شماره 74

۷۴
سخنی با خوانندگان در نیمه دوم دهه پنجاه و ابتدای دهه‌ی شصت میلادی، جامعه‌ی ژاپن بر اثر صنعتی‌شدن، شهرنشینی و تکنوکراسی دستخوش تغییر و تحولات بنیادین شد که نابودی ارزش‌های سنتی این کشور را در پی داشت. فیلم‌هایی که در این دوره و از دل شرایط سیاسی-اجتماعی سر برآوردند، پرخاشگر، ملتهب، حاوی اعتراض اجتماعی و نوعی اعلام جرم علیه ژاپن مدرن بودند. تادائوساتو سینمایی‌نویس ژاپنی اعتقاد دارد که اعتماد به نفس، ترس، غرور و ارزش‌های سنتی در تحولات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن کمرنگ شد و پذیرشبیشتر بخوانید
۷۴-۴
در نیمه دوم دهه پنجاه و ابتدای دهه‌ی شصت میلادی، جامعه‌ی ژاپن بر اثر صنعتی‌شدن، شهرنشینی و تکنوکراسی دستخوش تغییر و تحولات بنیادین شد که نابودی ارزش‌های سنتی این کشور را در پی داشت. فیلم‌هایی که در این دوره و از دل شرایط سیاسی-اجتماعی سر برآوردند، پرخاشگر، ملتهب، حاوی اعتراض اجتماعی و نوعی اعلام جرم علیه ژاپن مدرن بودند. تادائوساتو سینمایی‌نویس ژاپنی اعتقاد دارد که اعتماد به نفس، ترس، غرور و ارزش‌های سنتی در تحولات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن کمرنگ شد و پذیرش یا عدم پذیرشبیشتر بخوانید
۷۴-۶
همایون خسروی‌دهکردی : کوروساوا را به‌رغم جبرگرایی نشات‌گرفته از اشرافیت سنتی ژاپن، فیلمساز عدالت‌خواه و مولفی هم‌طراز برگمان و آنتونیونی ارزیابی کرده‌اند. او که غالباً‌ نویسنده، تدوینگر و طراح صحنه آثار خود بود توانایی شگفت‌‌انگیزی در خلق تصویر ذهنیات خود داشت. کوروساوا در کنار میزو‌گوچی و ازو پایه‌گذار سینمای کلاسیک ژاپن بود. خوانندگان و یاران قدیمی مجله سینما و ادبیات از شماره‌های پیشین به ویژه شماره ۵۴ با ژاپن و سینمایش آشنا شده‌اند.۱ برای خوانندگانی که اخیراً به خانواده سینما و ادبیاتی‌ها پیوسته‌اند و برای کامل‌بودن این گفتار فهرستی ازبیشتر بخوانید
۷۴-۱۲
‌گردآوری، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده : در دهه ۱۹۳۰ که آکیرا کوروساوای جوان کار خود را شروع می‌کند، به دستیاری یاماموتو می‌پردازد و مطابق آنچه در سینمای آن روز ژاپن رسم بود، درگیر همه‌ی مراحل تولید می‌شود. کوروساوا در مقام دستیار اول پس از طی مراحل دیگر بر دو مقوله بیش از پیش متمرکز می‌شود: نوشتن فیلمنامه و مونتاژ. که بعدها وقتی کارش را به عنوان یک کارگردان مستقل آغاز می‌کند بسیار به کارش می‌آید. کوروساوا فیلمنامه فیلم‌هایش را خود می‌نوشت و حتی فیلمنامه‌هایی برای دیگران نیز می‌نوشت. ازبیشتر بخوانید
۷۴-۱۶
فرانسیس جی. لو (سان‌فرانسیسکو، کالیفرنیا) – ترجمه: صالح نجفی:   چکیدۀ مقاله: ایکیرو (در ژاپنی به معنای «زیستن» که البته فعل لازم است، برخلاف to live در انگلیسی که هم لازم است هم متعدی) عنوان فیلمی است که آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۵۲ ساخت. ایکیرو تماشاگر را با حقیقت خارق اجماعی نمایان رودررو می‌کند: تشدید آگاهی از فناپذیری ممکن است به زیستنی اصیل‌تر و بامعناتر راه برد. واتانابه، قهرمان ایکیروی کوروساوا، به‌هنگام رویارویی با این مسائل مربوط به هستی آدمی پای در مسیر سلوک قهرمان می‌گذارد، مسیری که متفکرانی چون جوزفبیشتر بخوانید
۷۴-۲۴
امیرحسین سیادت : شکار و شکارچی شمایلِ واشیزوی سریرِ خون را، آن‌گاه که تیرهای سربازان پیاپی بر تنش می‌نشینند، به جوجه‌تیغی تشبیه کرده‌اند.۱ به‌ راستی هم سیلِ بی‌امانِ پیکان‌ها از او جانوری هراسان و نعره‌زن ساخته که در مهلکه گرفتار آمده و دیر یا زود در برابرِ شکارچیان بر خاک خواهد افتاد. در مقابل، مکبث، حتی مادامی که جز بن‌بست پیشِ رو ندارد، مرگی شاهوار طلب می‌کند. از اینکه در پیشگاهِ جوانکی چون ملکم، بوسه بر زمین بزند و «مردمِ بی‌سروپا دشنام‌باران‌»اش کنند، بیزار است.۲ پس می‌ایستد و تا آخرینبیشتر بخوانید
۷۴-۱۹۶
فیلیپ‌راث – ترجمه: امید اسماعیلی : مثل هر شهروند حیرت‌زده دیگر، در چند روز اخیر، دربه‌در پی کسی بوده‌ام تا مگر آخرین شوک به نظام سیاسی و وجدان ملی را حالی‌ام کند. پرزیدنت فورد، در فقره رئیس‌جمهور پیشین، نیکسون، «به خاطر همه آسیب‌هایی که متوجه ایالات متحده شد، کاملاً آزادانه و مطلقاً» پوزش طلبید. حالا ما کجای کاریم؟ به سرم زد که دست‌کم در این لحظه و شاید طی سال‌های آتی، ما در چیزی شبیه به جهان کافکا در قصر به سر ببریم. بی‌شک رمان‌های فرانتس کافکا، قصر و محاکمه، الگوییبیشتر بخوانید
۷۴-۵۶
سعیده طاهری-‌بابک کریمی: «فیلم‌ها و احساس‌ها» قصد دارد بستری باشد برای طرح و مباحثه حول آنچه در تاریخ سینما و مطالعات و نقد سینمایی درخور توجه است و به هر سبب در متون سینمایی فارسی مهجور یا قدرنادیده‌مانده. جریانی سینمایی، سینمای یک فیلمساز، یک تک‌فیلم، منتقد یا نظریه‌پردازی سینمایی، بررسی مسیر و رویکرد یک نشریه‌ی سینمایی و مسائلی همچون بازیگری، فیلمبرداری، فیلمنامه‌نویسی، صدابرداری و در کل، هر آنچه به هنر هفتم مرتبط باشد، می‌تواند در این بخش گنجانده شود. کارلوس ریگاداس، قسمت اول: کارلوس ریگاداس از شناخته‌شده‌ترین فیلمسازان امریکای لاتینبیشتر بخوانید
۷۴-۱۰۲
ترجمه: صالح نجفی : «عناصری که می‌توان حذف کرد حذف شده‌اند»: عباس کیارستمی گرایش بعدی‌اش را به مینی‌مالیسم یک‌بار با این جمله وصف کرد. کارگردان ایرانی را به خاطر بازیگوشی پیچیده و فرامتنی کارهایش می‌شناسند. اما او در ضمن بخش زیادی از فعالیت‌هایش را صرف دستیابی به نوعی خلوص در بیان کرد، خلوصی که نخستین‌بار در عکس‌ها و شعرهایش به دست آورد. در مصاحبه‌ای به سال ۲۰۰۰ گفت، «می‌خواهم فیلم‌هایم به عکس‌هایم نزدیک‌تر شوند و بیش‌ازپیش از قصه‌گویی فاصله بگیرند». یک‌دهه‌ونیم پس از آن در این راه بسیار تعیین‌کننده بود.بیشتر بخوانید
۷۴-۱۰۷
جواد طوسی: فرم، شیوه بیانی، نوآوری، انسجام فرهنگی، رویکرد تجربی، تشکل فرهنگی و… چنین به نظر می‌رسد که واژگان و عناوینی از این دست، مخاطبان و افرادی را در دوران فترت حاکم بر سینمای ایران شامل می‌شود که چندان محلی از اعراب ندارند. این حیاتِ نابرابر «سینمای تجاری و عامه‌پسند» و «سینمای تجربی» که لحن و بیان متفاوتی را در روایت و تعمیم فرم در کلیت اثر مدنظر دارد، حکایت همیشگی سینمای ما، چه در دوران «موج نو» و چه در طول این سال‌هاست. طبیعتاً سینما در چرخه تولید حرفه‌ایبیشتر بخوانید