شماره 68

۶۸-۴۳
هوتن زنگنه‌پور:  اشاره تالیف در سینما، بدون توجه به نام آنتونیونی معنایی ندارد. تالیف به معنای خاص آن، به معنای دقیقاً سینمایی‌اش. در اینجا اما، چگونگی و چرایی این انگاره مورد نظر نگارنده نیست، بلکه سعی می‌کند جهان آنتونیونی را زیر تاثیر اشکالات بزرگ مدرنیته در آغاز قرن بیستم، درست آنجا که اومانیسم و خرد ابزاری و تجربه‌گرایی پوزیتیویست‌ها در‌صدد رفع ابهامات قوانین نوین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی -و البته بدون شک، تاریخی- و نیز مشروعیت‌بخشیدن به معنای تازه انسان، هویت انسان مدرن، بکاود و روی دغدغه‌های هنرمند انگشت بگذارد.بیشتر بخوانید
۶۸-۵۱
کریستین کیتلی – تلخیص و ترجمه‌: سعیده طاهری- بابک کریمی :   رمون بلور در جستار «متن فراچنگ‌نیامدنی» در سال ۱۹۷۵ -دقیقاً پیش از انقلاب ویدئو که موجب شد سینه‌فیل‌ها در اقصی نقاط جهان فیلم‌خانه‌های خود را داشته باشند- روزی را پیش‌بینی می‌کند که در آن افراد همان‌طور که کتاب‌ها و صفحه‌های موسیقی خود را دارند، صاحب فیلم‌های خود هم باشند. بلور با نظر به دلالت‌هایی که مالکیت شخصی فیلم‌ها برای پژوهش‌های سینمایی دربر دارند، می‌نویسد: «اگر مطالعات فیلم در آن زمان همچنان انجام گیرد، بی‌شک متعددتر، خلاقه‌تر، دقیق‌تر و مهم‌تربیشتر بخوانید
۶۸-۵۲
گریش شامبو – ترجمه‌: علی کرباسی :   ارتباط میان سینه‌فیلی و نقادی دقیقاً چیست؟ ظاهراً این سوال جواب ساده‌ای ندارد. لورا مالوی در اواسط دهه‌ی هفتاد در مقاله بسیار معروف خود «لذت بصری و سینمای روایی»،۱ این دو را در برابر یکدیگر قرار داده بود. به نظر او، سینه‌فیلی به‌خصوص در لحظاتی اوج می‌گیرد که فیلم ساکن به نظر می‌رسد، زمانی‌که روایت ثابت است تا زنی از راه برسد و دیده شود. تماشاگرانی که غرق این صحنه شده‌اند،‌ معنای سیاسیِ ضمنی آن را نادیده می‌گیرند و لذت سینه‌فیلی نقادی رابیشتر بخوانید
۶۸-۵۴
سئونگ- هون جئونگ – ترجمه‌: بشیر سیاح:   مسئله‌ای که هرگز در ارتباط با رویکرد مولف‌گرا به بحث گذاشته نشده، مسئله‌ی منتقد فیلم به‌مثابه مولف است. اما خوب به گذشته نگاه کنید. زمانی که «دوربین-قلم» تبدیل به نظریه‌ای تازه برای بیان اصالت هنری در دیدگاه الکساندر آستروک شد، قلم واقعی برای او نقشی مشابه در مقام منتقد بازی کرد. فرانسوا تروفو با نکوهیدن بابابزرگ‌ها و مرده خطاب‌کردن سینمایشان، نه فقط فیلمسازان بااصالت را متبرک ‌شمرد، بلکه تولد نقد تازه، نافذ و شورانگیز را با نسل جوان‌ترها به راه انداخت. برای ژان-لوکبیشتر بخوانید
۶۸-۵۹
پَم کوک – ترجمه: بصیر علاقه‌بند:   دهه‌ی اخیر شاهد تحولات دراماتیکی در چشم‌انداز فرهنگ رسانه‌ای بوده است. این تحولات شیوه‌های دسترسی، مصرف، بازتولید و چرخش دانش و ایده‌ها را تغییر داده‌اند. مثل بسیاری از دانشگاهیان، من نیز دریافته‌ام که روش‌های سنتی پژوهش و یادگیری، بدون توجه به سلسله‌مراتب مستقر آموزشی، دیگر جوابگوی کار با تعاملات روزافزون ناشی از فناوری‌های نوین نیست. جدل‌ها بر سر تغییرات فرهنگی مذکور چندی است آغاز شده و محققان سخت مشغول واکاوی دگرگونی روابط مبتنی بر قدرت، میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان هستند. برخی از آنها نظربیشتر بخوانید
۶۸-۶۳
آماندا آن کلین – ترجمه: عیسی دهقان:   در عین حال که اجماعی حقیقی بر سر اینکه به‌طور دقیق چه زمانی در «دوران طلایی» نقد فیلم بوده‌ایم وجود ندارد، دوره کوتاهی وجود داشت که بیشتر منتقدان با یکدیگر همراه شدند تا آن ‌را به‌عنوان بدترین دوران نقد سینمایی انتخاب کنند: اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰. ریچارد شیکِل در «تایمز» با ابراز ناامیدی و تاسف گفت: «چیزی‌که من در یادداشت‌های اینترنتی می‌بینم افرادی است کاملاً ناآگاه نسبت به رسانه‌ی سینما که درباره‌ی این رسانه اظهار‌نظر می‌کنند.»۱ در حالی‌که توماس دوهرتی در «گاه‌شمار تحصیلات عالی»بیشتر بخوانید
۶۸-۶۴
فرهاد محرابی : «کشوری فاقد سینمای مستند همچون خانواده‌ای‌ست که آلبوم عکس خانوادگی ندارد.» این جمله‌ی پاتریسیو گوسمان مستندساز برجسته‌ی شیلیایی عصاره‌ی تمامی کارنامه‌ی سینمایی اوست. فیلمسازی که شاهکار جسورانه و سه‌قسمتی او «نبرد شیلی» که در سی‌و‌اندی‌سالگی ساخت، کافی بود که او را برای همیشه در زمره‌ی برجسته‌ترین چهره‌های مستندسازی سیاسی جاودانه کند. اثری که حتی فرآیند ساخت پرمشقتش از حیث امکانات و شرایط سیاسی و خطیر مقطعی که در آن ساخته شده و نیز عدم امکان نمایش وسیعش تا همین امروز در شیلی خود حدیث مفصلی از مصائببیشتر بخوانید
۶۸-۷۰
کریستوفر شارِت – ترجمه: نیما حُسن‌ویجویه:   همزمان با نگارش این مقاله، ایالات متحده سرگرم برگزاری مراسم روز میهن‌پرستی برای گرامیداشت خاطره‌ی قربانیان حملات یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ است. تاریخی که غالباً به صورت ۱۱/ ۹ ترسیم شده و سیمایی آخرالزمانی به آن می‌بخشد. گویی تاریخ از حرکت بازایستاده است و ترسی بی‌همتا در عصر مدرن را به یاد می‌آورد. شاید تنها عده‌ی اندکی با حافظه‌ای تاریخی یازدهم سپتامبر «اصیل» را به یاد آورند؛ واقعه‌ای که رسانه‌های امریکا اشاره‌ی چندانی به آن نکردند. البته با توجه به شرایط سیاسی حاکم، اگربیشتر بخوانید
۶۸-۷۳
توماس میلر کلوباک – ترجمه: مریم نعیمی :   روز جمعه، یازده سپتامبر ۱۹۷۳ در سانتیاگو دِ چیله عملیات تروریستی تراژیکی به وقوع پیوست. ارتش شیلی با حمایت دولت ایالات متحده، دولت منتخب دموکراتیک سوسیالیستی آلنده را ساقط کرد و یکی از خونین‌ترین و طولانی‌ترین دیکتاتوری‌های امریکای لاتین را بنا نهاد. شگفتا که عملیات تروریستی یازده سپتامبر ۱۹۷۳، تصادفاً با همراهی هواپیماها و جت‌های جنگنده‌ی متعلق به نیروهای شیلیایی صورت گرفت که کاخ ریاست جمهوری را بمباران کردند؛ آنها نماد دموکراسی شیلی را با شعله‌هایی که زبانه می‌کشید ترک گفتند. آخرین مستند گوسمانبیشتر بخوانید
۶۸-۷۶
نوام چامسکی – ترجمه: فرهاد محرابی:   مطلب زیر ترجمه‌ای است از بخشی از کتاب «رازها، دروغ‌ها و دموکراسی» (۱۹۹۴).* مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای دیوید بارسامیان با نوام چامسکی- این مصاحبه به منظور فراهم‌کردن پیش‌زمینه‌ای ذهنی برای مخاطب در مورد شرایط سیاسی و اقتصادی شیلی در زمان کودتای ۱۹۷۳ و رابطه‌ی دولت دموکراتیک سالوادور آلنده و دولت ایالات متحده در این پرونده آورده شده. *** *مرگ ریچارد نیکسون سروصدای بسیاری به پا کرد. هنری کیسینجر در ستایش از او گفت: «جهان، به خاطر ریچارد نیکسون، جای بهتری است، جایی امن‌تر.» مطمئنم کهبیشتر بخوانید