سینمای جهاندسته

۶۷-۷
همایون خسروی‌دهکردی : کریستین مونجیو پرورده یکی دیگر از مدارس سینمایی بلوک شرق سابق است. مدارسی که پس از جنگ دوم جهانی و با تاسی از VGIK در مسکو از سوی حکومت‌های سوسیالیستی و با هدف آموزش سینماگرانی در خدمت گسترش عقاید سوسیالیستی در کشورهای مختلف پا گرفتند و سینماگرانی مثل آندره وایدا، میلوش فورمن، آندری تارکوفسکی، الکساندر ساکوروف، رومن پولانسکی، امیر کاستاریکا و بسیاری دیگر از سینماگران نام‌آور را تقدیم سینمای جهان کردند و حتی در کشورهایی مثل امریکا الگو قرار گرفتند.۱ برخی از این مدارس در فهرست زیربیشتر بخوانید
۶۷-۱۷
‌گردآوری و ترجمه: بهروز سلطانزاده: واقع‌گرایی یکی از مولفه‌های اصلی سینمای کریستین مونجیو به شمار می‌اید. کریستین مونجیو بر این عقیده است که می‌خواهد پرتره‌ای از عصر خود بسازد. و به قول خودش مردم را به چالش می‌کشد تا به چیزهایی نگاه کنند که نمی‌خواهند بودن آنها را در وجود خود بپذیرند. اینجاست که سینمای او با واقع‌گرایی خاص او پیوند می‌خورد. او می‌گوید فیلم‌هایش رئالیستی‌تر از جریان سینماست. گفته‌ی «من تصمیم گرفتم اگر می‌خواهم فیلم‌هایی بسازم که از حوادث کوچک زندگی روزمره الهام گرفته باشند، باید به نحوه‌ی وجودبیشتر بخوانید
logo-2
رامین اعلایی: در صحنه‌ای کمتر مطالعه‌شده از فیلم ۴ ماه و ۳ هفته و ۲ روز، اوتلیا که به اصرار معشوقش در میهمانی تولد مادر او شرکت کرده در مقابل دوربین صبور کریستین مونجیو که با وسواسی هیستریک تمامی جزئیات صحنه را ثبت می‌کند، کاملاً بی‌میل، ناخرسند، عصبی و مضطرب برای پایان‌گرفتن این مهمانی خانوادگی -که واجد باری جامعه‌شناسانه از منظر طبقاتی و رومانیِ تسحیلاتی‌ست- و رهایی انتظار می‌کشد. اوتلیا ساعتی قبل در اتاقی در یک هتل شاهد پروسه‌ی غیرقانونی سقط جنین به وسیله یک ماما بوده است. و کسیبیشتر بخوانید
۶۷-۳۴
امیرهوشنگ للهی : در سینمای معاصر جهان به ندرت پیش می‌آید که فیلمِ یک فیلمساز تاثیر آشکاری از فیلمِ فیلمساز دیگری گرفته باشد. البته کارگردان‌هایی مثل نوری بیلگه‌جیلان آشکارا از تاثیر سینمای کیارستمی و تارکوفسکی بر خود می‌گویند یا اینکه در سینمای فیلمسازانی مثل یورگوس لانتیموس و روبن استلوند تاثیری از سینمای فون‌تریر و هانه‌که تا اندازه‌ای آشکار است. اما این تاثیر بیشتر مربوط به کلیت آثار فیلمساز مرجع است. یعنی فیلمسازان متاثر‌شده از مجموع آثار فیلمساز مرجع تاثیر می‌گیرند. به این فهرست می‌شود افراد دیگری هم اضافه کرد. امابیشتر بخوانید
۶۷-۳۶
برنا حدیقی : امانوئل لویناس (۱۹۹۵-۱۹۰۶) فیلسوف فرانسوی متولد لیتوانی، فیلسوف اخلاق است. به گفته‌ی ژاک دریدا، فلسفه‌ی لویناس فلسفه‌ی اخلاق نیست بلکه فلسفه‌ی فلسفه‌ی اخلاق است و به گفته‌ی فیلیپ نمو، لویناس یگانه اخلاق‌گرای تفکر معاصر است. لویناس با تاکید بر مضامینی نظیر «رابطه‌ی چهره‌به‌چهره با دیگری» و «رابطه با برون‌سویی که تن به مضمون‌پردازی نمی‌دهد» پرده از حالت خنثای فلسفه‌ی گذشته برداشت و درصدد این برآمد تا «فراسویی هستی‌شناختی» را به زبانی بازگوید که کمترین وام را به سنت هستی‌شناختی داشته باشد. چنین ایده‌ای، لویناس را بدان سوقبیشتر بخوانید
۶۷-۴۰
هوتن زنگنه‌پور :   بدترین کارها نیست که آدمی را از همه بدتر شرمنده می‌کند. تنها فریب نیست که خود در پس نقاب پنهان می‌کند‌- و چه حسن‌ها که در فریب نیست. من تصور توانم کرد کسی را که چیزی گرانبها و آسیب‌پذیر برای نهان‌کردن دارد و بدان خاطر گرد و درشت، همچون چلیک شرابی زنگارفام و کهنه و تسمه‌کشیده، از خلال زندگی می‌غلتد: زیرا ظرافت شرمش چنین می‌طلبد.‌۱ (فراسوی نیک و بد، فردریش نیچه) اشاره: منتقدان قریب به اتفاق معتقدند که نمی‌توان بدون عبور از «منطق مکالمه» گادامر، هرمنوتسینبیشتر بخوانید
۶۷-۴۳
آناستازیا اِلِفتِریو – ترجمه: رضا مولایی : برای کسانی که فیلم‌های متاخر کریستین مونجیو از قبیل «۴ ماه، ۳ هفته، ۲ روز» و «آن سوی تپه‌ها» را دیده‌اند، تماشای فیلم‌های کوتاه قدیمی‌تر او غافلگیرکننده خواهد بود. فیلم‌های کوتاه مونجیو مجموعه‌های طنزآلودی از دوران پساکمونیستی رومانی هستند که مشابه بسیاری از فیلم‌های دیگر، پرتره‌ای پرآشوب، چرند و گاهی خجالت‌آور از آن دوران ترسیم می‌کنند. برخلاف مینی‌مالیسم ناتورالیستی فیلم‌های متاخر او، فیلم‌های قدیمی‌تر او پرشور، سرزنده و سمبلیک هستند. با این اوصاف، مونجیو یکی از معدود فیلمسازانی است که در کارهای خود عناصربیشتر بخوانید
۶۷-۴۴
مسعود حقیقت‌ثابت : «سپس، پروردگار مشتی غبار از زمین برداشت و انسان را شکل داد و از روح زندگی در حفره‌های بینی‌اش دمید، و انسان، حیات یافت.» (کتاب پیدایش، عهد عتیق) چارلز فاستر کِین در بستر احتضار، آخرین نایش را صرف ادای واژه‌ای می‌کند. آن واژه نه نیایش، نه آخرین وصیت و نه حتی نام عزیزی است. تنها یک شیء است: رُزباد. سورتمه‌ای که همشهری کین در کودکی، از روح زندگی خویش در آن دمیده و حیاتش بخشیده است. کین می‌میرد، ولی رزباد در ذهن مردمان زاده می‌شود. مردمانی کهبیشتر بخوانید
۶۷-۴۶
ترجمه: شهریار خلفی : در فیلم «غرب» سه داستان -که از نظر زمان، مکان و شخصیت‌ها همپوشانی نزدیکی دارند‌- بازگو می‌شود تا نقطه عطف مهمی از تاریخ رومانی به تصویر کشیده شود. «غرب» فیلمی است که گرچه با زیرکی به زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تاریخی ملتی پرداخته که تا پیش از این بیشتر با «کنت دراکولا» و «نادیا کومانچی»۱ شناخته می‌شد، اما با تمرکز بر مردم عادی‌ای که در تلاش برای تحمل فشار زندگی مدرن هستند به نکات اساسی‌ای اشاره می‌کند. لوچی (آلکساندرو پاپادوپل) و سورینا (آنکا آندرون) زوجبیشتر بخوانید
۶۷-۶۵
حمید باقری – لوئیجی: چند‌سالته؟ -بیمبا: صد سال. – لوئیجی: شوخی می‌کنی؟ – بیمبا: وقتِ زیادی لازم نیست تا آدم صد سالش بشه، شاید چند ماه. (مُزدِ ترس) «مزد ترس» (The Wages of Fear)  (محصول ۱۹۵۳، فرانسه) و ساختۀ کارگردان فرانسوی-ایتالیایی، آنری-ژرژ کلوزو (۱۹۷۷-۱۹۰۷)  (Henri-Georges Clouzot)است. فیلم اقتباسی است از رمانی به همین نام از داستان‌نویس فرانسوی «ژرژ آرنو» (۱۹۸۷-۱۹۱۷)، که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد و مشهورترین اثر این نویسنده هم به شمار می‌آید. آنری-ژرژ کلوزو، با این فیلم برندۀ خرس طلایی جشنواره برلین هم شده است. فیلم دربارۀبیشتر بخوانید