شماره 77

۷۷-۱۶
ترجمه: صالح نجفی چکیدۀ مقاله اصلاً اغراق نیست اگر بگوییم ژست است که حدود و ثغور دنیای سینمای یورگوس لانتیموس را تعریف می‌کند. سکانس‌هایی در فیلم‌های او هست که سربه‌سر شخصیت‌ها را در حال اجرای ژست‌هایی پیچیده و دلبخواه تصویر می‌کند، شخصیت‌هایی که گاهی از طریق یک رشته حرکت‌های سازمان‌دهی‌شده سناریویی را اجرا می‌کنند که استخدام شده‌اند تا نقش‌های مکتوب در آن را بازی کنند و بدین‌ترتیب فانتزی‌های شخصی دیگر را شرح و بسط دهند یا خود را به چهرۀ عزیز ازدست‌رفتۀ کسی دیگر درآورند و ادای او را درآورند.بیشتر بخوانید
۷۷-۲۳۴
امیرحسین خورشیدفر، فرشته اسدزاده:  بازنمایی کلمه و مفهوم پرکاربرد و آشنایی است. از اتفاق مفهوم مناقشه‌برانگیزی نیست، معنایی که کلمه بازنمایی به ذهن هریک از ما متبادر می‌کند احتمالاً در بیشتر موارد یکسان است یا اشتراکات فراوانی دارد. در اینجا، می‌کوشم نخست پاره‌ها و کردوکار دستگاه بازنمایی را در عمومی‌ترین حالت توصیف کنم. مثل آنکه ماکت ساده‌ای بر اساس دستگاهی پیچیده ساخته شود تا کارکردهای گوهری دستگاه را پدیدار کند. اگر ماکت، مدل دقیقی از دستگاه بازنمایی باشد می‌توانیم اقتضائاتی را مشاهده کنیم که درنتیجه بروز بازنمایی در نظام‌های زیبایی‌شناسیبیشتر بخوانید
۷۷-۱۳۳
جواد طوسی: هر عنوان پذیرفته‌شده و جاافتاده در یک حوزه فرهنگی و هنری که بتوان مصادیق و نمونه‌هایش را در یک دوره تاریخی اجتماعی یا دوره‌های مختلف شناسایی و به آنها استناد کرد، وامدار مفهومی است که به آن عنوان هویت و ارزش و اعتبار می‌دهد. همه‌ی‌ گونه‌های شاخص سینمایی (اعم از وسترن، کمدی، ملودرام، موزیکال، وحشت، علمی‌/تخیلی و تاریخی)، از این ویژگی برخوردارند. «سینمای اجتماعی» بی‌آنکه نشانه‌ها و مولفه‌های «ژانر» را داشته باشد، نگاه و زاویه دید و نقطه انتخاب سازنده‌اش را بروز می‌دهد. فیلم و فیلمساز اجتماعی بابیشتر بخوانید
۷۷-۲۲۳
مجید اخگر: در آنچه در پی می‌آید می‌خواهیم در مورد نسبت هنر و اثر هنری -از هر رسانه و نوع و متعلق به هر دوره‌ی تاریخی- با مفهوم مکان تامل‌ کنیم. بد ندیدم که صحبت در این مورد را با پیش‌کشیدن یکی از فرم‌های بیانی‌ای آغاز کنم که از سه‌، چهار دهه‌ی آخر سده‌ی بیستم با هدف برقراریِ پیوند دوباره‌ی اثر هنری با مکانی انضمامی شکل گرفتند، مکانی که اثر از آن برمی‌آید، و مکانی که با عمل دریافت مخاطب بدان «بازمی‌گردد». منظور ما هنرِ site-specific یا مکان‌‌-‌ویژه است؛ اثریبیشتر بخوانید
۷۷-۸۲
فرید اسماعیل‌پور: ایرانی‌های کمی با قلم و فکر ژان دوشه آشنا بودند. ایرانی‌های کمتری با او آشنایی و دوستی داشتند. ایرانی‌های انگشت‌شماری، فیلم‌هایشان توجه و احترام وی را برانگیخت. ابراهیم گلستان یکی از ایرانی‌هایی است که هر سه ویژگی بالا را دارند. با او از دوشه و خاطرات دور و نزدیکش با سقراط سینما گفتم و شنیدم. فرید اسماعیل‌پور: آقای گلستان، همانطور که می‌دانید ژان دوشه به تازگی درگذشته است. می‌دانم که او را از نزدیک می‌شناختید. آشنایی شما با دوشه از کجا آغاز شده است؟ ابراهیم گلستان: اولین‌بار ژانبیشتر بخوانید
۷۷-۲۱۰
ترجمه‌: پیام چمانی: مقاله‌ی در‌خور اهمیت و در عین حال نادیده‌انگاشته‌ی مارکی دوساد درباره‌ی زمینه‌ها و دلایل پیدایش رمان، در چند دهه‌ی اخیر بارها از جانب منتقدان و مورخان ادبی بررسی شده است. در این مقاله نویسنده بر آن است که این شیوه‌ی نوشتار حاصل تحولی تاریخی است که نوشتار را از شرایط و ضوابط باستانی منفصل می‌کند. در پس‌زمینه، اتمسفر انقلاب فرانسه و نتیجه‌ی آن نیز مدنظر نویسنده است. به سبب دشواری‌ها و محدودیت‌های اعمال‌شده بر نوشته‌های دوساد، از این مقاله نسخه‌های متعددی همراه با تغییرات و حتی تحریفاتبیشتر بخوانید
۷۷-۲۰۴
سارا هِلاله: با وجود یکسان‌انگاریِ دیوارنویسی با نقاشی‌های روی دیوار در دورانِ نوسنگی و قدمت تاریخی‌ای که برای آن برشمرده‌اند، دیوارنویسی به عنوان پدیده‌ای فرهنگی‌اجتماعی، در گسست با گذشته و محصول جهان مدرن است. این پدیده، گاه با کژرفتاری(vandalism) که به معنای تخریبگری اجتماعی و اموال عمومی است و نوعی ناهنجاری رفتاری تلقی می‌شود، یکسان انگاشته شده است. اما دیوارنویسی‌ها از بعضی جهات دارای اهمیت یگانه و ممتازی هستند. کانونِ اهمیت آنها در مطالعات ادب عامیانه و بُعد فرهنگی است چرا که در مطالعه آنها علاوه بر دسترسی به بعضیبیشتر بخوانید
۷۷-۱۱۲
فرهاد محرابی: پرونده‌ی هنر و سیاست این شماره را به مرور کارنامه‌ی ادبی-روشنفکری جان برجر (۲۰۱۷-۱۹۲۶) رمان‌نویس، شاعر، منتقد هنری، نقاش و فعال سیاسی نامدار بریتانیایی اختصاص داده‌ایم. برنامه‌ی تلویزیونی «طرق نگریستن» (Ways of Seeing) که او در سال ۱۹۷۲ تولید کرد و کتابی نیز با همین عنوان بر اساسش منتشر ساخت، او را به ناگاه از نویسنده‌ای گمنام و مهجور به منتقدی شناخته‌شده بدل کرد. منتقدی با ذهنی درخشان و تیزبین که نگاه رادیکال و آوانگاردش به اثر هنری فضای نقد زیبایی‌شناختی را برای همیشه متحول ساخت و نقشبیشتر بخوانید
۷۷-۲۳۰
محسن نوری‌چپی:  هرکس مرگش را همراهِ خود دارد، بسانِ میوه‌ای که هسته‌اش را. (راینر ماریا ریلکه) غالباً درست‌ترین و بادقت‌ترین تصاویری که از یک شهر فیلمبرداری شده‌اند، هیچ چیز از چهره‌ی واقعی آن شهر نشان نمی‌دهند. (بلا بالاش) همچنان که اندیشه برای وجودداشتن نیازمند آشکارشدن است و وجود برای پدیدارشدن نیازمندِ جاست، آدمی اساساً متکی به مکان است. نوربرت شولتز معتقد است «این هویتِ مکان است که موجب هویتِ انسان می‌شود» و هایدگر می‌گوید «در حقیقت فضا به واسطه‌ی مکان به وجود آمده است». اما مکان تنها محدود به ساخته‌هایبیشتر بخوانید
۷۷-۲۰۲
شهریار وقفی‌پور:   هر گاه پرسشی پیش کشیده می‌شود، دو استراتژی برای پرداختن به آن هست: اول اینکه جوابی «درخور» برای آن سوال پیدا یا ساخته شود؛ دوم اینکه چرا این پرسش پیش نهاده شده است. پرسشِ نسبتِ میانِ «رمان» و «خیابان» نیز از این قاعده مستثنی نیست. حال، اگر استراتژیِ دوم را برگزینیم، باید بر این موضوع درنگ کنیم که این نسبت به چه «مسئله‌ساز» یا «پروبلماتیک»ی اشاره دارد؟ شاید بد نباشد به اصطلاحی اشاره کنیم که چند سالی است در برخی نوشته‌های انتقادی در باب ادبیاتِ داستانیِ اینبیشتر بخوانید