ادبیات

۷۲-۲۲۸
محمود حسینی‌زاد: در پاسخ به پرسش شما اجازه بدهید ابتدا سه مورد را تذکر بدهم. اول مشخص کنم که این مطلب که امیدوارم به درازا نکشد، محدودیت‌هایی دارد. یکی اینکه به ترجمه و نویسندگی ربطی ندارد و محدود می‌شود به مترجم‌هایی که نویسنده هم هستند و نویسنده‌هایی که مترجم هم. آیا تجربه‌های یک مترجم در کار با زبان بیگانه و در برگرداندن متن‌های زبان بیگانه به زبان مادری‌اش در کار نویسندگی‌اش هم موثر است؟ آیا تجربه‌های یک نویسنده که ترجمه هم می‌کند، در کار ترجمه‌اش تاثیری دارد؟ محدوده دیگر حوزهبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۰
مینو مشیری متولد ۱۳۲۵ تهران، تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذراند و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اکستر است. او که طنزنویس هم هست در سال ۱۳۸۴ جایزه اول طنز جشنواره مطبوعات را کسب کرد. همچنین در مقام روزنامه‌نگار و منتقد فیلم در سال ۲۰۰۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو در سوئیس عضو هیات داوران در بخش هفته منتقدان بود. همچنین در سال ۲۰۱۰ عضو هیات داوران فیپرشی (فدراسیون بین‌المللیبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۲
 سهیل سمی: عنوان این مطلب به احتمال زیاد آن گروه از مترجمانی را که نظریه‌های جدید زبانی و ترجمانی را نمی‌پسندند خشمگین خواهد کرد. چون ایشان که غالباً از مترجمان کهنه‌کار هستند با تعهد زیاد و سختکوشی در تبدیل زبان آثار بزرگ ادبی به فارسی زحمات زیادی کشیده‌اند و در این مسیر پذیرای هیچ مسامحه‌کاری و لاقیدی‌ای نبوده‌اند و نیستند. از این منظر متن اصلی همیشه وحی منزل است. یعنی مگر می‌توان آن را آگاهانه تغییر داد؟ وفاداری و فارسی‌نویسی درست و حفظ زیبایی یا حتی عنصر ضد زیبا دربیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۴
علی عبداللهی: ترجمه و تالیف، در نگاه نخست، به ویژه هنگام مقایسه‌ی دو اثر، یا دو مولف و مترجم، و نیز با توجه به تعاریف کلاسیک و کارکردی هر کدام، به وضوح سنگچین‌های مرزی و ویژگی‌های مشخصی دارند، بله، از هم جدا هستند. این داوری ظاهراً به دور از حقیقت نیست و کنشمندی جداگانه‌شان بر هر نگرنده‌ای روشن است. ولی زمانی که به برآیندها و دستاوردهای کلی و دوران‌ساز این دو در طول تاریخ بنگریم، می‌بینیم که این حدومرز گاهی چندان هم روشن نیست و بس فریبنده است. ترجمه ظاهراًبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۶
فواد نظیری: وقتی حوالی ۱۲۶۰ هجری شاهزاده بهمن‌میرزا، امیرِ آذربایجان، چهارمین پسرِ دانشورِ عباس‌میرزا، به ملا عبداللطیف طسوجی و میرزا محمدعلی سروش اصفهانی (افصح‌الشعرا) فرمان داد تا حکایت‌های دل‌انگیزِ الف‌لیله‌ولیله را به نثر و نظم فارسی برگردانند، چون بخش نثر بر عهده‌ی طسوجی قرار گرفت و ترجمه‌ی شعرهای عربی را سروش عهده‌دار شد، شاید شاعر، خود آن زمان نمی‌دانست که دارد صحنه‌ی وسیعِ ترجمه‌ی شعر را از زبان‌های دیگر به فارسی، در سال‌های دورِ آینده کلید می‌زند. او به‌جای اشعار عربی کتاب، نزدیک‌ترین مفهوم و سیاق کلام را از نمونه‌هایبیشتر بخوانید
۷۲-۲۳۸
لادن نیکنام، نیلوفر نیاورانی: «آزادی» در اجرای شعر‌، اصلی‌ترین ویژگی شعر «حسن عالیزاده» بوده و هست. به همین دلیل بر آن شدیم که آرا و نظرات او را در باب شعر و مسیری که طی کرده است بشنویم. شاعری که در تمام طول کار شاعری تن به گفت‌و‌گو نداده است و شعرهایش همیشه راه خود را باز کرده‌اند. شاعر بارها از تمامیت ناخودآگاه و رویاوار‌بودن ماهیت شعر در مدتی که مشغول گفت‌و‌گو بودیم سخن گفت. از اهمیت کشف و شهود. درنگ و تامل. شناخت و معرفت. مطالعه‌ی متون کهن. ارزشبیشتر بخوانید
۷۲-۲۴۳
در آن اتاق بالا یک گنجه‌ی قدیمی‌ست در گنجه آینه‌یی چینی اما مبادا عکس خودت را در آن ببینی!   آن یادگار جده‌ی من بوده‌ست او در همین اتاق- نه! آن بالا بی ‌رد شده‌ست در ساعت خوشی که برایش هر چیز مثل بازی بوده‌ست.   ژدر گنجه، سکه‌یی دمِ آیینه هست از آنِ تو!بیشتر بخوانید
۷۲-۲۴۴
شاپور جورکش: در ادامه‌ی سه مقاله‌ی دیگر من راجع به شعر حسن عالیزاده، جا دارد که آثار این شاعر، به پاس اندیشه‌گریِ دیریاب، از منظرِ سنت ادبیات رازورانه ایرانی هم دیده‌وری شود. هدف آن مقاله‌ها این بود که در زمینه‌ی شعر دراماتیک، شعرهایی از آقای عالیزاده را شاهد بیاورم برای بازنمایی «راوی خطاکار» یا «راوی اعتمادناپذیر». این بار -‌به خواست دو هزار‌واژه‌ای سردبیر محترم- ناچار، مجازم مخاطبان عزیز را به آن مقاله‌ها ارجاع دهم و به کوتاهی مقایسه‌ای کنم در کم و کیف شعرهای عالیزاده و دوست دیرینش، زنده‌یاد بیژنبیشتر بخوانید
۷۲-۲۴۹
حافظ موسوی: «دوچرخه‌ی آبی» دومین مجموعه شعر حسن عالیزاده است. این مجموعه برخلاف مجموعه‌ی قبلی او (روزنامه‌ی تبعید) تاکنون توجه چندانی برنیانگیخته است. تا جایی که من اطلاع دارم جز سعدی گلبیانی و احتمالاً شاپور جورکش، منتقد دیگری در نقد و بررسی این کتاب چیزی ننوشته است. بگذارید به این نکته اشاره کنم که منظور من این نیست که اگر درباره‌ی یک اثر نقدهای متعددی نوشته شود معنایش این است که آن اثر لزوماً اثری درخشان است که توانسته نظر منتقدین را جلب کند؛ یا برعکس اگر منتقدین درباره‌ی آنبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۲
رحمان چوپانی : «همیشه از آغاز جوانی سعی من نزدیک‌ساختن نظم به نثر بوده است.» (نیما یوشیج‌- حرف‌های همسایه) همجواری و همسایگی نظم و نثر یا شعر و نثر پس از پیداییِ نیما یوشیج و یا شاید پیش از آن؛ سودایِ سُویدای شماری از شاعران و نویسندگان هم‌روزگار ما بوده. صرف نظر از این آرمان و آرزوی دیرینِ نه‌چندان کامیاب و کامروا، زبانِ ادبیاتِ کهن فارسی؛ خواسته و ناخواسته سنت و مِحنت تاثیر و تاثر از نثر و نظم کهن را در کالبد آثار برخی از نثرنویسان به ویژه داستان‌نویسانبیشتر بخوانید