شماره 68

۶۸-۸۱
جان پیلجر –  ترجمه: زهرا پورنیک‌صفت:     مستند می‌جنگد تا زنده بماند. در ایالات متحد امریکا، این ژانر فیلمسازی را از جریان اصلی تولید فیلم کنار گذاشته‌اند و جایگزین تقلبی آن، یعنی مستندهای کوچه‌بازاری را به مردم قالب می‌کنند. توجیه این سخن هم ماجراهای مرداک است که مخاطبان آن تنها به داستان همیشه در جریانِ ارباب‌منشی، هیجانات دروغین و مسائل پیش‌پاافتاده علاقه‌مند هستند. با وجود این، هنگامی که فیلمی مستند سکوت را می‌شکند و خرد عام و پذیرفته‌شده را به چالش می‌کشد و سطح تماشاچی را از مخاطب به مشارکبیشتر بخوانید
۶۸-۸۲
نوید پورمحمدرضا :  احتمالاً در تاریخ سینمای ایران، «تئوری مولف» پُربسامدترین نظریه یا رهیافت نظری بوده که متفکران، مورخان و منتقدان در مواجهه با فیلم‌ها و فیلمسازان از آن سود جسته‌اند، چه آن زمان که آگاهانه و عامدانه با اشاره به رئوس اصلی و زبان ویژه‌ی آن به خوانش و طبقه‌بندی آثار یک فیلمساز دست زده‌اند و چه زمانی که شهودی‌تر و حسی‌تر از مضامین مکرر و مولفه‌های مشترک سبکی در کارنامه‌ی یک هنرمند صحبت کرده‌اند. به‌رغم این کاربرد گسترده، اما خود تئوری مولف کمتر موضوع بحث بوده است، گوییبیشتر بخوانید
۶۸-۸۴
اندرو ساریس – ترجمه: نوید پورمحمدرضا:   تا آنجا که من می‌دانم، هیچ تعریفی برای تئوری مولف در زبان انگلیسی از سوی هیچ منتقد امریکایی یا انگلیسی‌ای ارائه نشده است. تروفو اخیراً تلاش زیادی کرده است تا نشان دهد تئوری مولف صرفاً یک سلاح جدلی۱ برای زمانی معین و مکانی معین بود؛ من هم می‌کوشم حرف او را آویزه‌ی گوش ‌کنم. اما از بیم آنکه مبادا متهم به سوءاستفاده از تئوری‌ای شوم که هیچ‌کس دیگر خواهانش نیست، همین‌‌جا تمام اعتبار را نثار منتقدان کایه به‌خاطر صورت‌بندی نو و اصیلِ ایده‌ای کهبیشتر بخوانید
۶۸-۸۶
تگ گالاگر – ترجمه: روبرت صافاریان:   چطور باب شد که از «خواندنِ فیلم» سخن بگوییم؟ نُت‌‌ها را می‌خوانیم؛ به موسیقی گوش می‌کنیم. البته می‌شود در حالی که به موسیقی گوش می‌کنیم نت‌ها را هم بخوانیم، اما اینها فعالیت‌های کاملاً متمایزی هستند. فیلم را هیچ جوری نمی‌شود خواند؛ فیلم را می‌بینیم و می‌شنویم. خواندن و دیدن/‌شنیدن دو کار متضاد هستند. ژان میتری گفته است: «رمان روایتی است که دنیایی بنا می‌کند؛ فیلم دنیایی است که روایتی را بنا می‌کند» (ژان میتری، زیبایی‌شناسی و روانشناسی سینما، جلد دو). جذبِ سینما و موسیقیبیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۲
عباس بهارلو : سهراب شهیدثالث «یک اتفاق ساده»  (۱۳۵۲) را در روزهای کارمندی در وزارت فرهنگ و هنر ساخت. قرار بود فیلمی کوتاه که زمانش بیست دقیقه است بسازد که به عمد به یک فیلم بلند داستانی بدل شد؛ با هزینه‌ای بالغ بر یکصدوسی هزار تومان و مواد خامی که برای مصرف «یک به پنج» دریافت کرده بود و به کمک فیلم‌بردارش نقی معصومی، که او هم کارمند همان وزارت‌خانه بود، «یک به یک» ساختند. بازیگران فیلمش کارمند ادارۀ تئاتر «بندر شاه» بودند و بدون دریافت دستمزد جلو دوربین قراربیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۰
جواد طوسی: شاید بتوان از برادران لومیر به عنوان پیشگامان سینمای مستند نام برد که دارای وجه روایی نیز هست. جدا از اهمیت میزانسن و زاویه‌دید در این مجموعه فیلم‌های بسیار  کوتاه که در سال ۱۸۹۵ در گراندکافه پاریس به نمایش عمومی درآمدند، به وضوح می‌توان قالبی روایی‌نمایشی را در اکثرشان دید. مثلاً در فیلم غذادادن پدر و مادری به فرزندشان، این حس وابستگی در کانون خانواده ناخودآگاه ما را در یک وضعیت نمایشی قرار می‌دهد که فراتر از دنیای مستند عمل می‌‌کند. یا در فیلم کوتاه «ورود قطار بهبیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۵
محمد تهامی‌نژاد: برای پاسخ به تاثیر سینمای مستند بر داستانی و تاثیر جذابیت‌آفرینی داستانی بر مستندها، پرسش نخستین این است که این دو نوع فیلم چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟ مرزهای مشترکشان کجاست؟ و چگونه در گفت‌وگویی خلاق شکل‌های دورگه‌ای از فیلم را ساخته‌اند. ضمن اینکه سینمای مستند نیز تحت نفوذ انسان‌شناسی، پژوهش‌های اجتماعی و آشکارشدن نقش عامل اجتماعی (مستندساز) بوده است. در تمام مقالات نظری، مهم‌ترین تفاوت آنها در ارتباطشان با واقعیت نهفته است. اما واقعیتی که از آن صحبت می‌کنیم چیست؟ بیل نیکولز می‌گوید واقعیت یعنی اینکه فیلمبیشتر بخوانید
۶۸-۱۰۹
محسن خیمه‌دوز : ۱- شبه‌فیلم چیست؟ «شبه‌فیلم»‌ها در تاریخ سینمای ایران تاریخچۀ طولانی دارند. و با آنکه فضای سینمای ایران محل مناسبی برای تولید «شبه‌فیلم» بوده و هنوز هم هست، اما تاکنون شناخت دقیقی از این پدیده به ثبت نرسیده است.۱ «شبه‌فیلم» یک پارادایم سینمایی‌ست که بخشی از جریان سینما را تشکیل می‌دهد. «شبه‌فیلم» الزاماً به معنای «فیلم بد» یا «فیلم مبتذل» نیست بلکه می‌تواند بخشی از جریان سالم سینما هم به حساب آید. در عین حال که ماهیتاً «فیلم» نیست.۲ «شبه‌فیلم»، هم یک نقاب سینمایی‌ست برای آنچه «فیلم» نیست.بیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۰
نیوشا صدر : در نگاه اول، مرز آثار مستند و داستانی در یک کلمه خلاصه می‌شود: «حقیقت». معمولاً در تعریف فیلم مستند از عباراتی چون بازنمایی حقیقت، ثبت واقعیت، جنبه‌هایی از واقعیت، شرایط واقعی، پرداخت خلاق واقعیت و مانند اینها استفاده می‌کنند. البته هر چه پیشتر می‌رویم تلاش برای حذف صفت‌هایی که به نحوی اثر مستند را با واقعیت مرتبط می‌دانند بیشتر می‌شود؛ مثلاً با پرداختن به ابزارهای مهارکنندۀ واقعیت برای تعریف به جای خود آن؛ یا گسترش‌دادنش تا ناکجاآباد، آنقدر که دایرۀ واقعیت آن چنان وسیع شود که بهبیشتر بخوانید
۶۸-۱۱۳
شاهین شجرى‌کهن: سینما پیش از آنکه وامدار واقعیت باشد ریشه در خیال و قصه داشته است. این تصور که چون فیلم‌هاى اولیه واقعه‌نگار بوده‌اند پس سینما در بستر ثبت واقعیت شکل گرفت ناشى از برداشت ملانقطى و غیرمنعطف برخی ‌نظریه‌پردازان و مورخان سینما درباره‌ى ماهیت «فیلم» بوده است، وگرنه آنچه تحت عنوان فیلم‌هاى اولیه تعریف مى‌شود در واقع اتودهاى خام تصویرى، از نوع ویدئوهاى گزارشى یوتیوبى بوده‌اند و از آنجا که هنوز مفهوم فیلم سینمایى به عنوان یک قالب انتقالى و نوعى قطعه‌ى پیش‌ساخته‌ى رسانه‌اى تکامل نیافته بود، هر آنچهبیشتر بخوانید