ادبیات

۷۴-۱۹۶
فیلیپ‌راث – ترجمه: امید اسماعیلی : مثل هر شهروند حیرت‌زده دیگر، در چند روز اخیر، دربه‌در پی کسی بوده‌ام تا مگر آخرین شوک به نظام سیاسی و وجدان ملی را حالی‌ام کند. پرزیدنت فورد، در فقره رئیس‌جمهور پیشین، نیکسون، «به خاطر همه آسیب‌هایی که متوجه ایالات متحده شد، کاملاً آزادانه و مطلقاً» پوزش طلبید. حالا ما کجای کاریم؟ به سرم زد که دست‌کم در این لحظه و شاید طی سال‌های آتی، ما در چیزی شبیه به جهان کافکا در قصر به سر ببریم. بی‌شک رمان‌های فرانتس کافکا، قصر و محاکمه، الگوییبیشتر بخوانید
۷۴-۱۶۶
محسن خیمه‌دوز: ۱- هستی‌شناسی خاطره خاطرات را می‌توان از دو منظر فردی و جمعی ارزیابی کرد. الف- خاطرات فردی خاطره‌های فردی بیانگر زیست‌جهان فردی و حامل تجربیات میان-‌فردی است. اگر می‌توان از طریق خواندن خاطرات افراد شاخص، به بخشی از تجربیات تاریخی نسل‌های پیشین پی ‌برد، به این دلیل است که این خاطره‌ها با کلان-‌تجربیات اجتماعی و تاریخی ارتباط دارند. یک مثال گویا در این مورد، واکاوی تجربۀ روان‌شناختی فرد به هنگام عکس‌گرفتن با اشخاص مشهور و شاخص است. چرا افراد از عکس‌گرفتن با اشخاص مشهور لذت می‌برند، تا مدت‌هابیشتر بخوانید
۷۱-۲۲۰
فائزه اثنی‌عشری: به سعید گفتم او را از بچگی یادم هست. از مراسم ختم پدرش. پرسیدم پدرت سال هفتادوپنج در انفجار گاز تینر پاساژ مهدیان از دنیا نرفت؟ سرش را از پشت دوربین بیرون آورد. چشم‌های روشن و ریز، دهان نیمه‌باز. از اول شناخته بودمش. چون او جزو اولین آشنایانم بود. بی‌آنکه حتی اسمش را بدانم تمام بعدازظهر او را دنبال خودم در حیاط خانه خانم مشتاقی بین درخت‌ها و مرغ و خروس‌ها این طرف و آن طرف کشانده بودم، و سرآخر نشانده بودمش روی صندلی چرمی پاره دکان و دربیشتر بخوانید
۷۴-۱۸۵
پویا رفویی : انسان، حیوانی است که به سینما می‌رود. (جورجو آگامبن) کپی برابر اصلِ عباس کیارستمی، فارغ از ارزش‌های سینمایی و داوری‌های هنری -از منظر نقد ادبی- حاوی پیشنهاد تازه‌ای برای تجربه‌ی اثر ادبی است. نخست آنکه «کپی برابر اصل» گذشته از عنوان فیلم نیز نام کتابی است از «لنزی» (ویلیام شیمل) که  در آغاز فیلم رونمایی می‌کنند. کتاب شیمل درباره‌ی نسخه‌های کپی و تاریخ جعل در عرصه‌های هنرهای تجسمی است. چنان‌که از سخنرانی وی برمی‌آید او بر این باور است که کپی‌های آثار هنری، تاثیراتی متفاوت و دربیشتر بخوانید
۷۴-۱۷۸
سهیل سمی: دلالان بورس وال‌استریت را در سالن‌های معروف محل کارشان در نظر بگیرید. همه غرق هیجان. دست‌ها لرزان. چشم‌ها دوخته به ارقام و علائم روی تابلوها. همه در حال فریاد‌زدن. هر لحظه و هر لحظه. بدون وقفه. اینان به تمامی درگیر لحظه‌ی حال و شاید آینده‌اند، آینده‌ای بسیار نزدیک. شاید چند ثانیه دیگر. این افراد در ساعاتی که در محل کارشان هستند، با فشار روانی شدیدی که تحمل می‌کنند، در واقع، هیچ گذشته‌ای ندارند. نه گذشته‌ای دارند، نه خاطره‌ای، نه درک و دریافتی از زندگی و معنایش. روشن استبیشتر بخوانید
۷۴-۱۹۸
میلاد اخگر- سینا دادخواه : میلاد : ترتیب اولین فیلم‌هایی را که در سینما دیدم به یاد نمی‌آورم. من فیلم‌های ایستگاه (یدالله صمدی)، شاید وقتی دیگر (بهرام بیضایی)، گراندسینما (حسن هدایت)، اجاره‌نشین‌ها (داریوش مهرجویی) و کشتی آنجلیکا (محمد بزرگ‌نیا) را حد فاصل سه تا پنج‌سالگی در سینماهای آستارا و فرهنگ به همراه مادرم دیدم. از سال ۱۳۷۰ که از خیابان شهید واعظی (کوچه اسدی) نزدیک میدان قدس به خیابان ویلا آمدیم و ساکن آنجا شدیم برای فیلم‌دیدن با خانواده به سینما قیام، عصر جدید، استقلال، آفریقا، فلسطین، قدس و گاهیبیشتر بخوانید
۷۴-۲۰۲
علی مسعودی‌نیا : یک عادت کرده‌ایم دیگر طی این سال‌ها که در سیر رمان ایرانی منتظر جریان و گروه نویسندگان نباشیم و دل خوش کنیم به جرقه‌هایی که هر از گاه دلخوشمان می‌دارد. گیرم که این جرقه‌ها -‌یا درخشش‌ها- هر چه به این روز و روزگار نزدیک می‌شویم دیر‌به‌دیرتر چشممان را روشن کند. حرف از رمان‌هایی که ناشران و نویسندگان پرقیل‌و‌قال به زور پروپاگاند و به مدد اتوریته‌های نگو و نپرس توی بوق می‌کنند و کارخانه‌ی شاهکار مصنوعی و نابغه‌ی مصنوعی به راه می‌اندازند. رمانی که حس کنی عمر می‌کندبیشتر بخوانید
۷۴-۲۰۳
مهدی جمشیدی : «کجا بودید آن هنگام که من پایه‌های زمین را بنا نهادم؟ … هنگامی‌که ستارگان صبحگاهی با فریشتگان۱ همنوا شدند و ندای شادی سردادند.» (کتاب ایوب، فصل ۳۸ بخش‌های ۴ و ۷)   این آیه از کتاب ایوب در فصل آغازین درخت زندگی بر پرده نقش می‌بندد؛ فیلمی که توجه بسیاری از مخاطبان و حتی منتقدان و نویسندگان سینمایی را در سرتاسر جهان به سینمای ترنس مالیک جلب کرد؛ ولی بهتر است بدانیم مالیک سال‌ها قبل سبک شخصی خود را تثبیت کرده بود. این سبک خواه یا ناخواهبیشتر بخوانید
۷۴-۱۹۴
ترجمه: صابر نجمی : اقتباس مفهوم سهل و ممتنعی است: خارج‌کردن متنی از محیط رسانه‌ای‌اش و به تبع آن وارد‌کردن آن در رسانه‌ای دیگر. از این بابت اقتباس شبیه به نوعی ترجمه است و درست به همین دلیل مثل نظریه ترجمه پای امکان‌پذیری‌های زبان‌ها نیز به میان می‌آید همان‌طور که ترجمه را نمی‌توان به طی مسیری معین از متن مبدأ به متن مقصد تصور کرد و به برداشتی خطی از آن رسید. در مورد اقتباس وضع به مراتب بغرنج‌تر است. غالباً اقتباس سینمایی را به نوعی سازگاری متن ادبی بابیشتر بخوانید
۷۴-۱۷۰
ابراهیم دمشناس: بین خاطره و داستان همواره فاصله‌ای ناطی‌شدنی وجود دارد‌. عمدتاً تاکید بر وجه زمانی این فاصله‌ست. گوینده‌/راوی‌ای که ما فی‌الضمیر خود را روایت می‌کند خود این فاصله را پر می‌کند و در گفتارش خطورات خاطرش را بازگو می‌کند. خاطره گذراست، در گذر است که روایتی از آن را می‌خوانیم، روایتی که زود زائل می‌شود تا باز در خطوری دیگر مخاطب آن شویم در حالی که دیگر همان روایت نیست؛ تظاهرات متغیری‌ست که میل دارد خود را پایدار بداند اما خطور دوباره واقعه، نشان می‌دهد که چنین نیست. خودراوی‌بودنبیشتر بخوانید