سینمای ایراندسته

۶۳--۹۴-
نیوشا صدر برچسب سیاسی ابعاد غریبی دارد که اگر با توجه به آن ابعاد در جست‌وجوی سینمای سیاسی ایران باشیم، حتی پدیده‌هایی چون پا تو کفش من نکن و سلام بمبئی که این اواخر روی پرده بوده‌اند (یا همچنان هستند) را نیز باید در زمرۀ سینمای سیاسی به شمار آورد. بخشی از علت نیز از دیرباز علاقۀ روزافزون دولت‌ها به سیاسی دانستن هر پدیده و یافتن نشانه‌هایی در آن است که به هر قیمتی با سیاست مرتبطش کند. تشخیص چنین نشانه‌هایی دست دولت‌ها را برای دخالت در اموری که چنینبیشتر بخوانید
۶۳--۷۷
جواد طوسی: این گفت‌وگو می‌تواند یک نمونه‌ی استثنایی در بیان این موضوع باشد که همه جا تنوع و تکثرگرایی جواب مثبت نمی‌‌دهد. شاید هم این اقتضای حوزه سیاست است که اجماع و همزیستی مسالمت‌آمیز را دیگر برنمی‌تابد. نفس «سینمای سیاسی» (به ویژه در جوامع ملتهب)، ابهامات و سوء‌تفاهمات خودش را دارد. حال نشستن سر یک میز و رسیدن به تعریفی واحد و اقناع‌کننده، وضعیتی به مراتب دشوارتر است. امید روحانی: بیاییم کامل‌تر به موضوع بپردازیم. آیا مقصود از فیلم سیاسی فیلمی است که موضوع یا تم آن، به سیاست مرتبطبیشتر بخوانید
۶۳--۹۲
محسن خیمه‌دوز ۱- چیستی سینمای سیاسی همان‌طور که ژانر وسترن پدیده‌ای‌ست که فقط در سینما می‌توان آن را دید و فقط در سینما می‌توان آن را ساخت، ژانر سیاسی هم «جهان ممکنی»‌ست که با تمام شباهت‌هایش به سیاستِ برون‌سینمایی، فقط در سینما قابل ساخت و قابل دیدن است. جهان ممکنی که در جهانِ خارج از سینما، هویتِ رئال ندارد هرچند به لحاظِ نشانه‌شناختی با جهانِ رئال همسانی نشان می‌دهد اما قابل فهم با مناسباتِ رئالِ برون‌فیلمی نیست. به عبارت دیگر، «جهان ممکنِ» سیاست در فیلمِ سیاسی، با «جهان رئال» سیاستبیشتر بخوانید
۶۳--۹۶-
مهرزاد دانش سیاست حوزه‌ای گسترده است. بر حسب تعریف ارسطو از ماهیت انسان (انسان حیوان سیاسی است)، هر پدیده انسانی لاجرم با حیطه سیاست تداخل دارد و شاید به سختی بتوان ذات آدمی را از مفهوم سیاست منفک دانست. بالطبع، محصولات انسانی از جمله سینما هم ولو با ظاهری غیرسیاسی چنان‌اند که می‌توان شراره‌های سیاست را در آینه‌اش به تماشا نشست. گستره پرتنوعی که صاحب‌نظران علم سیاست از واژه سیاست عرضه کرده‌اند، در نگاه نخست دامنه حیرت‌آوری را پیش چشم می‌گشاید و از همین چشم‌انداز وسیع می‌توان عناوینی را ازبیشتر بخوانید
۶۳--۹۸-
امیررضا نوری‌پرتو این نکته دیگر بر هیچ‌کس پوشیده نیست که در یک دهۀ گذشته، سینمای ایران- جز چند اثرِ شناخته‌شده، نمونه‌ای و ستایش‌شده- از دیدِ کیفی چیزی در چنته نداشته و ندارد. از سویی اگر روندِ تولید و اکران را در چند دهۀ اخیر مرور و تحلیل کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سینمای‌مان- در هر برهۀ زمانیِ ویژه و نیز در تأثیرپذیری از رُخ‌دادها و دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی- در شکلی کُلّی به‌سوی یکی از دو ژانرِ «ملودرام» و «کمدی» گرایش پیدا کرده است؛ که این موضوعِبیشتر بخوانید
۶۳--۹۰-
عباس بهارلو سال‌ ۱۳۴۷ برگشتگاه‌، یا نقطه‌ عطفی‌، در تاریخ سینمای ایران‌ است‌. مسعود کیمیایی‌ و داریوش‌ مهرجویی‌ و ناصر تقوایی‌ فیلم‌های «قیصر» و «گاو» و «آرامش‌ در حضوردیگران»‌ را می‌ساختند و علی‌ حاتمی‌ در تدارک ساختن «حسن‌ کچل»‌ بود. هدف مشترک این‌ فیلم‌سازان‌ دوری‌ جستن‌ از بازار سینمای متعارف بود، و به‌وجودآوردن سینمایی‌ که‌سنت ناپایدارِ فیلم‌هایی‌ مانند «شب قوزی»‌ (فرخ‌ غفاری‌) و «خشت‌ و آینه»‌ (ابراهیم‌ گلستان‌)را تداوم‌ بخشد؛ اما دشواری‌هایی‌ که‌ در پیش پای این‌ فیلم‌سازان نوخاسته‌ وجود داشت در وهله‌ نخست‌ عدم‌حمایت‌ تهیه‌کننده‌ها‌ از آن‌ها و جریانبیشتر بخوانید
۶۲-۸۷-
جواد طوسی: بعضی مباحث به لحاظ ماهیت وجودی‌شان راه را برای تفسیرپذیری باز می‌گذارند و نمی‌توان در موردشان به یک پاسخ قطعی و یقینی رسید. به همین خاطر پس از ساعت‌ها صحبت‌کردن می‌بینی که انگار فقط طرح موضوع کرده‌ای. همین «شاعرانگی» و ذهن و تخیل شاعرانه، در مفهوم اولیه خود دریچه‌های گوناگونی را می‌گشاید. حال اگر بخواهیم برای تجلی آن در سینما بسترسازی کنیم، نمی‌توان به یک تعریف کلی و واحد بسنده کرد. احمدرضا معتمدی: بله، بهتر است در بدو امر بفهمیم ذات شعر چیست، بعد وارد مقوله سینمای شاعرانهبیشتر بخوانید
logo-2
محمدعلی سجادی «… می‌خواهم فیلمی بسازم شاعرانه/ شینِ شعر را به سینِ سینما ببخشم/ شینما…» کریستین متز تا شابرول و رابین وود و‌… سینما را به دو قسمت کرده‌اند؛ نثر و شعر. سینمایی که داستانگوست، یعنی تنها روایتگر داستان‌ست و بس، می‌شود نثر، و سینمایی که پیِ مکاشفه است و با تاملاتی شاعرانه روبه‌روست، سینمای شاعرانه است. این دو شیوه نگاه و پرداخت از خودِ آغاز سینما چشم باز کرده. لومیر و ژرژ ملیس. لومیر گزارشگر واقعیت، ثبت واقعیت یا آن چیزی که به نام واقعیت‌گرایی و عریضه‌نویسی تصویری استبیشتر بخوانید
all-gray-62-102
محسن خیمه‌دوز * ما بیشتر از جنس رویاهایمان هستیم تا از جنسِ واقعیت. و واقعیتِ ما بیشتر از رویاهایمان ساخته شده تا از واقعیتِ بیرونی. (شکسپیر) ** برای شناخت ماهیتِ سینمای شاعرانه و فهمِ امکان یا عدمِ امکانِ آن، باید دستِ کم دو پیش‌فرضِ اساسی در این بحث را تحلیل کرد. این دو پیش‌فرض که: ۱- سینما، بیان است یا زبان؟ ۲- شاعرانگی، زبانِ شعر است؟ بیانِ شعر است؟ تجربۀ شعر است؟ یا غیرِ شعر و ضدِ شعر است؟ پس از آن است که می‌توان نتیجه‌گیری کرد و نظر دادبیشتر بخوانید
all-gray-62-104
مهرزاد دانش برقراری نسبت شعر و سینما، می‌تواند بر اساس شاخص‌های متنوعی تحلیل شود؛ اما در نهایت اگر قرار باشد به عبارت ترکیبی سینمای شاعرانه منتهی شود، جز عبارتی نارسا و مبهم که به دشواری می‌توان مقصودی روشن از آن را درنظر گرفت در اختیار قرار نمی‌دهد. اگرچه در تاریخ سینما، اصطلاحاتی همچون رئالیسم شاعرانه در سینمای فرانسه ابداع شد و دامنه ترویج و تاثیرش همچنان در سینمای امروز، نه فقط خود فرانسه، که سایر کشورهای صاحب سینما جاری است، اما این اصطلاحات ناظر به قواعدی مشخص و محدود دربیشتر بخوانید