ادبیاتدسته

۶۳--۱۱۷
منوچهر بدیعی: وقتی داستان‌ها و دیگر آثار آلن رب-‌گری‌یه و رمان نو‌نویس‌ها، منتشر شد، حرف سر این بود که جزئیات امورِ واقع چنان خسته‌کننده است که اصلاً مجالی برای این نیست که چیزی را آدم بتواند از داخل این داستان‌ها دربیاورد. آلن رب-گریه به نظرم تحت ‌فشار این مطلب ‌-که تمام این مسائل بیش از اندازه و به معنی واقعی، عینی است‌- ادعا کرد که اتفاقاً این‌طور نیست. همه‌ی کارهای من ذهنی است. او بر این نظر بود که ابداً ذهنیت را کنار نگذاشته است. منظور او، از این حرفبیشتر بخوانید
۶۳--۱۲۸
احمد اخوت ذهنی‌نویسی (Subjective writing) سه شکل عمده دارد: گفت‌وگوی درونی (Interior Monologue)، جریان سیال ذهن (Stream of Consciousness) و نوشتن در ذهن (Writing in the mind). هرچند این تقسیم‌بندی رایجی است اما شاید چندان هم دقیق نباشد زیرا اینجا گفت‌‌وگوی درونی و جریان سیال ذهن را دو نوع متفاوت می‌دانند اما اینها چندان هم از یکدیگر جدا نیستند و در واقع گفت‌وگوی درونی یک صناعت از جریان سیال ذهن است. در ذهنی‌نویسی نویسنده با این معضل روبه‌رو است که چگونه می‌شود ذهنیت یک شخصیت داستانی را بیان کرد. اینکهبیشتر بخوانید
۶۳--۱۴۴-
حسین پاینده استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبایی حدود دو دهه است که داستان‌نویسی به سبک‌وسیاقی ذهنی‌گرایانه به وجه غالب ادبیات داستانی کشور ما تبدیل شده است. بسیاری از رمان‌ها و مجموعه‌های داستان کوتاه که نویسندگان ایرانی از دهه‌ی ۱۳۸۰ به این سو نوشته‌اند، رنگ‌وبویی کمتر اجتماعی و بیشتر فردی داشته است. برجستگی امر اجتماعی را به طور کاملاً مشهود در ادبیات داستانی‌ای می‌توان دید که شکل‌گیری‌اش به منزله‌ی جریانی قوی به دهه‌ی ۱۳۴۰ بازمی‌گردد و خصیصه‌نماترین نمونه‌هایش را باید در آثار نویسندگانی همچون علی‌اشرف درویشیان، غلامحسین ساعدی،بیشتر بخوانید
logo-2
ابوتراب خسروی ظاهراً اندیشه و فکر به هر سمت برود، نحوه کاربرد کلمات به وسیله فرد، مسیر اندیشه را نشانه‌گذاری و بازتاب می‌دهد. به تعبیری زبان نحوه اندیشیدن را عینیت می‌دهد. به این ترتیب می‌توان به این نتیجه رسید که تفکر و زبان دو جزء غیرقابل‌تفکیک از یکدیگر تلقی می‌شوند. مقصود از زبان، لزوماً زبان فیزیکی نیست که از طریق هواپرده گوش را مرتعش می‌کند یا مکتوب می‌شود،. بلکه زبان به‌مثابه مفهومی است که از نخستین روزهای زبان‌آموزی انسان حتی از مرحله قان و قون های چندماهگی همچنان که کودکبیشتر بخوانید
۶۳--۱۴۸-
سهیل سمی تودوروف در شرح آرای اندیشمند قابل احترام روس‌، میخائیل باختین‌، به مفهوم کرونوتوپ اشاره می‌کند: عنصر زمان-مکان که در هر برهه یا عصری بر کل ساحت اندیشه و علوم انسانی و علوم دقیقه و حتی انواع هنر تاثیر می‌گذارد‌. تودوروف به دوران پسا‌کوپرنیکی اشاره می‌کند و می‌گوید بعد از اثبات اینکه زمین مرکز جهان نیست نوعی تکثرگرایی در تمام عرصه‌های از علوم گرفته تا هنرها غالب شد‌. تصویر ساده‌لوحانه‌ای که کلیسا به زور تحمیل می‌کرد شکسته شد و این تمرکز‌گرایی حتی بر موسیقی دوران نیز تاثیر گذاشت‌. دربیشتر بخوانید
۶۳--۱۵۰-
محمد کشاورز منابع تاریخی می‌گویند کاشف جریان سیال ذهن ولی‌ ام جیمز -روانشناس- بوده است. گویا بعد از آن کشف، شیوه‌های مختلف روایت ذهنی در نوشتن داستان و رمان به کار گرفته شده است. آیا این گفته به معنای آن است که پیش از این کشف، در هیچ نوشته تخیلی از شیوه روایت ذهنی استفاده نمی‌شده است؟ به عبارت دیگر شخصیت‌های مختلف آن همه رمان و داستان کوتاه پیش از کشف شیوه روایت ذهنی فاقد هرگونه ذهنیتی بوده‌اند؟ یا نویسندگان راه و رسم به‌کارگیری روایت ذهنی را نمی‌دانسته‌اند؟ یا اینکهبیشتر بخوانید
۶۳--۱۵۲-
فرهاد محرابی پرسش از مرزهای خلاقیت ذهنی در آفرینش ادبی مقدمه‌ای‌ست در پرسش در باب «امکان» ادبیات، روایت ادبی، و نسبت مابین واقعیت بیرونی و زبان. از آن رو که موقعیت یکه، سرشار از استیصال، و بحرانی نویسنده‌ی مدرن بیش از هر چیز واگویی بحرانی است که در امکانات و مرزهای زبانی خود می‌بیند. ترجمانی از ناکامی در ترجمان جهان به قالب کلمات. ادبیات مدرن در مرکز پروژه‌ی خود بیش از هر چیز فرآیندی از پرسشگری را در برمی‌گرفت که رسالت نخستش بازخوانی و واکاویِ نسبت ذهنی-‌فرمال نویسنده با ذاتبیشتر بخوانید
۶۳--۱۵۴-
روبرت صافاریان زمانی می‌اندیشیدم موقعیت ارمنی‌ها، به طور خاص موقعیت خودم به عنوان کسی که در کشوری که زبان رسمی‌اش فارسی است به زبان ارمنی حرف می‌زند، موقعیتی استثنایی است. نفس این تصور غریب است. چطور توجه نداشتم که بیشتر ایرانی‌ها در موقعیتی مشابه من قرار دارند؟ وقتی به دنیا می‌آیند در خانواده به زبان ترکی، کردی، عربی، گیلکی، بلوچی و.. حرف می‌زنند و بیشترشان فارسی را در مدرسه می‌آموزند. زبان آثار نویسندگانی که زبان مادری‌شان غیر‌فارسی است و اینک به فارسی می‌نویسند چه ویژگی‌هایی دارد. اندکی تامل در اینبیشتر بخوانید
۶۳--۱۵۵
روبرت صافاریان طرح یک مسئله: ویژگی‌های فارسیِ نویسندگان غیرفارسی‌زبان ایران تازگی‌ها این پرسش برایم جدی‌تر شده که در چندسالگی زبان فارسی را یاد گرفته‌ام و اینکه زبان ارمنی که پیش از آموختن زبان فارسی تنها زبانی بوده که به وسیله آن با اطرافیانم مراوده داشته‌ام، چه تاثیری روی توانایی‌های زبانی کنونی‌ام، مشخصاً روی زبان فارسی نوشتاری‌ امروزم، داشته است. مسلماً از سن بسیار پایین در معرض زبان فارسی‌ای که از رادیو پخش می‌شده بوده‌ام. پدر‌بزرگم شنونده پروپاقرص رادیو و به خصوص برنامه کارآگاه جانی دالر بود و من دست‌کم عنوانبیشتر بخوانید
۶۳--۱۵۷
مهدی غبرایی رابطه من با زبان ایتالیایی در تبعید‍‍‍، در حالت جدایی شکل گرفت. هر زبان به مکان خاصی تعلق دارد. زبان می‌تواند مهاجرت کند و دامن‌گستر شود. اما معمولاً به منطقه‌ای جغرافیایی، یا به کشوری وابسته است. زبان ایتالیایی در اصل مال ایتالیاست، و من در قاره‌ای دیگر به سر می‌برم، که مردم راحت با آن روبه‌رو نمی‌شوند. به اووید۱ فکر می‌کنم که از رم به جای دوردستی تبعید شده بود. به پایگاهی زبانی در محاصره اصواتی غریبه. به مادرم فکر می‌کنم که در امریکا اشعاری به زبان بنگالیبیشتر بخوانید