پیشنهاد سردبیر

۱۱۷-۵۳
«رویاهای دم صبح» تازه‌ترین فیلم از سری فیلم‌های مستند در موردکودکان و نوجوانان است که دردها، زخم‌ها  و مصائب کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت را به تصویر می‌کشد. روزی که قرار شد دکتر ناصر فکوهی و مهرداد اسکویی در دفتر مجله جمع شوند، اعضای تحریریه هم نشستند به تماشای دسته‌جمعی‌ِ فیلم. همه در تاریکی روشنایی اتاق غوطه‌ور بودیم. چشم‌ها خیره‌ی صفحه‌ی تلویزیون بود و گاهی صدای فیلم را بیرون‌کشیدن یک دستمال کاغذی از جعبه‌اش می‌شکست. ما در فضایی از جنس واقعیتی دردناک و اجتناب‌ناپذیر غوطه‌ور شدیم. اما اصلبیشتر بخوانید
182-53
لادن نیکنام  محمود حسینی‌زاد، حسین پاینده، علی قانع لادن نیکنام: برای انجام میزگرد با موضوع «غیاب» بارها در این شماره ما با یک نوع سفر ناممکن مواجه شدیم. به سراغ تعداد زیادی از نویسنده‌ها‌ رفتیم تا از وجودشان در میزگرد استفاده کنیم. اما راه از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم دشوارتر بود و لحظه به لحظه ناامیدتر می‌شدیم. و همینطور نمی‌دانستیم باید چه کنیم‌… محمود حسینی‌زاد: من کل صحبت‌هایم را همین‌جا مطرح می‌کنم، البته اصلاً به جنبه تئوریک موضوع کاری ندارم که کار جناب پاینده است. از تجربه‌های خودم می‌گویم و ازبیشتر بخوانید
73-53
بهرام دهقانی، پرویز شهبازی، مازیار میری، جواد طوسی / جواد طوسی: سینما در همان گام‌های اولیه‌اش برای فاصله‌‌گرفتن از ثبت روزمرگی و متمایل‌شدن به قصه و روایت، موجودیت تدوین را با جابه‌جایی محل استقرار دوربین پذیرفت. منتها تجربه‌ی عینی و حرفه‌ای تدوین، با نگاه فتورمان‌گونه و زبان روایی گریفیث در «تولد یک ملت» و «تعصب» شکل گرفت. چه بخواهیم برای سینما جذابیت نمایشی و ساختاری قائل شویم و چه در پی مفهوم‌سازی ایدئولوژیک یا هنرمندانه از طریق این رسانه باشیم، چاره‌ای نداریم که از تدوین کمک بگیریم. در واقع، تدوینبیشتر بخوانید
200-46
ناصر نبوی: منتقدان شما را با اولین کتاب‌تان به عنوان نویسنده به رسمیت شناختند. این شناسایی روی شما چه تاثیری گذاشت؟ من در حوالی نه یا ده سالگی شروع کرده بودم به شعر سرودن. حدوداً پانزده‌ساله بودم که چندین بار تلاش کردم رمان بنویسم، اما هیچ وقت از صفحه‌ی چهل رد نشدم. در طول تابستان ۱۹۶۶، شروع کردم به نوشتن میدان اِتوال. دستنویس کار در نوئل تمام شد. تازه دوره‌ی پیش‌دانشگاهی را گذرانده بودم و می‌بایست لیسانس ادبیات را شروع کنم. دیگر به دانشکده برنگشتم. دستنویسم را در ژوئن ۱۹۶۷بیشتر بخوانید
116-46
امید روحانی: یادداشتی به قصد توضیح: کامران شیردل, حتی اگر شاهد زنده‌ی فضای هنری- فرهنگی ایران در فاصله میان دهه‌ی ۱۳۴۰ تا دست کم انقلاب نبود, حتی اگر سامان‌دهنده و نظم‌دهنده‌ی مستند صنعتی در ایران نبود, حتی اگر در صنعت دوبله‌ی ایتالیا نبود, حتی اگر بنیانگذار و آغازگر مستند اجتماعی در ایران نبود, تنها با یک فیلم «اون‌شب که بارون اومد» نامش در تاریخ سینمای ایران ثبت می‌شد و حتی گزافه نیست اگر بگویم که نقشی مهم در نضج و گسترش یک بیان سینمایی در جهان داشت. او کشف‌نشده‌ترین فیلمسازبیشتر بخوانید
144-46
فرشته احمدی, حسین پاینده, محمد شهبا: محسن حکیم‌معانی: خرده‌روایت چیست؟ این اصطلاح در نقد ادبی دقیقاً به چه چیزی اطلاق می‌شود و هدف از کاربرد آن چیست؟ خرده‌روایت در برابر کلان‌روایت صرفاً یک ایده است یا واقعاً از مبانی نظری حیات امروز بشر به‌شمار می‌رود؟ خرده‌روایت‌ها چه جایگاه و نقشی در دنیای امروز دارند؟ آیا واقعاً انسان امروز نگاهش را از بلندای روایت‌های کلان برگرفته و از منظر خرده‌روایت‌ها به جهان می‌نگرد؟ خرده‌روایت‌ها چه ارمغانی برای ادبیات فراهم آورده‌اند و در این میان ادبیات و هنرِ ما از این مفاهیمبیشتر بخوانید