ادبیات

MASTER 30.indd
محمود حدادی الیاس کانتی نویسنده آلمانی زبانی که جایزه نوبل ادبی ۱۹۸۱ را از آن خود کرد تبار یهودی اسپانیایی دارد در سال ۱۹۰۵ در بلغارستان به دنیا آمد و بر اساس محل تولد خود علاوه بر اسپانیایی ترکی و بلغاری آموخت بیشتر عمر خود را در اتریش سوئیس و انگلستان ذرانددر پی این کوچ های پی در پی سروکار یافتن با زبان ها و ملت هایی متفاوت گوشی نیوشای آواهای انسانی یافت. مرگ او در سال ۱۹۹۶ رخ داده است…  بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
علي شروقي ترجيح ميدهم كه نه. اين جمله ترجيع بند قصه اي است بلند كه يك قرن از انتشار آن مي گذرد و هنوز طرح انواع تحليل ها و نظريه ها پيرامون آن ادامه دارد. قصه بارتلبي محرر (داستاني از وال استريت)نوشته هرمان ملويل. از بارتلبي محرر تاكنون چند ترجمه فارسي چاپ شده كه ترجمه هوشنگ پير نظر يكياز آنهاست…بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
نيلوفر نياوراني و لادن نيكنام هميشه براي انتخاب موضوع پرونده بخش ادب به سراغ مباحثي رفته ايم كه در آن جاي رشد داشته ايم و به هر دليلي از آن به شكلي غافل بوده ايم به خصوص در بخش ادبيات داستاني كه بيشتر دغدغه ما بوده و گشته ايم ببينيم اين سقف ساخته شده موجود را تا كجا و چطور مي توانيم بالا ببريم حالا گيريم به قدر چند بند انگشت…  بیشتر بخوانید
logo-2
محمود حسيني زاد وقتي قرار شد براي اين شماره مطلبي در حوزه ديالوگ و گفت و گو در رمان بنويسيم بلافاصله ذهنم رفت طرف رماني از يكي از نويسنده هاي جديد آلمان كه اساسش بر گفت و گو و ديالوگ بنا شده كه خواهم گفت. اين كتاب در رده  dialogroman محسوب مي شود كه در تقسيم بندي هاي ادبي در غرب براي خودش جايگاهي دارد. بعد خواستم معادل فارسي اين رمان ديالوگ را پيدا كنم كه ديدم اصلا نداريم از دوستان از جمله دوست خوبم امير احمدي آريان هم پرسيدمبیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
علي خدايي گاهي دوست داستاني را كه تازه خوانده ام و از آن لذت برده ام براي دوستي تعريف كنم گاهي كه در جايي نشسته ايم گاهي كه رانندگي مي كنيم و … يك گفت و گوي (گزيده). گفت و گويي كه من حرف مي زنم و او ساكت مي شنود.داستان را تعريف مي كنم همين كار را وقتي داستاني ميخوانيم انجام مي دهيم اينجا تماشا مي كنيم متن را . و متن حرف مي زند. بده بستاني دوستانه كه منجر به لذت بردن از داستان مي شود. پاداش دربیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
ابوتراب خسروي در واقع در طول هر ساعت و دقيقه ميلياردها واقعه بر اسا روابط علي معلولي در واقعيت رخ مي دهد كه به طور مستقيم يا غير مستقيم بر يكديگر تاثير مي گذارد و منجر به تحول در جوامع انساني و نهايتا سبب سير تاريخ مي شود.از آنجا كه اشيا و وقايع داستاني متناظر با واقعيت است و رابطه علي معلولي حاكم بر ارتباط وقايع هر داستاني نيز هست هر واقعه داستاني معلول واقعه ماقبل فرض مي شود و منطق روابط علي معلول مقدرات داستان ها را مي سازد…بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
مشيت علايي يكي از روساي جمهوري ايران در پاسخ به يك نظريه پرداز بلند آوازه فلسفه سياسي غرب كه از برخوردهاي تمدنها سخن به ميان آورده فرضيه (گفت و گوي تمدن ها) را مطرح كرده است تزي آرمان گرايانه كه راه حل مسائل ناشي از تلاقي فرهنگ ها و تمدن هاي متعارض را در تبادل انديشه و تعاطي افكار مي جويد نگرشي خوش بينانه اگر نگوييم ساده انگارانه كه لازمه قوام بورژوازي تازه نقس جامعه صنعتي سده هاي هفدهم و هجدهم در مقابله با فئوداليسم ديرپا اما محتضر اروپايي بهبیشتر بخوانید
logo-2
عباس عبدي اگر قول ابوتراب خسروي نويسنده خوب كشورمان در كتاب تازه اش (حاشيه بر مباني داستان ) را بپذيريم كه گفت و گو در هر داستان اين امكان را براي نويسنده پديد مي آورد تا محدوديت هاي زاويه ديد در آن داستان را ترميم كند و از طريق گفت و گو هاي مابين شخصيت هاست كه اطلاعي كه بر اساس منطق داستان نمي تواند در حيطه آگاهي راوي باشد باز نموده مي شود و به مثابه نوعي كنش باعت بازنمايي و شناخت شخصيت ها مي شود …بیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
سيد عليرضا ميرعلينقي همانطور كه هر حوزه اي از هنرها ادبيات و علوم نظري دايره لغات واصطلاحات مخصوص خود را دارد در بسياري از اوقات بخشي از لغات و اصطلاحات مخصوص هر حوزه براي بيان بهتر از حوزه ديگر به وام گرفته مي شوند بيش از همه ادبيات منظوم و منثور منبع اين وام گيري هاست و كمتر از همه معماري. نگارنده با اينكه فرصت مطالعه جدي دراين زمينه را نداشته است ولي محتاطانه بر اين باور است كه اين وام گيري ها از اواخر قرن نوزدهم در فرهنگ هايبیشتر بخوانید
logo-2
محمود دولت آبادي نخستين بار وقتي به خانه اي كه سخن در آن مي آورم وارد شدم بانويي را مقابل رو ديدم ايستاده پشت شاخه ي تنها درخت مورد جذب خواندن كتابي كه به يك دست گرفته بود و تكيه داشت به ديوار آجري و شايد كف يك پا نيز حايل كرده بود پاي ديوار. سلام مرا هم در گذري كه داشتم سوي ورودي ساختمان گذري واگرفت و من قدم گذاردم در آستانه آنجا كه سپانلو ايستاده بود پيشواز اين تازه وارد كه من بودم و پيش از آن باربیشتر بخوانید