ادبیات

abdi32
عباس عبدي تابستان سال 1384 فرصتي دست داد كه همراه چندنفري از همکاران براي طي دوره اي آموزشيدوسه ماه در يکي از کشورهاي اروپاييباشم. ضمن آموزش هاي عملي و شرکتدر کلاس هاي تئوري و در فاصله استراحتبين کار و درس، با اساتيد و مهندسان وتکنسين هاي آنجا گفت وگوهاي دوستانهو اختلاط هايي داشتيم. من يکي از دو سهنفري بودم که در بين آن گروه پانزده نفريمتاهل بودم و از اين رو اغلب طرف پرسش هايعجيبي قرار مي گرفتم. مي پرسيدند: ايندرست است که در کشور شما زن و شوهرنمي توانندبیشتر بخوانید
abdi32-1
مشيت علايي شركت هاي چند مليتي به اقتضاي بازارهاي مساعدتر وپيشنهادهاي پرسودتر دولت ها محل سرمايه گذاري خود را به آسانيعوض مي كنند و از اين جهت در درازمدت شركاي اقتصادي قابلاعتمادي براي دولت ها نيستند. جهاني شدن تحقق تمام عيار آرمان هاي سرمايه داري ليبرال و نئوليبرال است و اربابان جديد براي دستيابيبه سود بيشتر و گسترش حوزه فعاليت خود از هيچ اقدام غيرانسانينظير پولشويي و حذف مشاغل 3 و تبليغات دروغين فروگذار نمي كنند. آنها از نهادهاي پرنفوذي نظير صندوق بين المللي پول، بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني،بیشتر بخوانید
logo-2
قاسم كشكولي از وقتي يادم مي آيد، اين سخن همواره نقل محافل ادبي و بي ادبي بوده است که: «ادبيات ما در اندازه هاي جهاني نيست! » اينكه اين اندازه جهاني چه چيزي است و راوي خود، آيا قدرت تمييز دّر و خرمهره را دارد يا همچون سينما مي بايست «كوروساوا »نامي دستش را بگيرد و گوهر را نشانش دهد و يا فستيوالي )کلکسيوني از جوايز بين المللي( بايد، تا نور بيندازد، بلكه چشمها باز شود، اين بحث ريشه كرده، بحراني شده و دارد تحقيرمان ميكند. بايد كه پرداخته شود.ابیشتر بخوانید
logo-2
محمد شمس لنگرودي همام تبريزي مي گويد: همام را سخني دلپذير و شيرين است ولي چه سود كه بيچاره نيست شيرازي. چرا همام چنين حرفي مي زند، براي اينكه در دوره همام تبريزي كساني مطرح مي شدند كه پسوند شيرازي به دنبال نام شان بود يا چنين تصور مي شد. حقيقت امر اين است كه ما در ادبيات معاصر تعدادي اثر باارزش داريم كه قابل مطرح شدن در عرصهادبيات جهاني باشند ولي يكي از مشكلات مطرح نشدن ادبيات، در سطح جهان نداشتن مكانيسمي براي ارائه آن است. بخشي از اين مكانيسم بهبیشتر بخوانید
golestani32
ليلي گلستان چرا ادبيات ايران جهاني نميشود؟ ساليان سال است كه اين پرسش را از خود كرده ايم. فكر ميكنم بيش از هر چيز مساله زبان ماست. زبان ما زبان مهجوري است كه اگر بخواهيم گسترده اش كنيم متوجه ميشويم كه فقط در افغانستان و تاجيكستان فهم مي شود. همين. اما ميتوانيم بگوييم زبان ژاپني هم همين است يا روسي. پس چرا آنها؟ بايد براي جهاني كردن ادبيات مان چاره اي بينديشيم كه باز ساليان سال است كه قرار است چاره اي بينديشيم! حالا ديگر خوب مي دانيم كه توقعبیشتر بخوانید
kiyanosh32
محمود كيانوش موضوعي که شما مطرح کرده ايد، يک موضوع صرفاً يا اختصاصاً «ادبي » نيست. با اين سوال انگار گفته ايد: ما چرا ايراني هستيم؟ چرا چنين خلقياتي داريم؟ چرا هيچ کس به فکر اين نيست که در دنياي امروز، با توجه به ارز شها و معيارهاي غيرملي و جهاني، در فکر به دست آوردن حيثيت و اعتباري جهاني و بشري باشد . چرا کشور کوچکي مثل هلند با يک وجب زمين که بخشي از آن را با دانش و فن و رنج فراوان از چنگ دريا بيرون کشيدهبیشتر بخوانید
logo-2
حافظ موسوي ادبيات يک ملت بخشي از فرهنگ آن ملت است. ادبيات نيرومند از دل فرهنگ نيرومند بيرون ميآيد. به قرون وسطا نگاه کنيد. کدام اثر ادبي غرب در اين دوره ميتواند باشاهکارهاي ادبيات فارسي قابل مقايسه باشد؟ آيا ما ايرانيها در دوران قرون وسطا نابغه بوده ايم و اکنون نبوغ مان را از دست داده ايم؟ گمان نميکنم چنين باشد. پس بايد علت آن درخشش و اين بيرونقي را در جاي ديگري جست وجو کرد. اگر چه در مورد ادبيات و علوم انساني نمي توان احکام قاطع رياضي واربیشتر بخوانید
sadeghi32
جعفر مدرس صادقي ما در همه چي جهاني هستيم مگر در ادبيات. در عالم سياست، همه ي دنيا هر روز آخرين خبرهاي ما را دنبال ميکند و ما در همه ي تلويزيون هاي دنيا و در صفحه ي اوّل همه ي روزنامه هاي دنيا هميشه حضور داريم. در اقتصاد، ما هنوز يکي از بزرگترين صادرکنندگان نفت در جهانيم و دنيا ناچار است روي ما حساب کند. در جغرافيا، در يکي از حسّاس ترين جاهاي جهانيم که يک زماني سر راه ابريشم بود و يک زماني پُل پيروزي لقب گرفت وبیشتر بخوانید
logo-2
محمد قاضی در آن روزها کانون نویسندگان ایران با شرکت عده  زیادی از نویسندگان و شاعران و مترجمان مملکت هفته ای یک یا تشکیل جلسه می داد و در آن جلسات شعرها خوانده می شد و مسائل سخنرانی هایی درباره شعر و ادب فارسی و کم و بیش درباره دکتر سیاسی ایراد می گردید. در آن کانون نویسندگان معروفی چون رحیمی غلامحسین ساعدی و محمود دولت آبادی و دکتر مصطفی سیاوش و شاعرانی چون سایه )ابتهاج( و اخوان ثالث و احمد شاملو و  کسرایی و مترجمانی چون اعتمادزاده به آذینبیشتر بخوانید
puri32
احمد پوری محمد قاضی یکی از پدیده های  کم نظیر در ترجمه است که تسلط به زبان فارسی و آگاهی او از تاریخ، ریزه کاریها و ظرافیت فارسی امکان انعطاف بالایی را در پوشاندن رخت این زبان بر اندام زبان دیگر برایش فراهم میکرد. ترجمه شاهکار او از اثر معروف دنکیشوت تنها نقل آن به زبان فارسی نیست. نوع زبانی که او برای برگردان این اثر انتخاب کرده، خواننده را پرت میکند به چند صد سال پیش و فضای آن دوران را تنها از طریق کاربرد واژگان و ساختار ویژهبیشتر بخوانید