ادبیات

۷۲-۲۲۲
ترجمه: شاپور بهیان : بورخس در یکی از بحث‌های فراوانش درباره هزار و یک‌شب سلسله ترجمه‌هایی را می‌ستاید که داستان‌هایی را «از هندوستان به ایران، از ایران به عربستان، از عربستان به مصر بردند؛ متنی که خود را می‌پروراند و تکثیر می‌کرد».. بعد از آن که این متن در مصر در قرن چهاردهم، تدوین شد، نسخه‌برداران داستان‌های جدیدی بر آن افزودند. بورخس درایت گالان را می‌ستاید که متن اصلی را با قصه‌های جدیدی که خودش ساخته بود یا از سنتی شفاهی گرفته بود، غنی‌تر کرد؛ از جمله داستان علاءالدین. ضمناًبیشتر بخوانید
۷۲-۲۲۴
احمد پوری: شاید نخستین روبه‌رویی ما با ترجمه شعر زمانی بوده است که با عده‌ای به ترانه‌ای که فقط ما زبان آن را می‌دانیم گوش کرده‌ایم و از ما این پرسش ساده و منطقی را کرده‌اند: «چه می‌گوید این ترانه؟» در جواب این سوال است که ناگهان در بیان آنچه بسیار به نظر بدیهی می‌نمود مانده‌ایم. لحظه‌ای درنگ کرده‌ایم و بعد با ترجمه واژه به واژه سعی کرده‌ایم منظور را برسانیم اما اگر از ساکنان کوی هنر و ادبیات باشیم با تعجب دیده‌ایم چه جواب سستی به مخاطب داده‌ایم وبیشتر بخوانید
۷۲-۲۲۵
مهشید نونهالی: شکی نیست که ادبیات بازتابی از ذهنیت و فرهنگ هر ملت است و شناخت آن به درک بیشتر اقوام دیگر کمک می‌کند و صدالبته این کار به ‌کمک ترجمه صورت می‌گیرد. این روزها درباره ترجمه ادبی در جلسات رونمایی کتاب‌ها و در نشست‌های گوناگون زیاد صحبت می‌شود. طبیعتاً من هم از این مطلب دور نبوده‌ام. اما هرچه فکر می‌کنم انگار ذهنم خالی شده و از گفتن مکررات هم پرهیز می‌کنم. پس بهتر دیدم نوشته‌ای را که چندی است در اختیار دارم و فرصت پرداختن به آن را نداشته‌امبیشتر بخوانید
۷۲-۲۲۶
محمود حدادی : ۱- مقصود یا نتیجه نهایی کار ترجمه، جهانی‌شدن ادبیات ملت‌هاست. طبیعی است؛ ادبیات باستانی ملت‌ها، چون از میراث اسطوره و قصص ادیان آبشخور می‌گیرد، در روایت‌هایی همانند ریشه‌هایی دارد که می‌توان­شأن «ادبیات کهن جهانی» خواند. اما از قرن هجدهم که نویسندگان هرچه بیشتر در مقام فرد و با بینش شخصی پا به عرصه روایت‌گری می‌گذارند، این نهضت ترجمه است که مرز مانع زبان‌ها را از سر راه برمی‌دارد و به این ترتیب زمینه‌ساز ادبیات مدرن جهانی می‌شود. البته در گذشته‌های دورتر بازرگانان و اسیران جنگی در ضمنبیشتر بخوانید
۷۲-۲۲۸
محمود حسینی‌زاد: در پاسخ به پرسش شما اجازه بدهید ابتدا سه مورد را تذکر بدهم. اول مشخص کنم که این مطلب که امیدوارم به درازا نکشد، محدودیت‌هایی دارد. یکی اینکه به ترجمه و نویسندگی ربطی ندارد و محدود می‌شود به مترجم‌هایی که نویسنده هم هستند و نویسنده‌هایی که مترجم هم. آیا تجربه‌های یک مترجم در کار با زبان بیگانه و در برگرداندن متن‌های زبان بیگانه به زبان مادری‌اش در کار نویسندگی‌اش هم موثر است؟ آیا تجربه‌های یک نویسنده که ترجمه هم می‌کند، در کار ترجمه‌اش تاثیری دارد؟ محدوده دیگر حوزهبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۰
مینو مشیری متولد ۱۳۲۵ تهران، تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذراند و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اکستر است. او که طنزنویس هم هست در سال ۱۳۸۴ جایزه اول طنز جشنواره مطبوعات را کسب کرد. همچنین در مقام روزنامه‌نگار و منتقد فیلم در سال ۲۰۰۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو در سوئیس عضو هیات داوران در بخش هفته منتقدان بود. همچنین در سال ۲۰۱۰ عضو هیات داوران فیپرشی (فدراسیون بین‌المللیبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۲
 سهیل سمی: عنوان این مطلب به احتمال زیاد آن گروه از مترجمانی را که نظریه‌های جدید زبانی و ترجمانی را نمی‌پسندند خشمگین خواهد کرد. چون ایشان که غالباً از مترجمان کهنه‌کار هستند با تعهد زیاد و سختکوشی در تبدیل زبان آثار بزرگ ادبی به فارسی زحمات زیادی کشیده‌اند و در این مسیر پذیرای هیچ مسامحه‌کاری و لاقیدی‌ای نبوده‌اند و نیستند. از این منظر متن اصلی همیشه وحی منزل است. یعنی مگر می‌توان آن را آگاهانه تغییر داد؟ وفاداری و فارسی‌نویسی درست و حفظ زیبایی یا حتی عنصر ضد زیبا دربیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۴
علی عبداللهی: ترجمه و تالیف، در نگاه نخست، به ویژه هنگام مقایسه‌ی دو اثر، یا دو مولف و مترجم، و نیز با توجه به تعاریف کلاسیک و کارکردی هر کدام، به وضوح سنگچین‌های مرزی و ویژگی‌های مشخصی دارند، بله، از هم جدا هستند. این داوری ظاهراً به دور از حقیقت نیست و کنشمندی جداگانه‌شان بر هر نگرنده‌ای روشن است. ولی زمانی که به برآیندها و دستاوردهای کلی و دوران‌ساز این دو در طول تاریخ بنگریم، می‌بینیم که این حدومرز گاهی چندان هم روشن نیست و بس فریبنده است. ترجمه ظاهراًبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۶
فواد نظیری: وقتی حوالی ۱۲۶۰ هجری شاهزاده بهمن‌میرزا، امیرِ آذربایجان، چهارمین پسرِ دانشورِ عباس‌میرزا، به ملا عبداللطیف طسوجی و میرزا محمدعلی سروش اصفهانی (افصح‌الشعرا) فرمان داد تا حکایت‌های دل‌انگیزِ الف‌لیله‌ولیله را به نثر و نظم فارسی برگردانند، چون بخش نثر بر عهده‌ی طسوجی قرار گرفت و ترجمه‌ی شعرهای عربی را سروش عهده‌دار شد، شاید شاعر، خود آن زمان نمی‌دانست که دارد صحنه‌ی وسیعِ ترجمه‌ی شعر را از زبان‌های دیگر به فارسی، در سال‌های دورِ آینده کلید می‌زند. او به‌جای اشعار عربی کتاب، نزدیک‌ترین مفهوم و سیاق کلام را از نمونه‌هایبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۸
لادن نیکنام، نیلوفر نیاورانی: «آزادی» در اجرای شعر‌، اصلی‌ترین ویژگی شعر «حسن عالیزاده» بوده و هست. به همین دلیل بر آن شدیم که آرا و نظرات او را در باب شعر و مسیری که طی کرده است بشنویم. شاعری که در تمام طول کار شاعری تن به گفت‌و‌گو نداده است و شعرهایش همیشه راه خود را باز کرده‌اند. شاعر بارها از تمامیت ناخودآگاه و رویاوار‌بودن ماهیت شعر در مدتی که مشغول گفت‌و‌گو بودیم سخن گفت. از اهمیت کشف و شهود. درنگ و تامل. شناخت و معرفت. مطالعه‌ی متون کهن. ارزشبیشتر بخوانید