ادبیات

۷۳-۱۴۳
اوژن شاوت – ترجمه: قاسم صنعوی: ماجرا در ولایات، در یکی از شهرهای جنوب می‌گذرد. یکی از کارمندان استانداری به عضویت هیات منصفه منصوب شده است. در جلسه دادگاه، مردی متهم به ارتکاب هفده قتل، بدون در نظر‌گرفتن مختصر شکستن درها و پنجره‌ها و دزدی، محاکمه می‌شود. به مرگ محکوم شده است. کارمند هنگامی که به خانه برمی‌گردد با خودش می‌گوید: «فرصتی عالی است تا پاسخ تمام شام‌های خوبی را که به آنها دعوت شده‌ام، بدهم.» به همین جهت، موقعش که می‌شود، به دوستانش می‌نویسد: «روز پنجشنبه سن ‌‌فار۲ رابیشتر بخوانید
۷۳-۱۴۶
برتولد برشت – ترجمه: علی‌اصغر حداد: جیوردانو برونو۱، مردی اهل نولا۲، که در سال ۱۶۰۰ به دستور مقامات نفتیش عقاید رم به جرم ارتداد به چوبه‌ی مرگ بسته شد و زنده‌زنده در آتش سوخت، من حیث‌المجموع مردی بزرگ به شمار می‌آید، نه فقط ب واسطه‌ی رفار دلیرانه‌اش در برابر مقامات تفتیش عقاید، آنجا که گفت: «احتمالاً شما هنگام اعلام حکم مرگ من وحشت زده‌تر از منی هستید که حکم را می‌شنوم.» اما مطالعه‌ی رساله‌های او و مرور گزارش‌های مربوط به حضورش در مجامع به راستی چیزی به دست نمی‌دهد که موجببیشتر بخوانید
۷۳-۱۵۰
احمد اخوت : از خانم مهربانی حرف می‌زنم که هرگز سفره را (به خصوص اگر غذای بودار و خوشمزه‌ای در آن بود) جلو تلویزیون نمی‌انداخت نکند یکی از آدم‌های تلویزیون دلش غذا را بخواهد و روحش بپرد. او اکنون یک سالی است که به قول تاریخ بیهقی «گذشته شده» و به سرزمین سایه‌ها رفته است (shadow land: عبارت و سرزمینی مخلوق ذهن بورخس. یعنی جایی که گرچه آدم‌ها موجودیت مادی ندارند و فقط سایه‌هایی از آنها باقی مانده اما همین‌ها به زندگی ادامه می‌دهند -حتی در میان «زنده‌ها»- و حضوربیشتر بخوانید
۷۳-۱۵۶
امی هِمپل – ترجمه: احمد اخوت : مقدمه مترجم: امی همپل (Amy Hempel)، از داستان‌نویسان نسل سوم امریکا ۶۷ سال دارد و تاکنون چندین مجموعه داستان، مانند «دلایل زیستن»، «بر دروازه‌های قلمرو حیوانی»، «خانه از‌هم‌پاشیده»، «نکبت ازدواج»، و… از او منتشر شده است. من پیش از این سه داستان «برداشت»، «در وان» و «مگه فرقی‌ام می‌کنه مال آدمه یا مال سگه» را از او ترجمه کرده‌ام که هر سه در کتاب صدای سوم چاپ شده‌اند. داستان «زندگی بعد از این» (Afterlife) [یا زندگی پسین] را با توجه به موضوع ویژه ادبیاتِبیشتر بخوانید
۷۳-۱۵۹
علیرضا سیف‌الدینی، منیرالدین بیروتی، خلیل درمنکی، پویا رفویی پاسخ می‌گویند: آنچه از آن به «آسیب‌شناسی ادبیات» مراد می‌کنند، به‌تلویح گفتاری را نمایندگی ‌می‌کند که می‌خواهد راه را بر آسیب یا به ‌اصطلاح، رفتارهای «پرخطرِ» ادبیات سد کند. بحث بر سر اقدام یا کنش داوطلبانه‌ای نیست که مخاطره یا آسیبی را دامن می‌زند، پرسش اینکه چرا در ادبیات چند دهه‌ی اخیر تجربه‌های نوشتاری فراتر از تجربه‌های زیسته در چارچوب عقلانیت متعارف و مناسبات زندگی روزمره ‌نمی‌رود. ادبیات، فارغ از تعاریف مناقشه‌برانگیز‌ی که برمی‌شمرند، می‌تواند میدانی فراهم آورد که تجربه‌های نزیسته توامانبیشتر بخوانید
۷۳-۱۷۲
شاپور بهیان: وضعیت امروز ادبیات داستانی ایران را می‌توان ناشی از غیبت چند مولفه و حضور چند مولفه دیگر دانست. گویی در اینجا هم نوعی جابه‌جایی صورت گرفته است و عرضه ادبیات هم به عرضه سیاست شبیه است: گروهی می‌روند و گروهی می‌آیند و گروه هزیمت‌‌رفته و شکست‌خورده اثری از آثارش باقی نمی‌ماند. گروه به قدرت‌رسیده هم سعی می‌کند ارتباطش را با گروه شکست‌خورده قطع کند و مانع حضور دوباره‌اش شود. حال آنکه در یک وضعیت بهنجار، هر چند گروه می‌توانند در یک میدان فعالیت کنند. با هم مبادله، مجادله،بیشتر بخوانید
۶۶-Hosseinizad
محمود حدادی: – برای بشریت راهی وجود ندارد که به سادگی دو به‌علاوه دو یا خط مستقیم به سعادت برسد. (فریدریش دورنمات) – هر دورانی از تاریخ بیماری خاص خود را دارد، بیماری‌ای که بحران شاخصه اصلی آن است. (یوآخیم اشرودر) – گوته اسطوره را «دروغی دلنشین، باورپذیرتر از واقعیت» می‌خواند و به این ترتیب به تعریفی نزدیک می‌شود که نظامی از شعر یا ادبیات دارد. آنجا که می‌گوید «در شعر مپیچ و در فن او – که اکذب اوست احسن او.» این نویسنده کلاسیک آلمانی اما در به‌کارگیری نمادهایبیشتر بخوانید
۷۳-۱۷۷
محسن خیمه‌دوز:  ۱- مقدمه اگر ادبیات را از جنس «نوشتن» و «فعل زبانی» بدانیم، در این صورت می‌توان پرسید که رابطه‌ی ادبیاتِ نوشتاری با «مسئله» و رابطه‌ی فعل زبانی با «فعلِ مسئله‌گرایی» چیست؟ ادبیات به لحاظ اجتماعی و غیرنوشتاری چه تاثیری بر زندگی ما ایرانیان داشته و دارد؟ جایگاه ادبیات در زندگی امروز ما کجاست؟ از منظر پاتولوژیک، چه آسیب‌هایی ادبیات معاصر (ادبیات سنتی، مدرن نوشتاری، و مدرن الکترونیکی، دیجیتالی، اینترنتی) و نیز محافل ادبی (آکادمیک، آموزشی، آزاد) را تهدید می‌کند؟ آیا می‌توان در شناخت مسائل انسانی-‌اجتماعی و حل آنها،بیشتر بخوانید
۷۳-۱۸۰
ابوتراب خسروی: داستان، شرح و عینیت‌دادن وقایعی است که نویسنده ایجاد می‌کند و بایستی وقایعی بر هم تاثیر بگذارد، اصرار دارم که بگویم ایجاد و نه انشا. زیرا انشا از جنس روایت است. در آثار ما قبل از داستان، حتی در متونی مثل کلیله و دمنه و گلستان و متون ارزشمند ادبیات فارسی، نویسندگان چنین متونی فضا و عناصر روایت را ایجاد نمی‌کرده‌اند. ما در هیچ جایی مثل سمک عیار نمی‌بینیم که نویسنده صحنه و شخصیت‌ها را ایجاد کرده باشد، هر چه هست روایت است. و روایت قادر است فقطبیشتر بخوانید
۶۸-۱۸۵
ابراهیم دم‌شناس: وقتی من می‌نویسم، آن کیست که می‌نویسد؟ آیا نویسنده را طوطی‌صفت در پس آینه داشته‌اند تا همان را بگوید که برایش مقدر و مقرر کرده‌اند یا او خود به سامانِ سیاقِ سخن پشت کرده و برای سایه‌اش می‌نویسد؟ جبر و اختیاری که نوشتار او را مدیریت می‌کند چه سهمی از عاملیت در متن و نوشتار به او تفویض می‌کند؟ نویسنده برچه مذهبی می‌نویسد؟ پاسخ به این پرسش‌ها البته در این مجال و توان اندک نمی‌گنجد. حافظ را از منظر کلامی، اشعری می‌دانند، در جایگاه فروع، او را شافعیبیشتر بخوانید