شماره 68

۶۸-۲۰۴
پیام چمانی : گور ویدال در اواخر دهه ۶۰، به این نتیجه رسید که هم‌اینک نفوس زنده جهان بالغ بر ده درصد مردگان همه اعصار تاریخی است. او در ضمن مقاله‌اش به یکی از دشواری‌های خلق ادبی در دوران معاصر اشاره می‌کرد. به عبارتی، زنده‌ها آنقدر سرگرم حرافی با یکدیگر شده‌اند که دیگر مجالی برای شنیدن صدای رفتگان فراهم نیست. موریس بلانشو، در کتاب فضای ادبیات، با حساسیت و دقت نظر بیشتری به تشریح این مسئله پرداخت. از منظر وی، خواندن فی‌نفسه در حکم معجزه‌ای منحصربه فرد و یگانه استبیشتر بخوانید
۶۸-۲۰۹
صابر نجمی :   «گاه آن فرارسیده که سر در برابر تن، فروتنی پیشه‌کند.» نیچه.   جلال آل‌احمد متولد ۱۳۰۲ است و در زمان کودتای بیست‌و‌هشت مرداد سی‌ساله بود. در مقدمه‌ی چاپ دوم زن زیادی، آل‌احمد سی‌سالگی خود را چنین شرح می‌دهد: «اگر به تجدیدچاپ این دفتر رضا داده‌ام بیشتر به این هوس بوده است که در شخص جوانی‌ام نظری جدی کرده باشم که به جای خود نه فرصت جوانی کرد و نه فرصت نگریستنی جدی. و ببینم آیا اکنون فرصت دست داده است؟ و بعد ببینم آخر که بودبیشتر بخوانید
۶۸-۲۱۰
نوشتن داستان‌های اصلی‌ام را از سال ۱۳۴۵ شروع کردم و تا سال ۱۳۵۶ ادامه دادم، ولی بعد فقط به کار ترجمه و تحقیق پرداختم. در واقع شصت‌ساله بودم که احساس کردم نوشته‌هایم برای مخاطب امروز پذیرفتنی است، و آنها را به چاپ سپردم. تقریباً اغلب نوشته‌های آن دوره‌ام چاپ شده است، شرح آنها را بعد می‌دهم. اما داستان‌نوشتن از آنجا شروع شد که من هم طبعاً مثل اغلب ایرانی‌ها شعر می‌گفتم. سال ۴۵ بود که از طریق دوست نقاشم جعفر روحبخش با یکی از دیگریون آشنا شدم و اظهار علاقهبیشتر بخوانید
۶۸-۲۱۵
سودابه فضایلی به‌عنوان یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فرهنگی نیم‌قرن گذشته، در حوزه‌های متنوعی فعالیت داشته است و دارد؛ ولی کارش در برخی حوزه‌ها تا حدی شناخته شده است و در برخی دیگر هنوز چنانکه باید شناخته‌شده نیست. ما سودابه فضایلی را هم به‌عنوان نمادپژوه و اسطوره‌پژوه می‌شناسیم و هم در قامت فردی با قدرت خلاقه بالا در حوزه ادبیات، که این وجه دوم کارش متاسفانه مغفول مانده است و به نظر می‌رسد با تمرکز بر این وجه، ایضاح بیشتری از جغرافیای کاری فضایلی صورت خواهد گرفت. برای ورود به بحث،بیشتر بخوانید
۶۸-۲۱۹
محمدرضا فرهمند: پس از خواندن رمان «گل‌های رازیان»، شروع به جمع‌آوری یادداشت‌هایی صوتی کردم. همزمان، گفت‌وگو با اشخاصی که رمان را خوانده بودند، چنان گستره وسیعی از مباحث و اطلاعات برایم پدید آورد که حجم زیادشان موجب شد از به کارگیری متن آن مصاحبه‌ها، در این مقاله کوتاه منصرف شوم، تا در مجالی دیگر بتوانم به شیوه‌ای مناسب و درخور، به‌آنها بپردازم. این شد که تصمیم گرفتم مطلبی کوتاه -‌صرفاً بعنوان پیش‌در‌آمدی برای مطالب بعدی- آماده کنم. پس این مقاله در واقع گردآوری مجموعه‌ای است از یادداشت‌ها که درحین خواندنبیشتر بخوانید
۶۸-۲۲۱
 ناصر فکوهی:   سخنم را با استناد به دوگانه‌ای آغاز می‌کنم که در سال‌های اخیر بسیار با آن درگیری مطبوعی داشته‌ام: دو‌گانه سودابه فضایلی/ محمدرضا اصلانی. بسیار پیش‌آمده که خانم فضایلی دوستانه گفته‌اند که بیشتر طرفدار استقلال نظری و شخصیتی خود از همسر خویش هستند، اما پاسخ من آن است که به مثابه یک انسان‌شناس، اینکه محیط فکری و عاطفی و انسانیِ کاری ایشان را در نظر بگیریم، صرفاً یک ادای احترام نیست، بلکه یک ملاحظه روش‌شناختی است که برای ما توجیه نظری دارد. این سخنان از زاویه‌ای آسیب‌شناختی نهبیشتر بخوانید