شماره های فصل نامه

38-49
مسعود حقيقت‌ثابت وقتي با فيلمسازي سروکار داريم که شيوه‌هاي روايي‌اش، ميانه‌اي با شيوه‌هاي مالوف ندارد، براي کشف آنچه فيلمساز در پي بيان آن است، چاره‌اي جز آشنايي با جهان‌بيني وي نداريم. شين در مصاحبه‌اي مي‌گويد: «فهميده‌ام که هر فيلمي ‌تشکيل‌شده از سه ديدگاه است: ديدگاه کارگردان و آنچه مي‌بيند و مي‌انديشد، ديدگاه شخصيت‌ها و آنچه مي‌بينند و مي‌انديشند، و… همين!» بازتاب عملي اين نگاه به سينما در بي‌اعتنايي وي به ديدگاه تماشاگر، در صحنه به صحنه‌ي فيلم‌هاي شين متجلي است. وي همچنين به تفاوت شيوه‌ي روايي‌اش با روايت غالب دربیشتر بخوانید
40-49
جاويد معظمي از آنجا که کافه لومير (2003) در ژاپن ساخته شده و ژاپن نيز مشترکات فرهنگي بسياري با خواستگاه چيني-‌تايواني هو شيائو- شي‌ين دارد، مي‌توان گفت پرواز بادکنک قرمز (2008) تنها فيلمي است که هو خارج از گستره‌ي فرهنگي خود ساخته است. نحوه‌ي مواجهه با گستره‌ي فرهنگي متفاوت و نحوه‌ي ورود کردن به آن تبديل به مسئله‌ي اصلي فيلم مي‌شود. براي کشف نحوه‌ي برخورد هو شيائو‌-شي‌ين از ژان بودريار فيلسوف فرانسوي کمک مي‌گيريم. البته بناي نوشته‌ي حاضر ارائه‌ي يک تحليل بودرياري از فيلم پرواز بادکنک قرمز نيست، بلکه ازبیشتر بخوانید
43-49
سعيده طاهري, بابک کريمي انجمنِ فيلمِ مرکزِ لينکلن درصدد است به‌جاي مراسمِ خداحافظي با بلا تار در آستانه‌ي بازنشستگي‌اش, به تمامي کارنامه‌ي او به همراهِ نمايشِ آخرين فيلم باشکوهش، «اسب تورين»، بپردازد. تار, اين استاد درخشان (و به نحو هوشمندانه‌اي خوش‌طبع)، ويرانه‌هاي سياه‌وسفيدِ مدرنيستي و مناظرِ پساکمونيستي مجارستان را به ميدانِ اصلي نمايشِ تنهايي و زوال بدل ساخته است. فيلم‌هاي او همان‌قدر مملو از دود و مه و باران‌اند که از چهره‌هاي خسته‌ي قهرمانان‌ِ مست و افسرده. تار پيش از آغازِ برنامه‌ي نمايش و بررسي آثارش, با «فيلم کامنت» درباره‌يبیشتر بخوانید
47-49
محمدرضا شيخي يک زندگي… بلا تار؛ سينماگر مجارستاني؛ زاده‌يِ سالِ 1955 در خانواده‌اي کارگر؛ خودش نيز زماني کارگر بود و بعد به شغل‌هايِ پيشِ‌پاافتاده رو آورد. سينما را با کارهاي آماتوري آغاز کرد و فيلمبرداري نخستين فيلم بلندش («آشيانه‌ي خانوادگي»، 1977) را تنها طي چهار روز به پايان رساند. بعد از آن بود که به مدرسه‌يِ سينماييِ بوداپست رفت و در سال‌هاي ابتدايي دهه‌ي 80 همراه با ديگر سينماگران مجارستاني، استوديويي مستقل -‌به اسم تارسولاس‌- راه‌اندازي کرد، اما عصبانيتِ مقاماتِ دولتي خيلي زود آن‌را به تعطيلي کشاند. سال‌هاست که بابیشتر بخوانید
50-49
محمدرضا شيخي بلا تار از بزرگ‌ترين سينماگران‌ِ زنده‌ي دنياست که هنوز هم در فرانسه چندان شناخته‌شده نيست و تنها سه فيلمش در سالن‌هاي سينما نمايشي محدود و گذرا داشته‌اند: «نفرين» (1987)، «تانگوي شيطان» (1994) و «هارموني‌هاي ورکمايستر» (2000). عامل منحصربه‌فرد بودن اين آثار نه‌چندان فراوان (هفت فيلم بلند در بازه‌ي زماني‌اي تقريباً 30ساله)، پيش از هر چيز، نهايت وسواسي است که بلا تار چه در انتخاب‌هاي زيبايي‌شناختي‌اش و چه در موضع‌گيري‌هاي اخلاقي‌اش نشان مي‌دهد. تکينگي اين آثار هم‌چنين برآمده از چيزي است که از آنها مجموعه‌اي مي‌سازد که در آنبیشتر بخوانید
53-49
بهروز سلطانزاده الف: از مجموعه‌ي سينماگران و ماليخوليا درباره‌ي «مردي از لندن» *‌مايلم بدانم چرا فيلم‌هاي شما را دوست دارم. فكر مي‌كنم شما در زمان حال صحبت مي‌كنيد و طوري فيلم مي‌سازيد كه انگار اتفاقات در حال توليد خودشان هستند. ممكن است قدري از روش فيلمسازي‌تان صحبت كنيد؟ آنچه گفتيد خيلي مهم است، چرا كه علاقه‌ي من به فيلم‌هايم نه به خاطر داستان بلكه به خاطر ريتمي ‌است كه به‌وسيله‌ي هنرپيشه‌ها، ‌بازي آنها و وجود بشر به‌طور عام به فيلم داده مي‌شود. هنرپيشه‌ها در حال بازي نيستند، آنها در حالبیشتر بخوانید
59-49
حسن حسندوست, محمدرضا دلپاك, فردين خلعتبري جواد طوسي: در اين فضاي متكثر رسانه‌اي بيشتر مي‌توان به اهميت پرجاذبه‌ي صدا در سينما پي برد. ديگر در اين دوران كه رقابت و جذب و حفظ مخاطب اصول و قواعد بي‌رحمانه‌ي خودش را دارد, تقديس كردن‌ِ نوستالژيك سينماي صامت و از صدا و سينماي ناطق به عنوان «مرگ خلاقيت» نام بردن, نگاه و سخن بي‌معنايي‌ست. اكنون در اين گذر پرشتاب تاريخي و مقايسه‌ي واقع‌بينانه‌ي گذشته و حال بهتر مي‌توان قضاوت كرد. اگر همان فيلم كوتاه معروف «سرقت بزرگ قطار» ادوين اس. پورتر ناطقبیشتر بخوانید
70-49
عباس بهارلو چند سال قبل مقاله‌اي نوشتم با عنوان «دو فيلم و همة سينماي ايران»، و توضيح دادم که مايل‌ام با استناد به دو فيلم از سينماي ايران به علاقه و گرايش‌ام به سينما و نوع فيلم‌هايي که مي‌پسندم اشاره کنم. به گمان من اين دو فيلم -که جزو نخستين محصولات و از تأثيرگذارترين فيلم‌هاي سينماي ايران هستند- به شکل تمثيلي و کنايي همة فيلم‌هاي سينماي اين مرزوبوم را در طول تاريخ هشتاد و اندي ساله‌اش تبيين مي‌کنند. يکي از فيلم‌ها «حاجي‌آقا-آکتر سينما» ساختة آوانس اوگانيانس است، و دومي «دختربیشتر بخوانید
72-49
پرويز نوري هيچ وقت شده كه فيلمي را بدون صدا ديده باشيد؟ كافي‌ست كه صدا را ببنديد و بعد ببينيد با چه فيلم مضحكي روبه‌رو شده‌ايد. تصور فيلم بي‌صدا -يا همان صامت معروف- ما را به اين مساله واقف مي‌سازد كه نمي‌توان بدون صدا به معنا و مفهوم تماتيك از طريق صرفاً تصاوير دست پيدا كرد. مي‌دانيد كه اولين فيلمساز هوشمند در شروع سينماي ناطق, هيچكاك بود كه توانست به كمك صدا افه‌اي ايجاد سازد تا بر مخاطب تاثير شديد و عميق باقي گذارد. در فيلم «خانمي ناپديد مي‌شود» صدايبیشتر بخوانید
73-49
خسرو دهقان -‌ براي مطالعه بيشتر در زمينه صدا چندان دست خالي نيستيم. در کتابشناسي و ادبيات سينمايي‌مان متجاوز از 20 کتاب در اين زمينه داريم. اعم از فني، آموزشي، تاريخي، گفت‌وگو و… و اگر نوشته هاي مطبوعات تخصصي سينمايي و غيرسينمايي را به فهرست و آمار فوق بيفزاييم, سر به هزاران صفحه مي زند. هزاران صفحه. براي رجوع اگر کمي منتظر بمانيم تا چند ماه آينده کتابشناسي سينما (از آغاز تا 1394) به همت آقاي اصغر يوسفي‌نژاد نشر و پخش خواهد شد. علاقه‌مندان و پيگيران و اهل ادبيات سينمايي (براي مطالعهبیشتر بخوانید