پیشنهاد سردبیر

۷۱-۲۰
‌گردآوری‌، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده : شروع کار فلینی را با نئورالیسم ایتالیا دانسته‌اند. اما فلینی خود، در مورد تاثیر نئورئالیسم ایتالیا بر کارهایش می‌گوید نئورئالیسم تنها تصویرکردن یک واقعیت اجتماعی صرف است در حالی که ابعاد سیاسی آن بر وجوه زیبایی‌شناسانه‌اش می‌چربد. بنابراین فلینی نئورئالیسم را جنبشی مرده می‌پندارد و بر این باور است که امروزه محور اصلی انسان است؛ ساختار متافیزیکی، روانشناختی و کلی او. فلینی سیر تکامل کارهای خود را به مسافرتی در یک جاده تشبیه می‌کند و تنها چیزی که خود را به آن وفاداربیشتر بخوانید
۷۰-۱۰۶
نوید پورمحمدرضا: احتمالاً در تاریخ سینمای ایران، «تئوری مولف» پُربسامدترین نظریه یا رهیافت نظری بوده که متفکران، مورخان، و منتقدان در مواجهه با فیلم‌ها و فیلمسازان از آن سود جسته‌اند، چه آن زمان که آگاهانه و عامدانه با اشاره به رئوس اصلی و زبان ویژه‌ی آن به خوانش و طبقه‌بندی آثار یک فیلمساز دست زده‌اند و چه زمانی که شهودی‌تر و حسی‌تر از مضامین مکرر و مولفه‌های مشترک سبکی در کارنامه‌ی یک هنرمند صحبت کرده‌اند. به‌رغم این کاربرد گسترده، اما خود تئوری مولف کمتر موضوع بحث بوده است، گویی دربیشتر بخوانید
۶۹-۱۸
دیوید هاروی – ترجمه: صالح نجفی : مصنوعات فرهنگی پست‌مدرن، به‌لطف التقاطی‌بودن طرح‌هاشان و بی‌نظمی آشوبناکِ موضوعاتشان، بی‌اندازه متنوع‌اند. با این‌حال، گمان می‌کنم بد نباشد با مثال‌هایی نشان دهیم چگونه مضمون‌های مربوط به فشرده‌شدن زمان-فضا که در این مقال بسط می‌دهیم در آثار هنری و فرهنگی پست‌مدرن بازنمایی می‌شوند. بدین‌منظور تصمیم گرفتم به‌سراغ سینما بروم، تا اندازه‌ای بدین‌علت که سینما (به‌اتفاق عکاسی) هنری است که در بستر نخستین فوران عظیم مدرنیسم فرهنگی بالیدن گرفت اما نیز بدین‌علت که، در بین همۀ شاخه‌های هنر، احتمالاً سینما قوی‌ترین قابلیت را برای کارکردن بابیشتر بخوانید
۶۸-۱۶
ترجمه: صالح نجفی:  صحرای سرخ اولین فیلم رنگی میکل‌آنجلو آنتونیونی بود. آنتونیونی صحنه‌های فیلم را در پاییز ۱۹۶۳ در بندرگاه صنعتی راوِنا فیلمبرداری کرد. این فیلم را بارها و بارها با نقاشی انتزاعی قیاس کرده‌اند. کارگردان در سال ۱۹۴۲ رنگ و نقاشی را هم‌ارز دانسته بود: «در سینما، سیاه و سفید همان نسبتی را با رنگ دارد که طراحی با نقاشی.» آنتونیونی در اظهارنظری دیگر به‌سال ۱۹۶۴ رنگ را به آینده پیوند زد: «در زندگی روزانۀ معاصر ما، رنگ معنا و کارکردی یافته است که پیشتر نداشت. شک ندارم کهبیشتر بخوانید
۶۰-۱۶۴
فرهاد محرابی ادبیات مدرن قرن بیستم کمتر نویسنده‌ای بسان اورول به خود دیده است. نویسنده‌ای که ادبیات برایش چیزی نبود جز محفلی برای نقد تام و تمام توتالیتاریسم. او اگر چه خود را وامدار نویسندگان پیشرو پیش از خود از جمله جویس، دی اچ لارنس و ادگار‌آلن پو می‌دانست اما در عین حال رسالتی که برای نوشتار ادبی قائل بود مرزهای کارش را فرسنگ‌ها دورتر از جهان ذهنی آنها می‌برد. موتیف ادبی معروفش «دوگانه‌انگاری»۱ محور اصلی نظریه‌ی اجتماعی-سیاسی‌ای بود که هسته‌ی مرکزی رمان جاودانه‌‌اش «‌۱۹۸۴‌» را ساخته بود. شاید هیچبیشتر بخوانید