پرونده های بخش ادبی

۷۸-۲۱۶
قابل پیش‌بینی است که صحبت در مورد نقد و تاکید بر اهمیت آن در اعتلای فرهنگ جوامع و تغییر وضع موجود به طور کلی، و وضعیت نقد ادبی در ایران به طور خاص، در یک نشست و به واسطۀ شنیدن یا خواندن عقاید عده‌ای از اهالی نقد و ادبیات، به جایی نمی‌رسد. اولین قدم برای بهبود وضعیت، شناخت دقیق آن است و این شناخت حاصل نمی‌شود مگر از طریق مطالعه، همفکری، به اشتراک‌گذاشتن آرا و نظرات، اهمیت‌‌دادن به آثار ادبی معاصر و اذعان به اینکه پا‌به‌پای ناخوش‌احوالی جامعه، صفحات فرهنگیبیشتر بخوانید
۷۸-۲۱۲
ادیب وحدانی: باب دیلن که چهار سال قبل جایزه نوبل را به دلیل «بیان شاعرانه جدید در سنت آهنگ امریکایی» دریافت کرد، سروصدای مبهمی در دنیا شد. طبیعی هم بود که کسانی که فقط با شمایل دیلن آشنا بودند و او را به عنوان یک ستاره راک دیگر می‌شناختند همان‌طور که به اهدای جایزه پولیتزر به دیلن برای کتاب زندگینامه‌اش با نام «وقایع‌نامه» اعتراض داشتند اینجا هم نق و غری بزنند. در ایران جایزه پولیتزر مزبور و دفاع‌های درخشانی که منتقدان مهمی مانند گریل مارکوس یا جاناتان گری از اهدایبیشتر بخوانید
۷۸-۲۰۸
مهسا محب‌علی: «آخرالزمان» سال‌ها مضمون بسیاری از آثار ادبی بوده است. از «صدسال تنهایی» مارکز تا «ملانکولیا» فون تریه یا حتی «کوه‌های سپید» جان کریستوفر. بعدها آخرالزمان دستمایه‌ی بسیاری از کمیک‌استریپ‌ها و اقتباس‌های سینمایی شد. ظهور ابرقهرمان‌هایی چون «انتقامجویان» و «پسر جهنمی» تا… همه از یک نیاز مشترک نشات می‌گیرد. قرار است جهان به پایان برسد. نیروهای شر بر نیروهای خیر پیروز شده و حالا چاره‌ای نیست جز اینکه ابرقهرمانانی از راه برسند و جهان را نجات دهند و کودکان را خوشحال کنند. به هر حال کودک را که نمی‌توانبیشتر بخوانید
۷۸-۲۰۴
نایب شیرازی: اثر ادبی را می‌توان از منظرهای متفاوتی بررسی کرد. تقسیم‌بندی هر اثر ادبی به لایه‌های متعدد و تحلیل آنها می‌تواند ارتباط هر لایه را با هم و با کل اثر نمایان سازد. شکل‌بخشیدن به هر اثر نشانگر ذهنیت و جهان‌بینی خالق آن است. بازتاب این جهان‌بینی را می‌توان در چگونگی معنا یا معناهای هر اثر دریافت. متن پیش‌رو با در پیش‌گرفتن اسلوبی متفاوت از آنچه معمول است، قصد دارد با در کنار هم‌گذاشتن عناصر سازنده یک اثر ادبی، چگونگی شکل‌گیری ساختار و مفاهیم آن را به نمایش بگذارد،بیشتر بخوانید
۷۸-۱۹۲
وحید پاک‌طینت: آخرالزمانی مرحله‌ی پایانی چرخه‌ی تکامل است. که آن را نه از حرکت، که با یک اتفاق ویژه از مدار خود خارج می‌کند و می‌گوید: نقطه از سر خطی دیگر. در جهتی دیگر. با قوانینی دیگر. این سرنوشت محتوم در کمین هر پدیده و ساختاری‌ست. با هر گستره‌ای. که ناگزیر به مرزهای آخرالزمان برسد. به نظامی جدید با مشخصه‌های دیگرگون. به نوعی سرنوشتی ققنوس‌وار. با این شرط که بعد از هر دگردیسی موجود برخاسته از خاکستر، دیگر ققنوس نباشد. بلکه زایش موجود ناشناخته‌ای باشد با مولفه‌های تازه و بکر.بیشتر بخوانید
۷۸-۱۸۱
کیهان خانجانی: بسیاری از مردمانِ هر دوره‌ای، بر این گمان‌اند که آخرالزمان دوره‌ای‌ست در دوره‌ی آنان. و اگر بپرسیم چرا؟، بنا به فرهنگ و اعتقاد و نوستالژیِ خود خواهند گفت: «دوران قدیم این‌طور نبود و حالا این‌طور است، این هم علائمش.» و از متون یا افواه شفاهی شاهدمثال خواهند آورد. آخرالزمان دغدغه‌ی دهه‌ی ۹۰ میلادی تابه‌اکنون است. نوستراداموس سالی را سال غلبه‌ی محور شرارت و تصرف جهان و آغاز جنگ‌های به‌قول فوکویاما «پایان تاریخ» ذکر کرد. وقتی این سال گذشت، توجه‌ها به روز ۶/۶/۱۹۹۶ معطوف شد، چون عدد ۶۶۶ رابیشتر بخوانید
200-46
ناصر نبوی: منتقدان شما را با اولین کتاب‌تان به عنوان نویسنده به رسمیت شناختند. این شناسایی روی شما چه تاثیری گذاشت؟ من در حوالی نه یا ده سالگی شروع کرده بودم به شعر سرودن. حدوداً پانزده‌ساله بودم که چندین بار تلاش کردم رمان بنویسم، اما هیچ وقت از صفحه‌ی چهل رد نشدم. در طول تابستان ۱۹۶۶، شروع کردم به نوشتن میدان اِتوال. دستنویس کار در نوئل تمام شد. تازه دوره‌ی پیش‌دانشگاهی را گذرانده بودم و می‌بایست لیسانس ادبیات را شروع کنم. دیگر به دانشکده برنگشتم. دستنویسم را در ژوئن ۱۹۶۷بیشتر بخوانید
194-46
معصومه رمضاني تشويشي واقع مي‌شود، آشفتگي‌هايي در برمان مي‌گيرد، سپس بر ما مسلط مي‌شود، بي‌آنکه بيش از حد آزارمان دهد: اين است جادوي موديانو، که در همان ابتدا]ي اثر با آن مواجه مي‌شويم[. چيزي براي شرح دادن وجود ندارد، وگرنه جادويي در کار نخواهد بود. مردي يک دفترچه آدرس گمشده مي‌يابد و تلاش مي‌کند آن را به دست صاحب‌اش برساند. حين جست‌وجو در ميان آدرس‌ها، به نامي بر‌مي‌خورد که کنجکاوي‌اش را برمي‌انگيزد. اما براي اين پافشاري و سماجت، بايد قيمتي بپردازد. از همان صفحات ابتداي اين رمان‌ِ فاقد تقديم‌نامه (امريبیشتر بخوانید
196-46
ناصر نبوي پرِ واستبرگ، نويسنده و فعال حقوق بشر، رئيس کميته‌ي نوبل است در فرهنگستان سوئد. او در اهداي نوبل ادبيات سال 2014 به موديانو نقشي کليدي داشت. واستبرگ در گفت‌و‌گو با لوموند کتاب (ضميمه‌ي هفتگي روزنامه‌ي لوموند) مورخ جمعه 12 دسامبر 2014، بسياري از نکات را نه تنها پيرامون نحوه‌ي انتخاب موديانو به طور خاص که درباره‌ي چند و چون انتخاب نوبليست ادبيات به طور عام روشن مي‌کند، به ويژه اين نکته را که اعضاي کميته‌ي نوبل «همه‌ي» نويسندگان بزرگ زنده‌ي جهان را نمي‌شناسند و انتخاب‌شان هم (مثل انتخاببیشتر بخوانید
198-46
بابک آرشام مقدمه مترجم: در شامگاه ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۳ گشتاپو، پليس مخفي آلمان نازي، به خانه‌ي آرنو کلارسفلد يهودي در شهر نيس فرانسه وارد مي‌شود. آرنو قبل از ورود ماموران همسر و فرزند هشت‌ساله‌اش سرژ را در مخفيگاهي پنهان مي‌کند. گشتاپو آرنو کلارسفلد را دستگير و در نهايت در ۲۸ اکتبر ۱۹۴۳ با واگن شماره ۶۱ به سمت اردوگاه مرگ آشويتس روانه مي‌کند.   دکتر سرژ کلارسفلد تاريخدان و وکيل کانون وکلاي پاريس، زندگي خود را وقف شناسايي قربانيان يهودي دوران نازيسم و رديابي عاملان و آمران آن در رژيمبیشتر بخوانید