سینمای جهاندسته

ALL-78
علی کرباسی مرگ همان‌گونه که باید به سراغ همه‌ی آدمیان بیاید، در ۳۰ ژوئیه [۲۰۰۷] به سراغ اینگمار برگمان هم آمد و سیل سوگنامه‌ها به مثابه سکه‌های ماشین‌های بازی روانه شد. «تایمزِ» لندن با این تیتر برنده‌ی مدیحه‌سرایی شد که: «اینگمار برگمان، کارگردان مستقلِ سینمایِ بی‌امید که هوادارانش او را بهترین فیلمساز تاریخ می‌دانستند، در سن هشتادونه سالگی درگذشت.» بعد «بوستون گلوب» با این تیتر روی دست بقیه بلند شد: «اینگمار برگمان، استاد هزارچهره‌ی فیلمسازی که آثارش درهای سینما را به جست‌وجو‌های عمیق معنوی و فلسفی گشود، صبح دوشنبه درگذشت.»بیشتر بخوانید
۶۵-۶
همایون خسروی‌دهکردی نام برگمان همواره در کنار واژه‌هایی چون ضمیر انسان، ژرفا و تعالی هنر، تقدیر هنرمند و انسان در دنیای مدرن و… همراه بوده و سینماگران بزرگی مانند تارکوفسکی، آلمودوار، ژان لوک گدار، وودی آلن، داریوش مهرجویی، اصغر فرهادی و اغلب سینماگران دهه ۱۹۷۰ امریکا، فرانسه و سردمداران موج نو در اغلب کشورها خود را متاثر از او می‌دانند. جابه‌جا می‌توان نشانه‌های آثار برگمان را در فیلم‌های مطرح جهان دید. اسکاندیناوی- نوردیک در حقیقت کشورهای اسکاندیناوی شامل سه کشور سوئد، نروژ و دانمارک می‌شود ولی از آنجا که اینبیشتر بخوانید
ALL-12
بهروز سلطانزاده «هیچ کس هیچ گاه نباید درگیر ‌کشیدن پرتره‌ای از خویش شود چرا که با وجود تلاش برای بیان حقیقت، دروغ‌گفتن امری خطاست.» این جمله از اینگمار برگمان، فیلسوف و مرد صادق و صبور سینمای سوئد و جهان، ما را بر آن داشت تا به جای ترجمه مصاحبه‌ای از او که ترسیم چهره او توسط صورتگری دیگر است، بوم و قلم‌مو و رنگ‌ها را به دست خود او بسپاریم تا خود، تصویر حقیقی خود را بنمایاند که قطعاً بسیار به واقعیت نزدیک است. *** – از من می‌پرسند هدفبیشتر بخوانید
ALL-16
صالح نجفی دربارۀ فیلم پرسونا می‌توان سه گزارۀ اغراق‌آمیز طرح کرد و از این طریق، به‌جای تلاش بی‌ثمر برای تفسیر فیلم، بر هستۀ مقاوم در برابر تفسیر آن انگشت گذاشت. یکی اینکه پرسونا از فلسفی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست. در دورۀ مدرن، وقتی از کارهای هنری صحبت می‌شود، هر کار بیش و پیش از هرچیز تاملی دربارۀ خود آن مدیوم است. مثل نقاشی‌هایی که موضوع اصلی‌شان خود نقاشی و صفحۀ بازنمایی است و امکان ادامه‌دادن به نقاشی، و همین‌طور دربارۀ ادبیات و سایر هنرها. سینمای مدرنیستی هم، بعد از اورسن ولز،بیشتر بخوانید
ALL-20
امیرحسین سیادت فردریک آگرمان همراه با همسرش، آن، به تماشاخانه رفته تا آخرین نمایشِ دزیره، ستاره‌ی صحنه، را به اتفاق تماشا کنند. فردریک خبر ندارد که کمی پیشتر در خواب نامِ دزیره را به زبان آورده و رازش را نزدِ همسرش فاش کرده. سالن تاریک است و نمایش آماده‌ی اجرا. پرده که کنار می‌رود نورِ صحنه جایگاهِ فردریک و آن را نیز روشن می‌کند تا پیام دهد این جایگاه را نیز همچون صحنه‌ی نمایشی دیگر، و زن و شوهر را بسان بازیگر ببینیم چرا که هر دو دارند چیزی رابیشتر بخوانید
۶۵-۲۴
نوید پورمحمدرضا گرچه اینگمار برگمان در فهرست فیلمسازان فلسفی هر فردی حضور دارد، اما تلاش برای تبیین دلالت‌های فلسفی فیلم‌های او به نتایجی کاملاً متفاوت منتهی شده است. یکی از دلایل این امر این است که مفسران بر سر اینکه چطور باید محتوای فلسفی یک کارنامه‌ی سینمایی را شناسایی کرد، توافق‌نظر ندارند. در حالی‌که برخی از مفسران قویاً معتقدند که بهتر است در حین تفسیرِ مضامین و داستان فیلم‌ها از دیدگاه‌های فلسفی خودشان بهره ببرند، دیگران مدعی‌اند که محتوای اثر، دست‌کم تا حدی، برساخته‌ی پس‌زمینه و ایده‌های خود فیلمساز است،بیشتر بخوانید
ALL-30
رامین اعلایی یوناس ماهیگیر در نور زمستانی به دلیل آنچه وحشت از دست‌یافتنِ چینی‌ها به بمب اتمی اعلام می‌شود، خود را می‌کشد. در اینجا ایده‌ی خودکشی ایده‌ی منطق تصمیم‌گیری است، آنجا که این عملِ آرمانی خود را در تلاشی برای برجسته‌ساختن زمان نشان می‌دهد، از طریق شکافتن لحظه‌ای که خود سرپوشی بر معنای زندگی، به جریان بی‌پایان از زمان است که به واقع جریان وجود ما را تشکیل می‌دهد. یوناس با گریز از خصوصیت پایان‌ناپذیری زندگی‌اش و با خاتمه‌دادن به آن، پیش از مُردن از زمانمند‌بودن خودِ زندگی می‌گریزد. عملِبیشتر بخوانید
ALL-32
رضا مولایی اینگمار برگمان که از او به عنوان مطرح‌ترین هنرمند تجسمی سوئد یاد می‌شود، اتفاقاً علاقه چندانی به مصادیق کلاسیک هنرهای تجسمی نداشته است. در کنار تئاتر و سینما که حوزه‌های مستقیم کاری او محسوب می‌شوند، علاقه نخست او در شاخه‌های مختلف هنری، موسیقی بوده است. او اعتقاد داشت که حضور توام فیلم و موسیقی احساسات مخاطب را مستقیماً -‌و نه ازطریق عقل‌- متاثر می‌کند. اگر قبول داشته باشیم که آثار برگمان به طور جزئی یا ضمنی ملهم از هنرهای تجسمی هستند، سوال این است که این منابع الهام‌بخشبیشتر بخوانید
ALL-37.
امین حامی‌خواه نمای نزدیک و چهره‌های عریان پیش به سوی تفسیری ضد‌روانکاوانه و ضد‌نشانه‌شناختی از سینمای برگمان «کار ما با چهره انسانی آغاز می‌شود. امکان نزدیک‌شدن به چهره انسان ابتکار اصلی و کیفیت متمایز و شاخص سینماست.» (اینگمار برگمان) باور عمومی مواجهه با فیلم‌ها بر این اساس بنیان گذاشته شده که تاکید بر چهره‌ها با نماهای نزدیک حامل عواطف و تاثیرات و ایده‌های مولف و بازیگران است. خب ظاهراً این نکات چندان کاشف رازهای فلسفی قاب‌های شبح‌وار چهره‌ها در سینما نیست. چهره‌ها صرفاً ابزارهایی در دستان مولف نیستند و گاهبیشتر بخوانید
ALL-40
مهدی ملک تریلوژی ایمان برگمان را اغلب حکایت دست‌شستن فیلمساز از حرارت ایمان پروتستانی، در اتمسفر سرد سکوت خداوند نامیده‌اند. با این حال این کم‌رنگ‌شدن نور ایمان بر گسست از ایمان دیگری سایه افکنده است و آن رهایی فیلمساز از سرسپردگی به الگوهای روایت داستانی در سینما است. تا پیش از انقلاب سینمایی تریلوژی، شاهکارهای برگمان روایت‌هایی داستانی به شمار می‌آیند که در آن کلام و دیالوگ بار انتقال معنا را بر دوش می‌کشند. از این رو اعتراف شوالیه «مهر هفتم» در کلیسا به تک‌گویی دراماتیکی شبیه است و نوسانبیشتر بخوانید