سینمای ایراندسته

۶۸-۱۰۲
عباس بهارلو : سهراب شهیدثالث «یک اتفاق ساده»  (۱۳۵۲) را در روزهای کارمندی در وزارت فرهنگ و هنر ساخت. قرار بود فیلمی کوتاه که زمانش بیست دقیقه است بسازد که به عمد به یک فیلم بلند داستانی بدل شد؛ با هزینه‌ای بالغ بر یکصدوسی هزار تومان و مواد خامی که برای مصرف «یک به پنج» دریافت کرده بود و به کمک فیلم‌بردارش نقی معصومی، که او هم کارمند همان وزارت‌خانه بود، «یک به یک» ساختند. بازیگران فیلمش کارمند ادارۀ تئاتر «بندر شاه» بودند و بدون دریافت دستمزد جلو دوربین قراربیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۰
جواد طوسی: شاید بتوان از برادران لومیر به عنوان پیشگامان سینمای مستند نام برد که دارای وجه روایی نیز هست. جدا از اهمیت میزانسن و زاویه‌دید در این مجموعه فیلم‌های بسیار  کوتاه که در سال ۱۸۹۵ در گراندکافه پاریس به نمایش عمومی درآمدند، به وضوح می‌توان قالبی روایی‌نمایشی را در اکثرشان دید. مثلاً در فیلم غذادادن پدر و مادری به فرزندشان، این حس وابستگی در کانون خانواده ناخودآگاه ما را در یک وضعیت نمایشی قرار می‌دهد که فراتر از دنیای مستند عمل می‌‌کند. یا در فیلم کوتاه «ورود قطار بهبیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۵
محمد تهامی‌نژاد: برای پاسخ به تاثیر سینمای مستند بر داستانی و تاثیر جذابیت‌آفرینی داستانی بر مستندها، پرسش نخستین این است که این دو نوع فیلم چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟ مرزهای مشترکشان کجاست؟ و چگونه در گفت‌وگویی خلاق شکل‌های دورگه‌ای از فیلم را ساخته‌اند. ضمن اینکه سینمای مستند نیز تحت نفوذ انسان‌شناسی، پژوهش‌های اجتماعی و آشکارشدن نقش عامل اجتماعی (مستندساز) بوده است. در تمام مقالات نظری، مهم‌ترین تفاوت آنها در ارتباطشان با واقعیت نهفته است. اما واقعیتی که از آن صحبت می‌کنیم چیست؟ بیل نیکولز می‌گوید واقعیت یعنی اینکه فیلمبیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۹
محسن خیمه‌دوز : ۱- شبه‌فیلم چیست؟ «شبه‌فیلم»‌ها در تاریخ سینمای ایران تاریخچۀ طولانی دارند. و با آنکه فضای سینمای ایران محل مناسبی برای تولید «شبه‌فیلم» بوده و هنوز هم هست، اما تاکنون شناخت دقیقی از این پدیده به ثبت نرسیده است.۱ «شبه‌فیلم» یک پارادایم سینمایی‌ست که بخشی از جریان سینما را تشکیل می‌دهد. «شبه‌فیلم» الزاماً به معنای «فیلم بد» یا «فیلم مبتذل» نیست بلکه می‌تواند بخشی از جریان سالم سینما هم به حساب آید. در عین حال که ماهیتاً «فیلم» نیست.۲ «شبه‌فیلم»، هم یک نقاب سینمایی‌ست برای آنچه «فیلم» نیست.بیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۰
نیوشا صدر : در نگاه اول، مرز آثار مستند و داستانی در یک کلمه خلاصه می‌شود: «حقیقت». معمولاً در تعریف فیلم مستند از عباراتی چون بازنمایی حقیقت، ثبت واقعیت، جنبه‌هایی از واقعیت، شرایط واقعی، پرداخت خلاق واقعیت و مانند اینها استفاده می‌کنند. البته هر چه پیشتر می‌رویم تلاش برای حذف صفت‌هایی که به نحوی اثر مستند را با واقعیت مرتبط می‌دانند بیشتر می‌شود؛ مثلاً با پرداختن به ابزارهای مهارکنندۀ واقعیت برای تعریف به جای خود آن؛ یا گسترش‌دادنش تا ناکجاآباد، آنقدر که دایرۀ واقعیت آن چنان وسیع شود که بهبیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۳
شاهین شجرى‌کهن: سینما پیش از آنکه وامدار واقعیت باشد ریشه در خیال و قصه داشته است. این تصور که چون فیلم‌هاى اولیه واقعه‌نگار بوده‌اند پس سینما در بستر ثبت واقعیت شکل گرفت ناشى از برداشت ملانقطى و غیرمنعطف برخی ‌نظریه‌پردازان و مورخان سینما درباره‌ى ماهیت «فیلم» بوده است، وگرنه آنچه تحت عنوان فیلم‌هاى اولیه تعریف مى‌شود در واقع اتودهاى خام تصویرى، از نوع ویدئوهاى گزارشى یوتیوبى بوده‌اند و از آنجا که هنوز مفهوم فیلم سینمایى به عنوان یک قالب انتقالى و نوعى قطعه‌ى پیش‌ساخته‌ى رسانه‌اى تکامل نیافته بود، هر آنچهبیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۸
بصیر علاقه‌بند داکیودراما چیست؟ گری رودز۱ و جان پاریس اسپرینگر۲ در مقدمه‌ی خود بر کتاب «مستندداستانی‌ها»۳ روابط متقابل فرم و محتوای مستند و داستانی را بدین شکل نشان می‌دهند: فیلم مستند‌= فرم مستند + محتوای مستند ماکیومنتری‌= فرم مستند + محتوای داستانی داکیودراما‌= فرم داستانی + محتوای مستند فیلم داستانی‌= فرم داستانی + محتوای داستانی در ادامه بر همین مبنا، استیون لیپکین و دِرِک پَجِت و جِین روسکو در مقاله‌ی بنیادین خود «داکیودراما و مستند ساختگی: تعریف واژگان، موازین پیشنهادی» داکیودراما را به‌منزله‌ی عنوانی کلی برای تمام ترکیباتی معرفی می‌کنندبیشتر بخوانید
۶۸-۱۲۹
آزاده جعفری: هفتاد و یکمین جشنواره کن در اردیبهشت‌ماه امسال با حضور کیت بلانشت در ریاست هیأت داوران برگزار شد. پوستر کن یکی از قاب‌های عاشقانه فیلم پی‌یرو خله ژان لوک‌گدار بود که بر فراز کاخ جشنواره برافراشته شده بود و طرفه اینکه درونمایه مشترک بیشتر فیلم‌ها هم «عشق» بود. برخلاف سال‌های پیش، فیلم‌ها و فیلمسازانی در بخش مسابقه و نوعی نگاه حضور داشتند که ناآشنا و نسبتاً ناشناخته بودند، مثلاً یوم‌الدین شاوکی، تابستان کیریل سربرنیکو، آساکو هاماگوچی، و بسیاری از فیلم‌های بخش نوعی نگاه. اولین بار بود که دربیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۹
جواد طوسی: قاعدتاً در سیر مداوم نگاه عامه‌پسند در دهه‌های سی و چهل سینمای ایران، جایی برای تجربه‌های متکی به فرم و پیوند میان سینمای مستند و داستانی نبود. در این میان، مثلاً پرسه‌زدن دوربین به همراه دختر نوجوان فیلم «بیم و امید» گرجی عبادیا (۱۳۳۹) در نقاطی از شهر تهران همچون سبزه‌میدان و خیابان و فروشگاه فردوسی، میدان ۲۴ اسفند (انقلاب فعلی)، بیشتر حالتی توریستی (در چارچوب موضوع قصه، یعنی پیداکردن دارو از سوی دختر نوجوان در سطح شهر) دارد. در همین فضا و شرایط که کمدی‌های سطحی وبیشتر بخوانید
۶۸-۱۲۳
نیما حسنی‌نسب : مرگ ناصر ملک‌مطیعی در آستانه نودسالگی، خاموشی مهم‌ترین و متداوم‌ترین ستاره و شمایل تاریخ سینمای ایران بود. نام و خاطره‌ای که خوب یا بد، بر همه بالا و پایین و فراز و فرود و خصایص و تمایزها و تفاوت‌ها و ویژگی‌های دورانی از این سینما دلالت داشت. سینمایی که از همان روزگار شکل‌گیری و رواجش تا امروز (و حتی بعدها متاسفانه) به دلیل چیرگی اسنوبیسم و رواج روشنفکری چپ و تنبلی و بی‌دانشی و فقدان فرصت و حوصله برای مطالعه جدی و کلی دلیل دیگر از توصیفبیشتر بخوانید