سینمای جهان

۷۲-۶
همایون خسروی‌دهکردی: از دید هنرمند همه موجودات جهان اعم از جاندار و بی‌جان دارای کاراکتر هستند؛ یک شخصیت که قرار است نقشی در چرخه زندگی ایفا کند. به همین دلیل هر موجود داستانی دارد که باید توسط مولفان کشف و روایت شود. وودی آلن بیش و پیش از آنکه دست‌پرورده سینمای امریکا باشد زاده کاراکتری است که در خود کشف کرد. شخصیتی که قبل از ورود به سینما کشف و خلق شد. کاراکتر روشنفکر سرگشته و بی‌پناهی از اقشار نسبتاً‌ مرفه طبقه متوسط که عرضه بیرون‌رفتن از تله‌ای که کلافبیشتر بخوانید
۷۲-۱۲
ترجمه: صالح نجفی: «فکر نکنم دورتر از شعاع سی‎‌دقیقه‌ایِ کافه‌تریای روسی بتوانم زندگی کنم.» (وودی آلن، نقل‌شده در فصلنامۀ جنتلمن) [کافه‌تریای روسی (Russian Tea Room) نام رستورانی روسی-اروپایی است واقع در خیابان پنجاه‌وهفتم غربی در محلۀ منهتن نیویورک. این رستوران در ۱۹۲۷ افتتاح شد. موسس آن اعضای سابق بالۀ امپریال روسیه بودند، اینان رستوران را به‌عنوان محلی برای تجمع مهاجران روسی مقیم نیویورک به‌راه انداختند. شهرت رستوران مدیون حضور مهاجرانی بود که در صنعت سینما و تئاتر فعال بودند. وودی آلن از مشتریان ثابت این رستوران بوده.] «اما تنها سوال‌هاییبیشتر بخوانید
۷۲-۲۰
گردآوری، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده وودی آلن بارها به زندگی و مرگ و کودکی‌اش در این گفت‌وگو اشاره می‌کند. او به عدم قطعیت پدیده‌های این جهان ایمان آورده است و به راحتی خود را به سخره می‌گیرد. کاری که کمدین‌ها در آن چیره‌دست هستند. ما او را باور می‌کنیم چون در اوج سادگی از حقیقت درونش می‌گوید. وقتی به ما می‌قبولاند برای او راحت‌ترین کار ساختن فیلم در نیویورک است و تماشای بیسبال. او جهان و معادله‌هایش را سهل و ممتنع یافته است و دیدگاه او بدون شک قابلبیشتر بخوانید
۷۲-۲۴
ترجمه: مهدی ملک: اصطلاح بدنام و لغزنده پسامدرنیسم تقریباً به واژه‌ای بی‌معنا بدل شده است. این موضوع به شکلی کنایی چندان هم بی‌راه نیست چرا که بی‌معنایی دغدغه اصلی پسامدرنیسم به شمار می‌آید. برخی از بامزه‌ترین لحظات در بسیاری از فیلم‌های وودی آلن حول افسردگی شخصیت اصلی فیلم شکل می‌گیرد که ریشه آن پی‌بردن به بی‌معنایی زندگی است. در «آنی هال»، مادر الوی سینگر، او را پیش پزشک خانوادگی می‌برد زیرا «او دچار افسردگی شده است و در نتیجه آن قادر به انجام هیچ کاری نیست». الوی توضیح می‌دهد کهبیشتر بخوانید
۷۲-۲۷
برنا حدیقی:   مهم نیست که مرگ کی و کجا سراغ شما می‌آید، مهم این است که آن موقع شما آنجا نباشید. (وودی آلن) منتقدان و نظریه‌پردازان مطالعات سینمایی، در تحلیل رابطه‌ی میان کارگردانان و بازیگران، برای همکاری‌های متعدد میان یک فیلمساز و یک بازیگر به خصوص، از اصطلاحی در خیمه‌شب‌بازی بهره برده‌اند؛ اصطلاحی به نام “ventriloquism”. این اصطلاح به این کنش خیمه‌شب‌بازی اشاره دارد که یک فرد مشخص، به جای تعداد متعددی از شخصیت‌ها، با تغییر لحن و صوت حرف می‌زند. مبتنی بر چنین تکنیکی، نظریه‌پردازان سینمایی، کارگردان‌هایی رابیشتر بخوانید
۷۲-۳۰
ترجمه: رامین اعلایی: هم برای [ایزاک] بابل۱ و هم برای [وودی] آلن، یهودیت همان بار مسئولیتی‌ست که غنا می‌بخشد. یهودیت محصول سنت‌هایی‌ست که فونداسیون آن را شکل می‌دهند، هم زیبا و هم خطرناک: خاطره‌ی دردناک ضدسامی‌گری و زیبایی یادآوری، زیبایی پرسشگری مدامی که با حقیقت غیرقابل اجتناب هویت یهودی از راه می‌رسد، و رنجِ درک اینکه اغلب اوقات، به این سوالات پاسخی داده نمی‌شود… اما در هر حال باید یکی از آنها بپرسد؛ این به واقع سنت یهودی‌ست. یهودیتی که این هنرمندان به اشتراک می‌گذارند، آثار آنها را به یکدیگربیشتر بخوانید
۷۲-۳۴
امیرهوشنگ للهی: «زندگی بی‌معنی است. شما در جهانی تصادفی زندگی می‌کنید. حیات شما بی‌معنی است و هر چه در زندگی خلق می‌کنید در نهایت ناپدید می‌شود. زمین نابود می‌شود، خورشید می‌سوزد و جهان می‌رود و همه‌چیز تمام می‌شود.» (وودی آلن) مقدمه وودی آلن در طول دوران فیلمسازی پربار و طولانی‌اش بارها به مضامین و تم‌های مشابهی بازگشته است. باوجودی که او را یک فیلمساز کمدی می‌شناسند اما در تعدادی از فیلم‌های جدی‌اش به سراغ  ژانر جنایی و تریلر رفته است. همان‌گونه که همیشه گفته شیفته‌ی داستایفسکی و رمان مشهورش، «جنایتبیشتر بخوانید
۷۲-۳۸
محمدحسین میربابا:   آیا سینما همیشه در کار بازنماییِ موقعیت‌های انسانی است؟ یعنی مبتنی بر آنچه بازنمایی امر واقع می‌نامند؟ یا دست‌اندرکار «بازتابِ» واقعیت است؟ هر دو وضعیت بازنمایی و بازتاب وجهی کارکردی به سینما بخشیده‌اند. سینما هر جا که با یکی از این دو مولفه سروکار داشته باشد از یک صنعت سرگرمی صِرف فاصله گرفته و وجهی کاربردی پیدا می‌کند. در سینمای امریکا این وجه کاربردی به‌واسطه‌ی حضور پررنگ صنعت هالیوود در اختیار فیگورهای سینمای مستقل آن است. سینماگرانی که به‌واسطه‌ی رویکردهای متفاوت از صنعت روایی هالیوود هم دربیشتر بخوانید
۷۲-۴۲
پیاده‌سازی و ترجمه: رضا مولایی:   ژان-لوک گدار در سال ۱۹۸۶ به دیدار دوست قدیمی‌اش وودی آلن در نیویورک رفته و فیلم کوتاه خاصی از این دیدار ساخته است. ترکیب هنرمندانه صمیمیت، حرفه‌ای‌بودن و هوش هر دو دوست در این فیلم-گفت‌وگو، فوق‌العاده است. توضیح این نکته ضروریست که تیترهای میانی متن (intertitles) که به صورت بولد ایتالیک نوشته شده اند، عیناً در فیلم نمایش داده شده اند و علاوه بر دارا بودن رگه هایی از طنز خاص گدار، آیکونی از سبک فیلمسازی هر دو کارگردان نیز هستند. (صدای گدار رویبیشتر بخوانید
۷۲-۴۶
امین حامی‌خواه: «من نمی‌توانم به لحاظ کیفی به فیلم‌های برگمان برسم بنابراین می‌کوشم از لحاظ کمی با آن رقابت کنم.» (وودی آلن)   مواجهه با فیلم‌های وودی آلن از نخستین آثار شاخصش چون «دوباره بزن سام»، «زلیگ»، «آنی هال»، «موزها» تا فیلم‌های دهه هشتاد و نود چون «منهتن»، «جنایت و جنحه»، «ساختارشکنی هری» و همچنین آثار دوران متاخرش که بهترینشان اتفاقاً کمدی نیست یعنی «امتیاز نهایی» در زیست نقادانه و ارجاع مداوم، پرسش‌هایی را در تفکر انتقادی و بررسی زیبایی‌شناسی انتقادی برمی‌انگیزد. به نظر می‌رسد با وجود آنکه وودی آلنبیشتر بخوانید