ادبیات

younes32
يونس تراکمه «در ادبيات روزگار ما، ديگر به مشکلات روان آدمي عطف توجهي نمي شود. اين جوانان مي بايد تا ديگر باره اين مسائل را پيش کشند. مي بايد به خود بقبولانند که از براي آدمي، ننگين تر از «هراس » چيزي نيست. و آنگاه جز به حقايق ديرين آدمي، جز به عشق، به شرف، به رحم، به گذشت و به همت، به چيزي نپردازند. …آري در ادبيات روزگار ما، سخن، همه از «وحشت هاي تن » است و دير يست تا ديگر از «رن جهاي روان » سخني نيست:بیشتر بخوانید
soleymani32
بلقيس سليماني حراميان آخرين رمان ويليام فاکنر نويسنده مشهور امريکايي است، آيا معناي اين کلام اين است که حراميان واجد تمامي عناصر فاکنري آثار اين نويسنده است؟ جواب اين سوال آنقدر که نه است، بله نيست. با اين وجود در اين اثر نيز ميتوان برخي از مشخصه هاي سبک فاکنر را ديد. به عبارتي ميتوان مشابه تهايي بين اين اثر و ديگر آثار فاکنر مشاهده کرد. مثلاً اگر بتوان فرم حراميان را فرم سفر دانست، «دگل » هم فرمي همچون حراميان دارد. در اين رمان دار و دسته شومان همگيبیشتر بخوانید
maani32
محسن حکيم معانی آن روز ياکوپو بلبو نگاهش را به چشم حقيقت دوخت. تنها حقيقتي که ميتوانست در اختيارش قرار بگيرد. چون – بايد ميآموخت که- حقيقت گذراست. )بعد همه اش گزارش است و بس(. )ص 1123 ( حقيقت، واقعيت و در مقابل آن انکار، دروغ و جعل مصاديقي هستند که اومبرتو اکو در مقام داستان نويس لااقل در هر سه رماني که از او به فارسي منتشر شده با آنها دست و پنجه نرم کرده است. صرفا براي پيشبرد بحث و تامل بر اين نظريه، سه رمان اکو رابیشتر بخوانید
logo-2
علی خدایی صبح زود از خواب بیدار شدم. از صبح کتاب «ایران عصر صفویه » راجر سیوری را میخواندم و مثل خر کیف میکردم. انگار یک فیلم گلادیاتوری میدیدم. با نورپردازی خاص این فیلمها، با فون آبی تیر های که در همه صحنه ها حضور داشت. هوا بارانی. همه جا پر از گِل. در جنگلهای تالش و گیلان. و فرار شاه جوان به کمک مرشد صفوی. برای خواندن این جریان در گِل فر ومیرفتم و بر گهای انبوه و شاخه های درختان جنگل های تالش بر من فرو میریختند. میبایستیبیشتر بخوانید
akbari32
عليرضا اکبري دغدغه ديده و پذيرفته شدن ادبيات معاصر ايران در سطح جهان و مجامع جهاني شايد با زمزمه ها و شايعاتي كه سالها درباره اعطاي جايزه  نوبل ادبيات به احمد شاملو وجود داشت براي اولين بار )پس از اقبال جهاني بوف كور( شكل جدي به خود گرفت؛ جايزه اي که تا هنگم مرگِ شاعر، علاقهمندان  او و آثارش را چشم انتظار گذاشت و هرگز رنگ واقعيت به خود نگرفت. اما در چشم انداز كلي جهاني شدن هر  ادبيات ملي، كسب جايزه نوبل ادبيات  يا جوايز معتبرِ ديگر جهاني اگربیشتر بخوانید
shoroghi32-1
علي شروقي جورجو آگامبن در مقدمه تاب « كودكي و تاريخ» مينويسد: «هر اثر مكتوب را ميتوان درآمدي بر )يا، در واقع، طرحي ناتمام از( اثري دانست كه هرگز نوشته نشده، و مقدر است هيچگاه هم نوشته نشود، زيرا آثار  بعدي، كه به نوبه خود در حكم درآمدها يا الگوهايي براي ديگر آثار غايب خواهند بود، تنها نمايانگر پيشطرحهايي كلي يا نقابهاي مردگان هستند.  اين چنين، اثر غايب، گرچه در هيچ گاهشمار دقيقي جاي نميگيرد، آثار نوشته شده را همچون پيشگفتارها يا پيگفتارهايي بر متني ناموجود، يا در معنايي ليتر،بیشتر بخوانید
ghafar31
داوود غفارزادگان جاي خالي چشمهاي اسماعيل كبود و چروك بود و پلك سوخته اش مثل پلك بچه اي كه تازه از خواب بيدار شده باشد، چسبيده بود به هم. آقا جان هيچي نگفت. لاغر و بلند و خسته بود. چمدان را گذاشت زمين، دست اسماعيل را گرفت و رفتيم تو. ديگر نايستاديم افتادن ننه را ببينيم.خاله ضجه زد: مگه تو بيمارستانهاي تهران نميتوانستند…؟ آبجي با چشمهاي خيس براي ننه آب قند برد. نامزدش ايستاده بود دم پله و دور از چشم آقاجان فرِت فرِت سيگار ميكشيد. دوستهاي اسماعيل و فاميلهابیشتر بخوانید
habibi31
حامد حبيبي يک روز صبح – صبح زود نه، صبح زود مال کساني است که به داغ بودن نان اهميت ميدهند- داشتم از پله ها پايين مي آمدم، ته ريشم را ميخاراندم و با دست ديگر پشت پيراهنم را فرو ميکردم توي شلوار و به حرف زنم فکر ميکردم که گفته بود چه ميشود اگر شبها دوش بگيرم که ديدم يک نفر ايستاد پشت در ساختمان. در ورودي ساختمان ما شيشه هايي داشت که روزها نميتوانستي داخل را ببيني و بيرون ديده ميشد و شبها برعکس که فايده اش رابیشتر بخوانید
daghighi31
مژده دقيقي روزي روزگاري مرد جوان 28 سال هاي بود كه تحصيلات داشت ولي كار نداشت، و با مادر و برادرها و خواهرهايش زندگي ميكرد. براي آنكه چندرغازي در بياورد در بازار بساطي براي خود فراهم كرده بود، يك گار يدستي براي فروش ميوه و سبزيجات. فروشنده دوره گرد بود؛ در شهرهاي شمال غرب آفريقا، آنها را تقريباً همه جا ميبيني. ماشينها اغلب براي خريدن ميوه بعد از ناهار، در آخرين لحظه، كنارشان دوبله نگه ميدارند. اين دستفرو شها آ نقدر فقيرند كه نميتوانند مغازه اي براي خود دست وپابیشتر بخوانید
logo-2
حسين پاينده آثارش داستاني که به دنبال ميآيد، نوشته اسالوُمير مروژِک داستان نويس و نمايش نامه نگار معاصر لهستاني است که در سال 1930 متولد شد. بيگانگي انسان با خويشتن، همرنگي رياکارانه با جماعت و سوءاستفاده از قدرت، از جمله درونمايه هاي اصلي آثار اين نويسنده اند. داستان «هنر » نخستين بار در مجموع هاي از داستانهاي کوتاه مروژکِ با عنوان «فيل 1957( » ( انتشار يافت که با اقبال گسترده اهالي ادبيات مواجه شد و سه جايزه بزرگ ادبي را نيز به خود اختصاص داد. بخش بزرگي از شهرت جهاني اينبیشتر بخوانید