سینمای ایران

۷۸-۱۲۷
جواد طوسی: «مدل و الگو» اگر در چرخه‌ی تولیدات سینمایی قابلیت تبدیل‌شدن به «ژانر» یا فرم و بیان تصویری خاصی را داشته باشد، می‌تواند قابل دفاع و ارزشمند و تاریخ‌ساز باشد. اما اگر این مدل پیشنهادی محدود مقید به تولیدات مضمونی و کلیشه‌سازی‌های فاقد فکر و ایده خلاقانه شود، از‌یاد‌رفتنی و حتی ضربه‌زننده است. بخشی از این الگو‌پذیری‌ها در بافت عمومی جامعه تابع شرایط فرهنگی، اجتماعی و سلایق و مطالبات نسل‌های جوان است. مثلاً سنت ستاره‌سازی در «سینمای رویاپرداز» اواسط دهه چهل (با محوریت بازیگری چون محمدعلی فردین) و شکل‌گیریبیشتر بخوانید
۷۸-۱۴۳
مریم سالخورد: زمانی که گریگوری میخائیلوویچ کوزینتسف۲ (هنوز در کسوتِ یک نقاش) در خیابان‌های پتروگراد طی مسیر می‌کرد، این تکه شعر را می‌خواند که: «حقیقت‌های دو پنی۳ کافی‌ست! آشغال‌ها را از کله‌تان دور بریزید! خیابان‌ها قلم‌موهای ما هستند! میدان‌ها تابلوهایمان.» این ترانه با وجود سادگیِ سبکی‌اش، وصف فشرده‌ی دورانی‌ست که به‌تدریج داشت ظهور نسل فیلمسازانِ پرتحرکِ دهه‌ی بیست سینمای شوروی را، که از درون سترونیِ عصر تزاری به بیرون جهیده بودند، در بطنش مشاهده می‌کرد. دهه‌ای که درست به موازاتش در آلمانِ درگیرِ صعود نازیسم، فیلمسازیِ اکسپرسیونیستی -‌قلب محنت‌کشیده‌ی سینما-بیشتر بخوانید
۷۸-۱۳۷
نیوشا صدر: و آن که می‌خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است. (برشت) ما به چیزهای متفاوتی می‌خندیم که متناسب‌اند با موقعیت اجتماعی‌مان، سطح تحصیلاتمان، اعتقادات سیاسی و مذهبی‌مان، سن و سالمان، میزان احساس مسئولیتمان نسبت به اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم، آرمان‌هایمان و تجربیات منحصربه‌فردی که داشته‌ایم. اگر یکی از عزیزانمان را در سقوط دردناک یک هواپیما از دست داده باشیم بعید است که بتوانیم به موقعیت‌های کمیکی که به طور بالقوه حین سقوط یک هواپیما ممکن است اتفاق بیفتد بخندیم. اگر زن باشیم و برای جداشدن ازبیشتر بخوانید
۷۷-۱۳۳
جواد طوسی: هر عنوان پذیرفته‌شده و جاافتاده در یک حوزه فرهنگی و هنری که بتوان مصادیق و نمونه‌هایش را در یک دوره تاریخی اجتماعی یا دوره‌های مختلف شناسایی و به آنها استناد کرد، وامدار مفهومی است که به آن عنوان هویت و ارزش و اعتبار می‌دهد. همه‌ی‌ گونه‌های شاخص سینمایی (اعم از وسترن، کمدی، ملودرام، موزیکال، وحشت، علمی‌/تخیلی و تاریخی)، از این ویژگی برخوردارند. «سینمای اجتماعی» بی‌آنکه نشانه‌ها و مولفه‌های «ژانر» را داشته باشد، نگاه و زاویه دید و نقطه انتخاب سازنده‌اش را بروز می‌دهد. فیلم و فیلمساز اجتماعی بابیشتر بخوانید
۷۶-۱۴۸
شاهین محمدی‌زرغان: برای ورود به بحث کارگردانی و آنچه یک کارگردان در اثرهای خود پیش می‌راند و به نمایش درمی‌آورد، ابتدا سه مقدمه به‌صورت جداگانه بحث می‌شوند و سپس نسبت آنها با سینمای امروز ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد. در مقدمه اول به دلیل آشنایی مخاطبان با تئوری مولف، تنها برای معرفی منظرگاه ابتدایی این یادداشت، بسیار کوتاه به این تئوری پرداخته شده است. مقدمه دوم از مقاله جورجو آگامبن۱ و ارجاع او به شخصی به نام مارکوس ترنتیوس وارو۲ کمک گرفته و با طرح بحث از منظری جدید صورت‌بندیبیشتر بخوانید
۷۶-۱۵۸
ترجمه: احمد اخوت: سخن مترجم: آنچه می‌خوانید ترجمه داستان The Old Dictionary اثر لیدیا دیویس (متولد سال۱۹۴۷) داستان‌نویس و مترجم امریکایی است که تاکنون هفت مجموعه داستان کوتاه از او به زبان انگلیسی منتشر شده است. او در کشورمان نویسنده‌ای نام‌آشناست و از او چندین اثر (مثلاً داستان چند‌لایه لنگه جوراب که در مجموعه به انتخاب مترجم منتشر شده است) به زبان فارسی ترجمه شده است. دیویس همچنین از مترجمان شاخص از زبان فرانسه به انگلیسی است و آثاری را از پروست (راه سوان)، فلوبر (مادام بوواری) و نوشته‌هایی رابیشتر بخوانید
۷۶-۱۵۲
احمد اخوت: تقویم‌های شخصی هم برای خودشان عالمی دارند. یک تقویم عمومی داریم که به قول فرهنگ سخن «حساب ماه‌ها، هفته‌ها و روزهای سال را در آن می‌نویسند». مثلاً بیست‌ونهم اسفند که روز ملی‌کردن نفت است (روزی که طفلک جایش ته تقویم است و چون این روز یک روز مانده به عید نوروز و خودبه‌خود تعطیل است معمولاً مردم به آن توجه ندارند و نمی‌فهمند که این تعطیلی هم وجود دارد. البته این نه‌تنها روزی مبارک است بلکه بوی عید هم می‌دهد و در حقیقت نوعی عیدی به ملت است)؛بیشتر بخوانید
۷۶-۱۴۴
شاهین شجری‌کهن:   سبک‌ها و گرایش‌های سینمایی عموماً از طریق شناسه‌هایی مشخص طبقه‌بندی و تفکیک می‌شوند، از اکسپرسیونیسم آلمان تا نئورئالیسم ایتالیا و موج نو فرانسه. فرم بصری و ساختار روایی فیلم، ریشه‌های سبکی‌اش را آشکار می‌کند و گاه شیوه تولید و فضای تکوین و تکامل فیلم نیز به مثابه برچسب هویت عمل می‌کنند و تعلق اثر به دامنه‌های موجود را بازمی‌نمایند. فیلم‌نوآر یا وسترن را با تماشای چند سکانس یا حتی با تشخیص مولفه‌هایی آشنا در صحنه‌پردازی و شیوه طراحی نور و حرکت دوربین می‌توان با اطمینان شناخت وبیشتر بخوانید
۷۶-۱۳۱
جواد طوسی:  اولین بار در حریم امن رفاقت با واژه «سبک»، ارتباط جدی داشتم. پاتوغم خانه‌ای جمع‌و‌جور در خیابان خورشید، نزدیک میدان ژاله بود که دوست دوران دبیرستانم جلیل با خانواده‌اش آنجا را دربست اجاره کرده بودند. در اتاقی که به جلیل اختصاص داشت، داستان و شعر و مقاله می‌خواندیم و از سیاست و آرمان و عدالتخواهی می‌گفتیم و روی صفحه گرام «تِپاز»شان، ترانه‌های ویگن و فرهاد و دلکش و بنان و آهنگ‌های فرانک سیناترا و تام جونز گوش می‌دادیم. یک بار که بحثمان در مورد سینما و فیلم‌های موردبیشتر بخوانید
۷۵-۱۰۵
جواد طوسی: سینمای ایران از همان آغاز راه خود نگاهی مستقل و حرفه‌ای به مقوله‌ی فیلمنامه‌نویسی نداشت و فیلمسازانی چون آوانس اوگانیانس و ابراهیم مرادی و عبدالحسین سپنتا در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۶ در کنار سمت اصلی خود، فیلمنامه‌نویس و تدوینگر هم بودند. پس از دوران فترت در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۷، جدا از ابراهیم مرادی، افراد دیگری چون اسماعیل کوشان، پرویز خطیبی، مهدی رئیس‌فیروز، مهدی بشارتیان، معزالدیوان فکری، ساموئل خاچیکیان و… سیامک یاسمی در شماری از آثارشان فیلمنامه‌نویس و کارگردان (و بعضاً تدوینگر) بودند….بیشتر بخوانید