پیشنهاد سردبیر

۶۴-۱۲۱-
سعید قطبی‌زاده فروریختن قداست پدر در برابر فرزند در فصول پایانی «دزدان دوچرخه» (ویتوریو دسیکا، ۱۹۴۸) بیانگر یک وضعیت دوگانه بشری است؛ نخست اینکه میان «تصمیم‌گرفتن» و «ناگزیر‌شدن» همیشه فاصله است و درک این فاصله توسط پسربچه یا تماشاگر به منزله فهم درونمایه اصلی این تراژدی معاصر است. بنابراین در فیلم دسیکا، نمایش شکاف طبقاتی موجود، فرع بر افشای یک جامعه گسیخته از نقطه‌نظر اخلاقی است اما تحلیل او از این گسیختگی در ایتالیای پس از جنگ، توام با قضاوتی مشفقانه است؛ آدم‌های اصلی و فرعی او را چاره‌ای جزبیشتر بخوانید
۶۴-۱۲۵-
با حضور معصومه بیات، روبرت صافاریان، بهنام بهزادی فیلمنامه‌نویسان حرفه‌ای معمولاً فیلمنامه‌هایشان را پیرامون شخصیت‌ها بسط می‌دهند؛ بسیاری از منتقدان باورپذیری، سویه‌های اخلاقی، پیچیدگی‌های انسانی و وجوه مختلف شخصیت‌ها را در نوشته‌هایشان می‌سنجند؛ تماشاگران عادی هم اغلب پس از تماشای فیلم‌ها درباره شخصیت‌ها صحبت می‌کنند، درباره اینکه چقدر با آنها همذات‌پنداری می‌کنند، آیا شخصیت‌ها را در ایفای نقش پذیرفته‌اند و انتخاب‌ها یا کنش‌های آنها را تایید می‌کنند یا نه. با وجود اهمیتی که شخصیت و شخصیت‌پردازی در سینمای داستانی دارد، در نقدهای تحلیلی و مقالات تئوریک سینمایی به شخصیت آنچنانبیشتر بخوانید
۶۴-۱۶۴-
محمود حسینی‌زاد، کاوه میرعباسی، محمد حسینی، محمدرضا گودرزی از خودزندگینامه‌نویسی می‌گویند من کی هستم و دیگری در‌باره‌ی من چه فکری می‌کند؟ اینها دغدغه‌هایی است که ذهن انسان را از دیرباز به خود مشغول داشته است. هنرمندان از طریق هنر خود سعی کرده‌اند به شکلی غیرمستقیم خود را بیان کنند، اما هستند کسانی هم که مایل‌اند خود را از زبان خود به شکلی مستقیم به دیگران بشناسانند. همین تمایل عامل شکل‌گیری ژانر خود‌زندگینامه‌نویسی شده است. خود‌زندگینامه‌نویسی طیف وسیعی را شامل می‌شود؛ کسانی که در جامعه‌ی خود به دلیلی فراتر از افرادبیشتر بخوانید
۶۰-۲۱۲
مهدی رفیع چارلز اِستی•‌ویل‌‌، استاد ادبیات کلاسیک‌‌، مدرن و مطالعاتِ فرانسوی در دانشگاه وِین در ایالات متحده است. او کتاب‌های متعددی درباره دلوز و نویسندگان دیگر دارد‌‌، و یکی از مترجمان منطق معنا به زبان انگلیسی نیز بوده است. از آثار او می‌توان به ژیل دلوز: مفاهیم کلیدی (۲۰۱۱)‌‌، آ ب ثِ دلوز: تاهای دوستی (۲۰۰۸)‌‌، دو تای تفکر دلوز و گتاری (۱۹۹۸) و ترجمه و ویرایش مشترک کتاب فلیکس گتاری: تفکر‌‌، دوستی و نقشه‌نگاری بصیرانه اثر فرانکو (بیفو) بِراردی‌‌، فیلسوف ایتالیایی و… را نام برد. بخش ‌اول: کاربرد‌ شناختیبیشتر بخوانید
۶۰-۲۱۷
مهدی رفیع آرنو ویلانی (۱۹۴۴) فیلسوف و شاعر فرانسوی است. او در شهر نیس زندگی می‌کند و سال‌هاست که در مقاطع دبیرستانی و دانشگاهی فرانسه تدریس کرده است. نخستین اثر او کافکا: گشودگی وجودی (۱۹۸۴) به نظر می‌رسد گرایش‌های متمایز او به خوانشی خاص از هایدگر را پیش‌بینی می‌کند. ویلانی بعدتر کتاب زنبور و گل ارکیده، جستاری در باب ژیل دلوز (۱۹۹۹) را منتشر می‌کند که به مجموعه‌ای از گفتارها درباره‌ی دلوز و بعضی مکاتبات ویلانی با او و مصاحبه‌ای با دلوز اختصاص دارد. او در سال ۲۰۰۳ به همراهبیشتر بخوانید
۶۰-۳۰-
هوتن زنگنه‌پور ناتالی پورتمن جوان، در «حرفه‌ای»۱ با گلدانی در دست، مقابل ژان رنوی اسنایپر، تضادی ایجاد می‌کند که مشابه همه گریزهای هالیوودی به سوی معناست: پینوکیوی روباتیک فیلم هوش مصنوعی۲ (اثر اسپیلبرگ)، آدم‌آهنی‌ای که در «نابودگر ۲»۳ (اثر جیمز کامرون) می‌آموزد اشک ریختن چه دلیلی دارد، موجود فضایی فیلم ئی‌تی (اثر اسپیلبرگ) که معجزه‌اش محبت است و ده‌ها مورد دیگر، معنا را در «انسانی‌شدن» مصنوعات و موضوعات غیرانسانی متجلی می‌کنند؛ به عبارت دیگر، احساس ‌بودن -در راستای کمال‌گرایی- با احساسات انسانی است که هویت پیدا می‌کند. احساسات به عنوانبیشتر بخوانید
۶۰-۴۵-
بشیر سیاح هالیوود در حال شکست‌خوردن نیست. شکست خورده است. استیصال، انتقادها، راه‌حل‌های ابلهانه، حذف عمده‌ی کارکنان استودیوها و کسر حقوق‌ها، پیشرفت‌های گوناگون تکنیکی تازه، «فیلم بزرگ‌تر» و «فیلم بسیار کم‌هزینه» هم نتوانسته از انحطاط آن جلوگیری کند. حقیقت این است که فیلمسازی، -هرچند بی‌تردید مثل هر صنعت دیگری به آینده‌نگری و حساب سود و زیان وابسته است- بدون بیان شخصی نمی‌تواند دوام بیاورد. فیلم‌ها نباید صرفاً جهت برآورده‌ساختن تصوری که تهیه‌کننده از ]خواستِ[ جامعه دارد، ساخته شوند، زیرا همان‌طور که ثابت شده، این امر نه موفقیت اقتصادی به دنبالبیشتر بخوانید
۶۰-۸۱-
همراه با فردین خلعتبری، کریستف رضاعی، جواد طوسی جواد طوسی: یکی از خوش‌‌شانسی‌هایم در زندگی، داشتن پدری عشق فیلم بود. او درجه‌دار ارتش بود و سینماارتش صبح جمعه و دوره‌ای در بعدازظهرهای سه‌شنبه فیلم‌های ایرانی و خارجی را در سینماهای مختلف تهران برای پرسنل خود و افراد خانواده‌شان نمایش می‌داد. من و پدرم پای ثابت این برنامه‌ها بودیم و علاوه بر آن در اوقات دیگر به سینماهای لاله‌زار و اسلامبول و شاه‌آباد می‌رفتیم و گاهی اوقات مادرم هم با ما دو نفر همراه بود. وقتی سوت‌زدن را از پدرم یادبیشتر بخوانید
۶۰-۱۶۴
فرهاد محرابی ادبیات مدرن قرن بیستم کمتر نویسنده‌ای بسان اورول به خود دیده است. نویسنده‌ای که ادبیات برایش چیزی نبود جز محفلی برای نقد تام و تمام توتالیتاریسم. او اگر چه خود را وامدار نویسندگان پیشرو پیش از خود از جمله جویس، دی اچ لارنس و ادگار‌آلن پو می‌دانست اما در عین حال رسالتی که برای نوشتار ادبی قائل بود مرزهای کارش را فرسنگ‌ها دورتر از جهان ذهنی آنها می‌برد. موتیف ادبی معروفش «دوگانه‌انگاری»۱ محور اصلی نظریه‌ی اجتماعی-سیاسی‌ای بود که هسته‌ی مرکزی رمان جاودانه‌‌اش «‌۱۹۸۴‌» را ساخته بود. شاید هیچبیشتر بخوانید
۶۰-۱۹۵
خلیل درمنکی چه کسی وقت نوشتن قلم به دهان خواهد برد؟ چه کسی وقتی به وقت نوشتن مکث می‌کند، کون قلمش را به تامل بر لب می‌نهد و ماتحت قلمش را، به تمنا، می‌بوسد؟ چه کسی قلمش را می‌جود؟ قلمخوار کیست؟ باری، اما، قلم چه ارتباطی با تب نوشتن دارد؟ سخن آغاز می‌کنیم. از «از». از قلم و میزان‌الحراره. اگر در «آزاده‌خانم» سخن از قلمی است که در هنگام نوشتن بر واژه‌ها فشار می‌آورد، قلمی چونان تعلیمی‌ای فرو‌شده در گوشت نوشته، در گوشت تن، در گوشت تن آزاده‌خانم، اینجا سخنبیشتر بخوانید