ادبیات

۷۲-۲۴۳
در آن اتاق بالا یک گنجه‌ی قدیمی‌ست در گنجه آینه‌یی چینی اما مبادا عکس خودت را در آن ببینی!   آن یادگار جده‌ی من بوده‌ست او در همین اتاق- نه! آن بالا بی ‌رد شده‌ست در ساعت خوشی که برایش هر چیز مثل بازی بوده‌ست.   ژدر گنجه، سکه‌یی دمِ آیینه هست از آنِ تو!بیشتر بخوانید
۷۲-۲۴۴
شاپور جورکش: در ادامه‌ی سه مقاله‌ی دیگر من راجع به شعر حسن عالیزاده، جا دارد که آثار این شاعر، به پاس اندیشه‌گریِ دیریاب، از منظرِ سنت ادبیات رازورانه ایرانی هم دیده‌وری شود. هدف آن مقاله‌ها این بود که در زمینه‌ی شعر دراماتیک، شعرهایی از آقای عالیزاده را شاهد بیاورم برای بازنمایی «راوی خطاکار» یا «راوی اعتمادناپذیر». این بار -‌به خواست دو هزار‌واژه‌ای سردبیر محترم- ناچار، مجازم مخاطبان عزیز را به آن مقاله‌ها ارجاع دهم و به کوتاهی مقایسه‌ای کنم در کم و کیف شعرهای عالیزاده و دوست دیرینش، زنده‌یاد بیژنبیشتر بخوانید
۷۲-۲۴۹
حافظ موسوی: «دوچرخه‌ی آبی» دومین مجموعه شعر حسن عالیزاده است. این مجموعه برخلاف مجموعه‌ی قبلی او (روزنامه‌ی تبعید) تاکنون توجه چندانی برنیانگیخته است. تا جایی که من اطلاع دارم جز سعدی گلبیانی و احتمالاً شاپور جورکش، منتقد دیگری در نقد و بررسی این کتاب چیزی ننوشته است. بگذارید به این نکته اشاره کنم که منظور من این نیست که اگر درباره‌ی یک اثر نقدهای متعددی نوشته شود معنایش این است که آن اثر لزوماً اثری درخشان است که توانسته نظر منتقدین را جلب کند؛ یا برعکس اگر منتقدین درباره‌ی آنبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۲
رحمان چوپانی : «همیشه از آغاز جوانی سعی من نزدیک‌ساختن نظم به نثر بوده است.» (نیما یوشیج‌- حرف‌های همسایه) همجواری و همسایگی نظم و نثر یا شعر و نثر پس از پیداییِ نیما یوشیج و یا شاید پیش از آن؛ سودایِ سُویدای شماری از شاعران و نویسندگان هم‌روزگار ما بوده. صرف نظر از این آرمان و آرزوی دیرینِ نه‌چندان کامیاب و کامروا، زبانِ ادبیاتِ کهن فارسی؛ خواسته و ناخواسته سنت و مِحنت تاثیر و تاثر از نثر و نظم کهن را در کالبد آثار برخی از نثرنویسان به ویژه داستان‌نویسانبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۵
حسن عالیزاده : راهپلّه نور از در ورودی می‌گرفت. تند بالا رفت. به پاگرد که رسید شنید باد لنگه‌های در را بهم زد و بست. آمد که برگردد و بگردد آن پایین پی‌ی پاره آجری، قلوه‌سنگی دید به زحمتش نمی‌ارزد. پیچید. کم‌کم چشم‌ها خو می‌گرفت به تاریکی. پلّکان نرده‌ی چوبی داشت و لق می‌زد هر چند از جا در نمی‌رفت. پوسته پوسته بود و نمی‌شد با اتّکا بر آن، بدون خراش دست، بالا رفت. آن بار آخری که آمده بود دیوار جابه‌جا طبله کرده بود و طبله‌ها پوک بود، می‌ریخت،بیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۶
هیروگلیف این شماره به هذیان خلاقانه‌ی دو نویسنده اختصاص دارد. اولی، سیروس رضوانی، شاعر، نقاش و رمان‌نویس فرانسوی‌زبان ایرانی است که تا به حال بیش از چهل کتاب نوشته است. رضوانی که حالا به نودویکمین سال حیاتش پا گذاشته است، شهرت دیگری نیز دارد. برخی از ترانه‌های فیلم‌های موج نو فرانسه سروده‌ی اوست که در میان آنها احتمالاً ترانه‌ی «گردباد» در فیلم ژول و ژیم بیش از بقیه در حافظه‌ی جمعی مخاطبانش ثبت شده است. از رضوانی تنها امریکازده‌ها با ترجمه‌ی رضا سیدحسینی در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته است. یادداشتبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۷
پیام چمانی: امریکازده‌ها، رمان کوتاه سرژ (سیروس) رضوانی به احوال دو خیابان‌خواب در شهر «کن» به اسم‌های سرپیوش و لوپیوت می‌پردازد که وجه اشتراکشان تمایل به کشتن ملوانان‌ امریکایی است. ظرف سالیان طولانی این دو موفق‌ شده‌اند افزون بر ۲۶۰۰‌ امریکایی را سر به نیست کنند. شیوه‌ی قتل بسیار ساده است. با سرووضع نزار با بطری نوشیدنی نزدیک قربانی می‌روند و او را به حرف می‌گیرند. در ادامه، سر بزنگاه یکی با بطری جست می‌زند و جمجمه‌ی ملوان را خرد می‌کند. مرحله‌ی آخر قتل،  خالی‌کردن جیب‌های‌ امریکایی به‌قتل‌رسیده و اهدایبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۹
پویا رفویی: رمان سال‌های نوری (Les annees-lumiere) گذشته از آنکه برای نویسنده‌اش شهرتی جهانی به بار آورد و ظرف مدت کوتاهی به اغلب زبان‌های اروپایی ترجمه شد، گذشته از آنکه فرازونشیب‌های زندگی پرماجرای راوی را در دوران پرالتهابی از قرن بیستم روایت می‌کند، گذشته از آنکه تسلط نویسنده به شیوه‌های روایی متفاوت را از خلق رمانس تا نقل پاره‌ای از ماجراها با استفاده از ترانه نشان می‌دهد، حالا بعد از بیش از نیم‌قرن از زمان نگارش ‌آن نوعی سند ادبی نیز به ‌شمار می‌آید. منظور از سند، نه قابلیت ارجاع‌پذیریبیشتر بخوانید
۷۲-۲۶۲
ترجمه: مجید نظری : در همان ابتدای شروع ترم سوم، در یکی از کنفرانس‌های درسی درباره‌ی مارکسیسم-‌لنینیسم، نیکیتا دوزاکین کشف درخشانی کرد. مدتی بود که چیزی عجیب بر او عارض شده بود: به محض اینکه سخنران ارشد با گوش‌هایی دراز -شبیه کشیشی بود که معروض به اندیشه‌های کفرآمیز باشد- وارد سالن کنفرانس شد، خواب بر نیکیتا غلبه کرد، چنان که گویی رُس او کشیده شده بود. و زمانی که سخنران شروع به صحبت و تبیین در پروژکتور کرد، نیکیتا دیگر تاب و تحمل نداشت و به خواب رفت. اول کاربیشتر بخوانید
۷۲-۲۷۰
میلاد: زمین‌های بازی که در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد در شهر تهران احداث شد با خود منظره‌های جدیدی به شهر اضافه می‌کرد، منظره‌هایی که در فیلم‌های امریکایی همچون «فایندین فارستر»، «سرپیکو»، «مرد دونده» و… دیده می‌شد، حالا به شکل ایرانی و تهرانی قابل بازسازی بود. این زمین‌ها بیشتر دارای حلقه‌های بسکتبال بود و در بعضی موارد هم دروازه‌های کوچک فوتبال (گل‌کوچک) و میزهای سنگی تنیس روی میز و گاهی هم میله‌های ژیمناستیک داشت. این زمین‌ها بیشتر در مرکز شهر و بالای شهر به وجود آمد و فرهنگ و رفتارهای جدیدی دربیشتر بخوانید