مطالب منتخب منتقدين

۶۶-golshiri
بخش سینه‌فیل در مجلۀ سینما و ادبیات تازه و نوپاست و آرزو دارد به مبحث‌های کمتر شنیده و کمتر شناخته‌شده‌ای بپردازد که احتمالاً برای مخاطب فارسی‌زبان سینما تازه است. تازگی ارزش ذاتی ندارد و همیشه مترادف نو‌بودن نیست اما در قیاس با کهنه معنا می‌گیرد. در عالم علم و شاید علوم هنری، تازگی باز هم نسبی است با نیم‌نگاهی به این امر پرونده‌ای حتی‌الامکان جامع دربارۀ یکی از مهم‌ترین و تخصصی‌ترین مبحث‌های تاریخ سینمای مستند یعنی سینما دیرکِت و در پی آن سینما-وِریته در بخش سینه‌فیل طرح و در سهبیشتر بخوانید
۷۱-۲۲۴
 محمد کشاورز: پناه می‌برم به وب‌گردی‌های شبانه. شبی که از غروب دلم لرزیده برای صدای لرزان دخترم که آن سوی خط گریه می‌کند. با کسی دعوا دارد. کسی که دادوبیداد می‌کند. صدا را می‌شناسم. صدای شوهرش است. سارا را صدا می‌زنم. اما او دارد جواب شوهرش را می‌دهد. من صدا می‌زنم. داد می‌زنم. اما انگار نمی‌شنود. انگار کسی گوشی را از دستش می‌گیرد و پرت می‌کند گوشه‌ای، اما آن قدر نزدیک که صدای دعوا را می‌رساند. صدای شکستن را. گویی گلدانی، آینه‌ای، یا جام پنجره‌ای فرو می‌ریزد. از ضربه‌ی پرتابِبیشتر بخوانید
168-51
مهدی میرابی اگر چه جنبش ادبیات گوتیک به عنوان مضامینی بخش‌بندی‌شده در شکل‌گیریِ روایتْ نه مستقل به معنای یک مکتب، در سال‌های خیلی دور پا به عرصه ظهور در ادبیات گذاشت و از مکتب رمانتیسم به بعد نمود پیدا کرد و صیقل خورد، امروزه در ادبیات نسل نو به شیوهای جدید و تکنیک‌های بدیع خود نمایی می‌کند و چنان ملموس در آثار نویسندگان ظاهر می‌شود که به بهانه (کهنه‌بودن) انکار و یا به حاشیه‌راندن آن امری است اجتناب‌ناپذیر. داستان پیش ‌رو اثری است کاملاً گوتیک که با «هول و هراس»بیشتر بخوانید
۷۱-۱۱۸
پویا عاقلی‌زاده : «اگر این خواب کسی باشد، چه خواهد شد اگر او از خواب بیدار شود و از رویایش شرمگین شود؟!» از فیلم «شرم» (۱۹۶۸) «ایثار» آخرین ساخته‌ی آندری تارکوفسکی و محصول ۱۹۸۶ سوئد است؛ فیلمی که در سوئد و با حضور چند تن از عوامل فیلم‌های فیلمساز بزرگ سوئدی، اینگمار برگمان یه وسیله فیلمساز روسی بزرگ زمان ساخته شده است. اسون نیکوست فیلمبردار و ارلند جوزفسون بازیگر از دنیای فیلم‌های برگمان به دنیای فیلمساز مورد ستایش و ثنای او آمده‌اند و خلق اثری از سینمای ناب را بابیشتر بخوانید
RigeRavan
  رضا کوه‌پور:  تولتز در اولین کتابش «جزء از کل» مهارت ویژه‌ای در زمینه تغییر زاویه دید داشت به طوری که با تغییر زاویه دید ما با گستره وسیع‌تر و متفاوت‌تر و در کل با شکل دیگری از داستان مواجه می‌شدیم که تمام مفهوم و واژه قضاوت را به چالش بنیادینی می‌کشید. اینکه ما در اوج بی‌طرفی ناخودآگاهمان و باز هم از طریق یک زاویه دید است که قضاوت می‌کنیم. چرخش غافلگیرانه و مبهوت‌کننده آخرین فصل کتاب اولش «جزء از کل» مصداق بارز این بحث است و در این کتاببیشتر بخوانید
Received_Dastan_Trajedik_Akharin
پرویز اجلالی: سال ۱۳۲۸ سینمای ایران، پس از یک وقفه ۱۱ساله، یک سال بود که فعالیت خود را از سر گرفته بود. در این سال فیلمی کمدی به نام «واریته بهاری» بر پرده آمد. در آن فیلم برای اولین بار تماشاگران ایرانی، جوانی خوش‌قیافه، جدی، و بسیار محجوب را در نقش کوچکی دیدند. این جوان ۱۹ سال داشت (متولد ۱۳۰۹) و نامش ناصر ملک‌مطیعی بود، ورزشکاری که بعداً معلم ورزش شد. آن فیلم نفروخت. اما سه سال بعد تماشاگران همان جوان را در نقش اول فیلمی درام دیدند که دربیشتر بخوانید
Selected-68-M1
مرسده مقیمی : هر چند هنوز هم مثل روزگاران گذشته در سینمای هند عشق و موسیقی جریان دارد اما مشکلات اجتماعی به ویژه در کشورهای جهان سوم در سال‌های اخیر سینمای این کشورها را چنان تحت تاثیر خویش قرار داده که بخش عمده تولیدات سینمایی آنان را به مصائب و مسائل اجتماعی معطوف کرده است. همان‌طور که در کشور ما نیز در سال‌های گذشته تولید فیلم‌های موسوم به اجتماعی رشد روزافزون داشته. این رخداد طبیعی اما در هند کمی خارج از انتظار به نظر می‌رسید چرا که عمده تمرکز سینمایبیشتر بخوانید
۶۸-Selected-1
فتاح رنجبر: ممشاد شخصیت مرموز رمان کوچه‌ی ابرهای گمشده، اهل خالی‌بندی‌های فلسفی و عرفان‌بازی، سیاسی‌کاری کهنه است که به اقتضای تغییر شرایط اجتماعی تغییر چهره می‌دهد و وارد زدوبندهای اقتصادی می‌شود و «مهمانی‌های شبانه با زن‌های هرهری» ترتیب می‌دهد. از طرفی سرگذشت شخصیت‌های اصلی رمان، (کارون، پریا و شیده) به نحوی با ممشاد گره خورده است و همانند مهره‌های بازی در چنبره‌ی قدرت ممشاد اسیر شده‌اند. او توانسته ‌است در تمام این سال‌ها چهره حقیقی خود را مخفی نگه دارد. در یکی از مهمانی‌های شبانه ممشاد، شیده پس از رهاییبیشتر بخوانید
IMG_2365
دو شعر از سامان پارسی تار زندگی عنکبوت‌ها از تیرهای برق آویزان است تارها، به آهنگ باد می‌رقصند و تیرهای برق با نورهای خشکیده همچون مادرانِ عزادار به انتظار فرزندانی هستند که به درویِ زمین خشکیده رفته بودند و نیامدند. ایستاده‌اند، امیدوار تا از بارش شبنم بر روی خیابان‌ها گندم بروید. *** ********************************************************************* مردان می‌دوند دنبال اتوبوس کودکان دنبال گنجشک‌ها من تنهایم در میان دویدن گنجشک‌ها زیر سرسره‌ها نیمی داغ از آفتاب نیمی کرخت از سایه.بیشتر بخوانید