پرونده ویژه

۶۰-gray-219
مهدی رفیع مادلن شپسل (۱۹۲۵)‌، نویسنده، رمان‌نویس، شاعر، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار فرانسوی است. از او بیش از سی رمان، دو مجموعه شعر، چندین نمایشنامه و مقالات متعددی در زمینه‌ی ادبیات و… منتشر شده است. خانه‌ی یشمی (۱۹۸۶‌) و گردش اعصار (۲۰۰۳) آثار به نسبت شناخته‌شده‌تر او هستند. شپسل از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۶ عضو ژوری «جایزه‌ی‌ زن» (Prix Femina) بوده. گفت‌وگوی او با دلوز در سال ۱۹۶۷ انجام شده است. * این ایده که به زاخر-مازوخ علاقه‌مند شدید از کجا نشات می‌گیرد؟ به نظرم مازوخ رمان‌نویس بزرگی می‌آمد. من از اینبیشتر بخوانید
۶۰-gray-209
مهدی رفیع: گتاری و دلوز، دلوز و گتاری، دلوز با (و بدون) گتاری یا هر ترکیبِ ممکن دیگری از این دو نام همواره نوعی هم‌برآیندی ۱ پیش‌بینی‌ناپذیر نه میان دو اسم، بلکه میان دو شیوه‌ی هم‌نوازیِ تفکر و کنش خواهد بود. رها‌کردن دلوز و گتاری از رویکرد «یادواره‌ای» مطالعاتِ دلوزی-گتاریایی و قراردادنشان در انواعی از پیوندها و اتصالاتِ (و شاید انفصالات برای رسیدن به ترکیبی دیگر) غریب میانشان به معنای آن است که دیگر نمی‌توان به حوزه‌های کلیشه‌ای و مفاهیم بارها آزموده‌شده بسنده کرد. نمی‌توان از آنها تصویری «واحد وبیشتر بخوانید
۶۰-gray-219
مهدی رفیع آرنو ویلانی (۱۹۴۴) فیلسوف و شاعر فرانسوی است. او در شهر نیس زندگی می‌کند و سال‌هاست که در مقاطع دبیرستانی و دانشگاهی فرانسه تدریس کرده است. نخستین اثر او کافکا: گشودگی وجودی (۱۹۸۴) به نظر می‌رسد گرایش‌های متمایز او به خوانشی خاص از هایدگر را پیش‌بینی می‌کند. ویلانی بعدتر کتاب زنبور و گل ارکیده، جستاری در باب ژیل دلوز (۱۹۹۹) را منتشر می‌کند که به مجموعه‌ای از گفتارها درباره‌ی دلوز و بعضی مکاتبات ویلانی با او و مصاحبه‌ای با دلوز اختصاص دارد. او در سال ۲۰۰۳ به همراهبیشتر بخوانید
۶۰-gray-222
مهدی رفیع «دیوار‌ها ابژه‌هایی تمام‌عیار برای نمایش چیزها بر روی خود‌اند، صحنه‌هایی که معنای “فراسو” و حبس را به هم می‌پیوندند.» (رضا نگارستانی) رژیم‌های جنون‌: دلوز-گتاری علیه ساختارگرایی، پدیده‌شناسی و فلسفه‌ی تحلیلی کتاب ناممکنی پدیده‌شناسی: درباره‌ی فلسفه‌ی معاصر فرانسه (۱۹۹۵) اثر اریک الّی‌یز مداخله‌ای است در تقسیم‌بندی نهادی فلسفه در فرانسه به دو بخش پدیده‌شناسی و تحلیلی. این اثر یکی از نخستین آثاری است که رابطه‌ی دلوز را با پدیده‌شناسی بررسی می‌کند، پیش از آنکه فیلسوفانی چون آلن بولیو در کتاب دلوز و پدیده‌شناسی (۲۰۰۴) به این مسئله بپردازند. دیدگاهبیشتر بخوانید
۵۵_۲۱۱
گوگی واتیونگو  ترجمه: مهدی غبرائی   در روزگار قدیم انسان هم مانند همه موجودات چهارپا روی دست‌ها و پاها راه می‌رفت. انسان تندتر از خرگوش، یوزپلنگ، یا کرگدن راه می‌رفت. پاها و دست‌ها از سایر اندام به هم نزدیک‌تر بودند: مفصل‌های مشابه مرتبط داشتند: کتف‌ها و استخوان‌های لگن؛ آرنج‌ها و زانوها؛ پاها و دست‌ها هریک به پنج پنجه و انگشت ختم می‌شدند، و روی هریک ناخن روییده بود. ترتیب انگشت‌های دست‌ها و پاها شبیه هم بود، از انگشت شست بزرگ گرفته، تا انگشت کوچک. در آن ایام انگشت بزرگ دستبیشتر بخوانید
۵۵_۲۰۷
ترجمه مهدی غبرائی کنفرانس تاریخی ۱۹۶۲ در دانشگاه مَکرِره۲ در کامپالای یوگاندا محققان و نویسندگانی را از قسمت‌های مختلف قاره گرد هم آورد تا درباره وضعیت ادبیات آفریقا بحث و گفت‌وگو کنند: چه کسی باید بنویسد، چه چیزی را باید وصف کند، و -اصلی‌ترین موضوع مباحثات- چگونه باید انتقالش داد. این گردهمایی در نوع خود اولین بود، موج اولیه‌ای که سبب شد عقاید و نظریات متضاد در موضوع توصیف آثار ارتباطی و فرهنگی سراسر قاره بدل به خیزاب شود. وظیفه پیش‌رو دشوار بود: سرشت توصیف به‌خودی‌خود شاخص‌هایی۳ را گرد هستیبیشتر بخوانید
۵۵_۲۰۷
ترجمه: خجسته کیهان گوگی وا تیونگو که نام واقعی‌اش جیمز تیونگو گوگی بود (او در ۵ ژانویه ۱۹۳۸ در لیمورو، کنگو به دنیا آمد)، رمان‌نویس بزرگ آفریقای شرقی‌ست که اثر پرطرفدارش «گریه نکن بچه» (۱۹۶۴) اولین رمان مطرحی بود که به وسیله‌ی مردی از آفریقای شرقی به زبان انگلیسی نوشته شده بود. نگوگی وقتی به آثار استعمار در آفریقا پی برد، نام سنتی خود را برگزید و به زبان بانتو -‌زبان قوم کیکویو در کنیا‌- نوشت. او در سال ۱۹۶۳ تحصیلات خود را تا مرحله‌‌ی کارشناسی در دانشگاه ماکه رربیشتر بخوانید
logo-2
نادر مشایخی   زمانی که «ملکوت» بهرام صادقی را در ۱۳،۱۴سالگی مطالعه کردم موضوعش را چندان نیافتم تا این که سال‌ها بعد در شهر وین دوباره آن را خواندم، متوجه شدم که این داستان توانایی آن را دارد تا از نظر فرمال به موسیقی پست‌مدرن و آتونال نزدیک شود. روی این اپرا طی سال‌های ۱۳۷۳-۱۳۷۱ کار کردم و در سال ۱۳۷۶ در «فستیوال وین مدرن»، زمانی که موسیقی پست‌مدرن در اروپا چندان مطرح نبود، از سوی «ماکس آگن فلد» روی صحنه رفت. از همان جمله اول می‌توان به اهمیت نگاهبیشتر بخوانید
logo-2
عباس بهارلو چه دشوار است تماشای قرص ماه به تنهایی. (عباس کیارستمی) عباس کیارستمی به زندگی عشق می‌ورزید. او می‌گفت اگر قرار باشد بین ماندگاری خودش و فیلم‌هایش یکی را انتخاب کند مسلماً تداومِ زندگی و ماندگاری خودش را انتخاب می‌کرد. او می‌دانست که مرگ هم‌چون سایه یا هم‌زادِ هر موجود زنده‌ای است و از آن گریزی نیست، و در عین حال این را هم می‌دانست که عشق و زندگی آمیخته به درد و ملعنت و تباهی هم هست. اینک او رفته است و فیلم‌هایش مانده‌اند؛ فیلم‌هایی که بسیاری ازبیشتر بخوانید
logo-2
احمد پوری محوطه کانون پرورشی کودکان و نوجوانان خیابان حجاب-خارجی- روز-تابستان دختری جوان پوستر عباس کیارستمی را برده بالای سر. کیارستمی در عکس می‌خندد و ردیف منظم دندان‌های سفیدش کنتراست جالبی با چهره گندمگونش دارد. خانه هنرمندان-داخلی- سالن نمایش فیلم‌-عصر ردیف منظم دندان‌های سفیدش در کنتراست با چهره گندمگونش اولین چیزی است که توجهم را جلب می‌کند. افتتاح مجدد سینما‌تک. نمایش فیلم جاده‌ها‌ی کیا‌رستمی با حضور خودش. قرار او با من که پس از برنامه به خلوتی برویم و درباره قصه فیلمی که سال‌هاست در ذهن دارد حرف بزنیم. اولینبیشتر بخوانید