بخش نظری

bozari33
ترجمه: صالح نجفي، رحمان بوذري در آغاز با پارادوکسي آشکار مواجه ايم. مفهوم پرولتاريا از بطن «مواجهه اي » پديد آمد که در سال هاي 1844 – 1843 در پاريس روي داد )مواجهه اي نه تنها شخصي و «زيسته » بلکه همچنين نظري یا تئوريک(: بدين سان، مفهوم پرولتاريا عصاره همه استلزام هاي يک «نظر گاه طبقاتي » در کار مارکس را در خود فشرده است. اين مفهوم موضوع اصلي پژوهش هاي او در زمينه شيوه توليد سرمايه داري و شکل خاص استثماري است که بر اثر تبديل نيروي کاربیشتر بخوانید
zare33
ترجمه: مريم زارع   تاريخ اصلاح ديني را به چند شاه راه اصلي تفکر منحصر کرده اند، به همين دليل کمتر کسي درمي يابد که اين تحول معنوي از حيث انديشه تا چه حد غني و از حيث تنوع برداشتهاي ديني تا چه حد پيچيده بوده است. آن برداشتهايي که غالب شدند و توجه گسترده عموم را به خود جلب کردند طبيعتاً به چشم همگان آمده و به قدر کفايت شناخته شده اند. با اين حال، تلاشهاي بسيار جدي و اثرگذار ديگري هم در کار بود تا بلکه نهضت اصلاحبیشتر بخوانید
logo-2
ترجمه: پوريا شيباني راد الوين وارد گولدنر ) 1980 – 1920 ( جامعه شناس انتقادي امريکايي است که بن مايه اصلي آثار وي تامل انتقادي در جامعه شناسي و نيز کار روشنفکري بوده است. پس از کتابي با عنوان «الگوهاي ديوانسالاري صنعتي » کار فکري خويش را با کتابي به نام «ضد مينوتائور: اسطوره جامعه شناسي فارغ از ارزش » پيش برد که نقدي است بر آن نوع جامعه شناسي که ادعاي عينيت فارغ از ارزش را دارد و مدعي است ماکس وبر هيچ گاه چنين چيزي در سر نداشتهبیشتر بخوانید
mehregan33
ترجمه: امید مهرگان در گنجینه آن اصطلاحاتی که به مددشان طرز زندگی برخاسته از آمیزشِ بلاهت و بزدلی فردِ بورژوای آلمانی خود را روزانه لو میدهد، عبارتِ مربوط به فاجعه پیشرو – اینکه «اوضاع که نمیتواند اینطور پیشرود » – به طور خاص قابل تامل است. واماند ن مایوسانهدر تصوراتِ دهه های گذشته درمورد امنیت و مالکیتْ انسان متوسط را از ادراکِ آن ثباتهای به غایت چشمگیرو یکسر جدیدی بازمیدارد که بنیان وضعیتِ حاضر راتشکیل میدهند.ا ز آنجایی که ثبات یافتنِ نسبی سالهای پیش از جنگ مایه خرسندی او بود، گمانبیشتر بخوانید
ganji33
جواد گنجی بالزاک در جایی گفته است که «جامعه همواره تو را میپذیرد اما هیچگاه تو را از دست نمیدهد ]جای تو را هیچگاه خالی نمیگذارد[ .» این نگاه هوشمندانه به جامعه یقیناً محصول شهرنشینی و زیستن در هیاهوی زندگی شهری است. اینکه ما همواره میتوانیم با توجه به ساختار زندگی شهری پا به خیابا نها بگذاریم و در دل جمعیت گم شویم، به رستوران برویم، قدم زنان در پارکها و پیاده روها پرسه بزنیم، ساعتها و روزها در مراکز خرید بچرخیم و همراه با سیل جمعیت در خیابانها و مکانهای عمومی به اینسو وبیشتر بخوانید
sheybani32
پوريا شيباني راد سياست هميشه با نامگذاري سر و کار دارد، با ناميدن سوبژکتيويت هاي سياسي و سازمان يافتن سياسي حول آن نام. نامي که مارکس براي سوژه سياسي خود برميگزيند پرولتاريا است، و مشخص تر اگر بگوييم پرولتاريا در قامت کمونيست. آيا اين نام ميتواند نام ما باشد؟ آيا ما حول هويت پرولتريمان متحد شده ايم؟ من اين طور فکر نميکنم. به رغم اين واقعيت جامعه شناختي که طبقه کارگرِ صنعتي ديگر نقش آشکارا هژمونيکي در سياست انقلابي ندارد، دليل آوردن براي تشکيک در موضع مارکس کارِ ما رابیشتر بخوانید
najafi32-1jpg
صالح نجفي- رحمان بوذري انقلاب يا اصلاح؟ دهه هاست دوگانه كاذبي بر محور اين پرسش شكل گرفته؛ تو گويي  هر نيروي سياسي پيش از هرگونه اقدامي بايد تكليف خود را با چنين دوراهي روشن كند. اگر انقلابي هستي پس  با اصلاحات مخالفي و اگر اصلاحطلبي با انقلاب. بخش دوم اين حكم البته صادق است. اصلاح طلبان نه تنها ميانه  چندان خوبي با انقلاب ندارند بكله مخالفت با آن را سرلوحه برنامه سياسي خويش قرار ميدهند. از ديد ايشان  انقلاب امري است نامعقول، پرهزينه، بيفايده و در پيوند ضروري با خشونت.بیشتر بخوانید
logo-2
پوريا شيباني راد رژيم توتاليتر اتحاد جماهير شوروي، که چر خاش به اتکاي سازمانهاي به اصطالح فرهنگي ميگردد که در کشورهاي ديگر درکنترل دارد، شامگاهي تيره بر کل جهان گسترانده که با همه جور ارزشمعنوي سرِ خصومت دارد، شامگاهي از کثافت و خون که انسا نهايي بانقاب روشنفکر و هنرمند خود را در آن غرقه کردند، هم آنان که از بردگيپيشه اي ساخته اند، از قلم به مزدي رسمي، و با موجه نماياندن جرم از آنمنبعي براي لذت. هنر رسمي استالينيستي، با قيل و قالي که در تاريخ دومي ندارد، آينهبیشتر بخوانید
golabi32
اميررضا گلابي يادداشتها و متون درس گفتارهاي کانت نشان دهنده اين است که او علاقه اي پايدار به تاريخ فلسفه و ارتباط آن با «فلسفه ورزيدن » داشت. در حالي که کانت خاطرنشان ميکرد که از آموختن تاريخ فلسفه و آثار ديگر فيلسوفان مي توان چيزهايي آموخت، اما دغدغه اصلي اش اين بود که فرد هنگام فلسفه ورزي از فهم خود کمک بگيرد. کانت منکر اين بود که، براي مثال، نقد عقل محض «نقدي از کتب و نظا مها] فلسفي[ » است، دقيقاً به اين دليل که درصدد پيشبرد اهدافبیشتر بخوانید
logo-2
محمد محمدعلي نخواهند داشت. در نوع نگاه ارسطو و افلاطون و حتي لوكيان )يا لوگنانو(، تفاو تهاي بين متن تخيلي و واقعي، عمدتاً متن بر پايه محتواي اثر و كاركرد آن در جامعه ارزيابي ميشد. مشغوليت اهل ادب با اين نظريه ها، قرنها تداوم داشت تا اينكه در اواخر قرن 16 ميلادي يك شاعر انگليسي به نام «فيليپ سيدني » به جاي برخورد محتوايي )عمدتاً پيام رساني و راهنمايي خوانندگان به راه نيك و بد( با متن ادبي تا حدود زيادي به وضعيت گفتار و سخن مولف توجه نشان داد.بیشتر بخوانید