مطمئناً سهراب شهیدثالث را می‌شناسد. در چندین مصاحبه با هنرمندان مختلف سعی شده خوانندگان با بیوگرافی و زندگی هنری شهیدثالث آشنا شوند و به روشن‌شدن مشکلات این کارگردان فراملیتی و شناختن کسی کهبیشتر بخوانید
۷۶-۲۴
عباس بهارلو تیرماه ۱۳۷۷، پس از فوت دریغ‌آور سهراب شهیدثالث، دو مقاله دربارۀ او و فیلم‌هایش نوشتم: یکی با نام «فیلم‌شناسی سهراب شهیدثالث» و دومی «راوی انسان‌های ضعیف، تنها، ترس‌خورده و غریب‌» («فیلم و سینما»، شمارۀ ۸، تیر ۱۳۷۷) متأسفانه آن فیلم‌شناسی هم‌چنان و تا به امروز کامل‌ترین فیلم‌شناسی شهیدثالث است و فیلم دیگری به آن افزوده نشده، و در مواردی هم که افزوده شده متأسفانه یا بی‌مأخذ است یا غلط؛ به‌عنوان نمونه فیلم مستند از مجلس تا سرچشمه را به او نسبت داده‌اند (امید، جمال، «تاریخ سینمای ایران»، انتشاراتبیشتر بخوانید
۷۶-۳۰
محمد حقیقت:   طی سال‌های بسیاری، از ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) که با «یک اتفاق ساده» در جشنواره جهانی فیلم تهران شگفتی آفرید تا به امروز، مطالب، تحلیل‌ها و تفسیرهای بسیاری بر آثار سهراب شهیدثالث به زبان‌های گوناگون نوشته شده که به قولی مثنوی هفتاد‌من کاغذ می‌شود. از این رو  در اینجا علاقه‌مندم چند سند، عکس و صفحاتی از یک سناریوی دیده‌نشده سهراب شهیدثالث را ارائه کنم. وی علاقه بسیاری به فیلمنامه «ستاره یک شب تیره» داشت که در آلمان نوشته بود و در اختیارم قرار داده بود تا شاید بتواند بابیشتر بخوانید
۷۶-۳۳
مهدی ملک: در فیلم «نظم» (۱۹۸۰) -هربرت اسلادوسکی‌- که خانه‌نشین شده و از کار‌کردن دلزده، صبح‌ها در خیابان با فریاد «بیدار شوید» خواب همسایگانش را آشفته می‌کند. هربرت از نگاه ‌‌همسر، همسایه‌ها و دوستان ‌‌همسرش یک انگل است که از حقوق محقر ‌‌همسر صندوقدارش تغذیه کرده، کار نمی‌کند و مکان‌های حضورش در خانه محدود به میز غذا و دستشویی است. در صحنه‌ای کلیدی از فیلم -‌‌هنگامی که او به همراه دوستان ‌‌همسرش در پارکی جنگلی مشغول قدم‌زدن است-‌‌ در میانه دیالوگی میان او و یورگن معلوم می‌شود که شغل اصلی‌اشبیشتر بخوانید
۷۶-۳۶
رامین اعلایی: سهراب شهیدثالث یک نویسنده/کارگردان است. فیلمنامه‌های او حاصل یک چیدمان بسیار منظم صحنه و مجموعه‌ای از میزانسن‌های استادانه است. هر کسی یک بار نگاهی به فیلمنامه‌های او بیندازد با انبوه عظیمی از شرح صحنه‌ها مواجه می‌شود. فیلم‌‌های او پردیالوگ نیستند ولی همین دیالوگ‌های کم‌شمار نیز چاره‌ای جز دفن‌شدن در زیر شرح صحنه‌های پر از جزئیات او ندارند. او کارگردانی است که در فیلمنامه‌هایش حتی موقعیت اداشدن دیالوگ‌های کم‌تعداد کاراکترهایش را مشخص می‌کند. محدوده‌ی حرکت کاراکترها، زاویه‌ی دوربین و گاه حتی نحوه‌ی نورپردازی توسط خودش در متن نوشته شدهبیشتر بخوانید
۷۶-۴۰
اردوان تراکمه: در یادداشت پیش رو در تلاشم تا از منظری دیگر به سینمای سهراب شهیدثالث بپردازم و نشان دهم که چگونه تقریباً تمام عناصر فرمال و ساختاری فیلم‌هایش همگی در راستای ترسیم جهانی است که از طریق آن می‌توان به تجربه زیسته فیگور «تبعیدی» و «غریبه» در جامعه معاصر نزدیک شد؛ رویکردی که در این سال‌ها به ویژه در فیلم‌های پدرو کاستا نیز شاهدیم. سینما در جهان شهیدثالث همواره در کار ارائه تصویری بدون سانسور از واقعیت آن چیزی است که می‌توان سرمایه‌داری جهانی‌شده متأخر دانست. به این شکلبیشتر بخوانید
۷۶-۴۲
آیین فروتن: در صحنه‌ی پایانی، پیرمرد سوزنبان در خانه‌ی محقر و خالی‌اش یکه‌ و تنها ایستاده، و نور از پنجره‌ای در پس‌زمینه به درون اتاق می‌تابد؛ پیرمرد لحظه‌ای در برابر آینه‌ی کوچک روی دیوار می‌ایستد و با مکث و درنگ به تصویر چهره‌‌اش می‌نگرد تا آنکه با برداشتن آینه برای همیشه وجود و تصویر خود را از خانه به سفر و کوچِ بی‌بازگشت می‌بَرد. این پایان‌بندیِ «طبیعت بی‌جان» (١٩٧۴)، واپسین تصویر و نما از دوران کوتاه اما پربارِ فیلمسازی سهراب شهیدثالث در ایران است و عجیب آنکه سرنوشتِ شهیدثالث نیزبیشتر بخوانید
۷۶-۴۵
محمدحسین میربابا:   سهراب شهیدثالث فیگوری یکه در سینمای ایران بوده و با همین مختصاتی که در ایران شکل داد چمدان خود را بست و راهی آلمان شد و چند فیلم درخشان دیگر ساخت؛ فیلم‌هایی که او را در زمره‌ی مهم‌ترین فیلمسازان صاحب سبک تاریخ سینما قرار داد. شهیدثالث جزو پیشگامان سبک مینی‌مالیسم در سینما به شمار می‌رود. نکته‌ی مهم این است که تمام ویژگی‌های مهم و شاخص سبکی در سینمای شهیدثالث در همین دو فیلم بلندی که در ایران ساخت وجود دارد. «یک اتفاق ساده» محصول سال ۱۳۵۲ وبیشتر بخوانید
۷۶-۴۸
نوید غفاری: «این سبکی است که می‌خواهم در تمامِ فیلم‌هایم حفظ کنم: مشاهده‌کردن، متوجه‌شدن، بدون به اشتراک‌گذاشتنِ احساسات و هیجانات. وقتی خودم را در سمت شخصیت‌هایم قرار می‌دهم یا از آنها دفاع می‌کنم، بیننده نمی‌تواند خودش قضاوت کند. مسئله اما ارائه‌دادن برای دیدن است.»۱ مشاهده و کنار‌ایستادن و سپردن قضاوت به مخاطب سبکی‌ست که سهراب شهیدثالث تا آخرین فیلمش به آن وفادار ماند. در دنیای این کارگردان فیلم مانند دادگاهی است که وظیفه‌اش آوردن متهم و فراهم‌کردن فضایی برای ارائه‌ی اتهامات و دفاعیات‌ است. از آن پس قضاوت بر عهده‌یبیشتر بخوانید