ادبیات

بلقیس سلیمانی: شاید شما هم شنیده‌اید که برخی در توضیح وضعیت امروز زنان ایران می‌گویند: اژدها بیدار شده است. بیداری اژدها اما به معنای وقوف کامل بر دنیای اطرافش، شناخت ساختار و مناسبات آن نیست، به معنای داشتن یک استراتژی فکرشده، برای بودن در این عالم که سابق بر این از آن او نبوده، نیز نیست. زنان بیدار شده‌اند، به این معنا که در گام اول متوجه شده‌اند غافل بوده‌اند، سال‌ها و بل قرن‌ها از نقش خودشان در تولید روابط و مناسبات جامعه‌ای که در آن به‌سر می‌برند. در گامبیشتر بخوانید
احمد اخوت: بالاخره معلوم شد چرا جان چیور داستان‌نویس بعضی وقت‌ها نصف‌شب‌ها چراغ‌قوه به‌دست از خانه‌اش بیرون می‌آمد. علتش را بلیک بیلی (نویسنده‌ای که تخصصش زندگینامه‌نویسی است) در کتاب چیور: یک زندگی۱ توضیح داده است. دختر چیور (سوزان، نویسنده کتاب خانه بعد از تاریکی که درباره پدرش است و دو سال بعد از مرگ جان چیور، در سال ۱۹۸۲ منتشر شد) علت این کار را برای بیلی روشن کرد. گفت: «یه روز به پدرم گفتم: بابا تو نصف‌شب با چراغ‌قوه کجا می‌ری؟ جواب داد: کجا می‌رم؟…..بیشتر بخوانید
ترجمه: احمد اخوت: پیش‌درآمد مترجم: گفت: «چند روز مانده به آغاز بازنشستگی‌ام در دانشگاه نشسته بودم روبه‌روی رئیس کارگزینی هیات علمی و او بی‌تفاوت و خونسرد پرونده قطور پرسنلی‌ام را ورق می‌زد. به سرعت سی‌وپنج سال زندگی کاری‌ام را پشت سر می‌گذاشت. می‌خواست به من نشان بدهد که اینجا هیچ برگه مرخصی وجود ندارد. چند روز قبلش کارگزینی نامه‌ای برایم فرستاده بود که فلان تاریخ بازنشسته می‌شوید و مرخصی ذخیره‌شده‌ [مرخصی‌های استحقاقی] ندارید. اِ پس ۳۳۰ روز مرخصی‌های ذخیره‌شده‌ام کجا رفت؟ معلوم شد دانشکده‌ای که اوایل استخدام آنجا چند سالبیشتر بخوانید
محسن ملکی می‌گوید: «گویی رمان خوف، قصۀ شاهدخت اسیرشده در یک قلعه/سوئیت است که منتظر رستگاری و بوسۀ شهسوار نجات‌دهنده است: این شهسوار همان سیاست است که زن فمینیست لیبرال و سوژۀ ماخولیایی باید به مدد سیلی آن از خواب برخیزند.» نیچه می‌گوید «به سراغ زنان می‌روی، تازیانه را فراموش نکن». تاکنون این گفته در چارچوبی زن‌ستیزانه قرائت شده است، اما اکنون به یاری آنچه ملکی دربارۀ رمان خوف می‌گوید می‌توان معنای مجددی بر آن بار کرد، یعنی تازیانۀ نیچه همان تازیانۀ شهسوار سیاست است….بیشتر بخوانید
فرشته احمدی: شیوه نوشتار زنانه در اوایل دوره نویسندگی زنان ایرانی برخلاف دوره‌های بعد که توجه به زنانگی و زندگی شخصی باب شد، بسیار بیرونی و اجتماعی بود زیرا اصولاً در شروع داستان‌نویسی مدرن ایران توجه به مسائل روز و تلاش برای بیداری توده‌ها محتوایی غالب بود که فرم‌های داستان‌نویسی غربی را به کمک طلبیده بود تا در قالب‌های تازه اهداف آرمانخواهانه‌اش را  دنبال کند. به این ترتیب ادبیات مدرن ایران در زمینۀ شعر و شاعری و داستان‌نویسی، در راهی قدم گذاشت که در اروپا حدود صد سال پیش همواربیشتر بخوانید
رضیه انصاری: رویدادهای تاریخی و اجتماعی همواره بر دگرگونی‌های فرهنگی، هنری و ادبی تاثیرگذار بوده‌اند. دگرگونی‌هایی که با درجات متفاوتی از آگاهی، استنباط و تجربه‌ی شخصی از سوی اندیشمندان، هنرمندان، ادیبان و روشنفکران در حوزه‌های مختلف به کار رفته و در قالب محصولات فرهنگی عرض‌اندام کرده‌اند و طی سال‌ها موجب پیدایش جریان‌ها، جنبش‌ها، نظریات و مکاتب مختلف شده‌اند. برخی از این حرکت‌ها عمدتاً با وقوع رویدادی سیاسی پایان یافته‌اند و به شکلی دیگر آغاز و دنبال شده‌اند….بیشتر بخوانید
ابوتراب خسروی: حتماً غیرمنطقی خواهد بود که فرهنگ و هنر و ادبیات یک ملت را با تقسیم‌بندی وجوه زنان و مردان بررسی کرد. ولی اگر از نگاه سوژه و ابژه بررسی شود، ناگزیر باید به این موضوع توجه کرد. و نیز با در نظر‌گرفتن موضوعیت پهنه‌ تاریخ این الزام را ایجاد می‌کند که‌ تا قبل از تحولات مشروطه زن غالباً مضمونی دون قلمداد می‌شود. اگر حتی فراتر از‌ تاریخ به اساطیر ایرانی رجوع کنیم، در بندهش چنین روایت می‌شود که: اهریمن به جهی (دخترش) گفت: ترا چه آرزو باشد، بخواه‌بیشتر بخوانید
حسین سناپور: آزادی زنان (هم‌چون مردان) از هر قیدوبند سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، منوط است به آگاهی‌شان از همان حوزه‌ها و به همان اندازه هم،‌ نه چیزی بیش‌تر یا کم‌تر. این آگاهی هم چیزی نیست که به آنان داده شود. باید به‌دستش بیاورند. سخن‌گفتن بخشی از این مسیر کسب آگاهی است، و هر چه این سخن بیش‌تر از خود و ابعاد ناشناخته‌ی خود باشد، حتماً آگاهی بیش‌تری هم حاصل خواهد آمد. شعر و داستان کارِ اساسی و تفاوت اساسی‌شان با انواع دیگر سخن‌گفتن در همین حرف‌زدن از خود است؛بیشتر بخوانید
لیلا صادقی: ذهن انسان همواره در حال ساخت قصه‌های کوچکی است که از تلفیق رخدادهای پیش‌پا‌افتاده‌ی زندگی‌اش ایجاد می‌شوند و به رخدادهای مهم‌تری تبدیل می‌شوند که گاه در واقعیت هرگز رخ نداده‌اند اما واقعیت تلقی می‌شوند، چرا که ذهن بخشی از واقعیت بشر است. سیر تکاملی قصه نه تصادفی است و نه کاملاً ادبی، بلکه ناگزیر از سرشت نظام مفهومی انسان نشأت می‌گیرد. همان‌طور که داستان‌پردازی ریشه در وجود انسان دارد….بیشتر بخوانید
بهناز علی‌پورگسکری:   مقدمه– ادبیات داستانی به عنوان شاخۀ مهم ادبیات در دنیای معاصر پناهگاهی است که نویسنده و خواننده و متن داستانی را در تعاملی آرام و جایگاهی امن به یکدیگر می‌پیوندد. در این مکان «کلمات و داستان‌ها مجال می‌دهند تا به احساساتی که تجربه می‌کنیم صورت بخشیم و رود پرتلاطم رویدادهای زندگی را سمت‌و‌سو دهیم. ما را به رویاپردازی وامی‌دارند و از شدت اضطراب و یأس لرزه بر انداممان می‌اندازند. و آنگاه که غم وجودمان را فراگرفته پناهی جز قطعات زنده و تپنده ادبیات آراممان نمی‌کند (تودوروف، ۱۳۹۴:۶۷).بیشتر بخوانید