شماره 60دسته

۶۰-۶
همایون خسروی‌دهکردی سینمای فرانسه را عملاً‌ فرمانده رقبای اروپایی‌ هالیوود می‌دانند. تحولات مربوط به «هالیوود نو» در دهه ۷۰ که خود به نحوی متاثر از دیگرگونی‌های دهه ۱۹۶۰ اروپا همچون موج نو سینمای فرانسه و نئورئالیسم ایتالیا و دیگر تکانه‌ها در سینماهای آلمان، اسکاندیناوی، چک و انگلستان بود، در عین حال بر سینمای اروپا در دهه ۷۰ و پس از آن تاثیر گذاشت. سینمای انگلستان -‌با تعریف جدیدی که تاچریسم۱ به عنوان بازار آزاد سرمایه برای همه عرصه‌ها از جمله سینما به دست داد- از نظر هویت و ماهیت تابیشتر بخوانید
۶۰-۱۲
بهروز سلطانزاده. شاید مهم‌ترین ویژگی «لوک بسون» صداقت او در ابراز نظر و عقاید وی درباره‌ی سینما و خودش و جامعه‌اش باشد. فیلمسازی که می‌گوید احساس قدرت نمی‌کند و وقتی از او درباره اعتماد به نفس و قدرت می‌پرسند شجاعانه به نوزده‌سالگی و بی‌پولی‌اش اشاره می‌‌کند و می‌گوید: «قدرت از باور انسان ناشی می‌شود.» او از پانزده‌سالگی نوشتن را آغاز کرده است و دوست دارد مخاطبان او از پشتکار و شجاعتش سخن بگویند. اما در عین حال آن قدر واقع‌بین است که می‌داند کارهای بزرگ را نمی‌تواند به تنهایی انجامبیشتر بخوانید
۶۰-gray-57
محمدرضا شیخی لس‌آنجلس را ترجیح می‌دهید یا هنوز حسرت نیویورک را دارید؟ واقعاً خیلی دلتنگ نیویورکم؛ نیویورک شهری است که خیلی دوستش دارم. تا سال‌های سال فکر می‌کردم که عاقبت یک روز عقلم را اینجا از دست می‌دهم. اما حالا هشتاد درصد زندگی‌ام به کارکردن می‌گذرد و مابقی‌اش هم صرف خانواده می‌شود. به همین خاطر، دیگر فرقی برایم نمی‌کند. *کار کردن در اینجا برایتان راحت‌تر است؟ بله، راحت‌تر است،‌ چون اینجا چیزی برای حواس‌پرتی وجود ندارد؛ هیچ‌چیزی نیست که هوس انجام دادنش به سرم بزند… انگار که دارم در جزیره‌ایبیشتر بخوانید
۶۰-۲۱۲
مهدی رفیع چارلز اِستی•‌ویل‌‌، استاد ادبیات کلاسیک‌‌، مدرن و مطالعاتِ فرانسوی در دانشگاه وِین در ایالات متحده است. او کتاب‌های متعددی درباره دلوز و نویسندگان دیگر دارد‌‌، و یکی از مترجمان منطق معنا به زبان انگلیسی نیز بوده است. از آثار او می‌توان به ژیل دلوز: مفاهیم کلیدی (۲۰۱۱)‌‌، آ ب ثِ دلوز: تاهای دوستی (۲۰۰۸)‌‌، دو تای تفکر دلوز و گتاری (۱۹۹۸) و ترجمه و ویرایش مشترک کتاب فلیکس گتاری: تفکر‌‌، دوستی و نقشه‌نگاری بصیرانه اثر فرانکو (بیفو) بِراردی‌‌، فیلسوف ایتالیایی و… را نام برد. بخش ‌اول: کاربرد‌ شناختیبیشتر بخوانید
۶۰-۱۵
رامین اعلایی سرژ دنه۱ در یکی از آخرین ریویوهایی که قبل از مرگ نابهنگامش می‌نویسد شدیداً فیلم عاشقِ ژان ژاک آنوی (۱۹۹۲ بر مبنای رمانی از مارگریت دوراس) را می‌نوازد. حجم عبارات مخالف‌خوان، شدیداللحن و تمسخرگونی که دنی در این ریویوی مشهور (که مدتی پس از مرگش به انگلیسی نیز ترجمه می‌شود و در یکی از شماره‌های نشریه‌ی سایت اند ساوند منتشر می‌شود) علیه فیلم آنوی به کار می‌برد، تقریباً بی‌همتاست. دنی در این ریویو این فیلم را که یکی از شاخص‌ترین فیلم‌های منتسب به سینمای جلوه یا نگاه (Cinemaبیشتر بخوانید
۶۰-۲۱۷
مهدی رفیع آرنو ویلانی (۱۹۴۴) فیلسوف و شاعر فرانسوی است. او در شهر نیس زندگی می‌کند و سال‌هاست که در مقاطع دبیرستانی و دانشگاهی فرانسه تدریس کرده است. نخستین اثر او کافکا: گشودگی وجودی (۱۹۸۴) به نظر می‌رسد گرایش‌های متمایز او به خوانشی خاص از هایدگر را پیش‌بینی می‌کند. ویلانی بعدتر کتاب زنبور و گل ارکیده، جستاری در باب ژیل دلوز (۱۹۹۹) را منتشر می‌کند که به مجموعه‌ای از گفتارها درباره‌ی دلوز و بعضی مکاتبات ویلانی با او و مصاحبه‌ای با دلوز اختصاص دارد. او در سال ۲۰۰۳ به همراهبیشتر بخوانید
۶۰-۱۸
نوید پورمحمدرضا وک بسون فیلمسازِ اعماق و کهکشان‌هاست. آن‌ زمان که قلمروش ژرفای زمین و اعماق آب‌ها و دوری کهکشان‌ها باشد، تصویرسازی قهار است و داستانگویی شیرین‌سخن، اما روی زمین، لابه‌لای خانه‌ها و خیابان‌ها و کوچه‌ها، ناتوان است و تهیدست. خیابان قلمرو او نیست، ضرباهنگ و دینامیسم زندگی روزمره، ضربان رابطه‌ها و سیر زندگی، و رئالیسم غنی و جاری آن را نمی‌فهمد و قادر به ثبت و ضبط آن نیست؛ البته نه فقط به خاطر ساخته‌های دریایی و زیرزمینی و کهکشانی‌اش، که به گواه مخلوقاتِ زمینی و شهری‌اش هم این‌چنینبیشتر بخوانید
۶۰-gray-219
مهدی رفیع مادلن شپسل (۱۹۲۵)‌، نویسنده، رمان‌نویس، شاعر، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار فرانسوی است. از او بیش از سی رمان، دو مجموعه شعر، چندین نمایشنامه و مقالات متعددی در زمینه‌ی ادبیات و… منتشر شده است. خانه‌ی یشمی (۱۹۸۶‌) و گردش اعصار (۲۰۰۳) آثار به نسبت شناخته‌شده‌تر او هستند. شپسل از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۶ عضو ژوری «جایزه‌ی‌ زن» (Prix Femina) بوده. گفت‌وگوی او با دلوز در سال ۱۹۶۷ انجام شده است. * این ایده که به زاخر-مازوخ علاقه‌مند شدید از کجا نشات می‌گیرد؟ به نظرم مازوخ رمان‌نویس بزرگی می‌آمد. من از اینبیشتر بخوانید
logo-2
مهدی ملک «امرسون» در «طبیعت» تجربه پرسپکتیو خود را آنگونه توصیف می‌کند که گویی «مردمکی شفاف» است: «من هیچ چیز نیستم؛ همه چیز را می‌بینم. جریانات هستی کلی درون من جریان دارد. من بخش یا پاره‌ای از خدا هستم.»۱ غرق‌شدن امرسون در تحقق سراپا معنوی طبیعت، فارغ از دیگر دلایل، به خاطر استعاره بصری‌ای که او برای بیان تجربه مقدارناپذیری که به کار می‌برد جذابیت دارد. «مردمکی شفاف» صراحتاً چشمی نابیناست. عبارت مردمک نوعی پارادوکس است: چه نوع چشمی نمی‌تواند ببیند؟ اما ما این استعمال امرسون را به مثابه یکبیشتر بخوانید
۶۰-۳۰-
هوتن زنگنه‌پور ناتالی پورتمن جوان، در «حرفه‌ای»۱ با گلدانی در دست، مقابل ژان رنوی اسنایپر، تضادی ایجاد می‌کند که مشابه همه گریزهای هالیوودی به سوی معناست: پینوکیوی روباتیک فیلم هوش مصنوعی۲ (اثر اسپیلبرگ)، آدم‌آهنی‌ای که در «نابودگر ۲»۳ (اثر جیمز کامرون) می‌آموزد اشک ریختن چه دلیلی دارد، موجود فضایی فیلم ئی‌تی (اثر اسپیلبرگ) که معجزه‌اش محبت است و ده‌ها مورد دیگر، معنا را در «انسانی‌شدن» مصنوعات و موضوعات غیرانسانی متجلی می‌کنند؛ به عبارت دیگر، احساس ‌بودن -در راستای کمال‌گرایی- با احساسات انسانی است که هویت پیدا می‌کند. احساسات به عنوانبیشتر بخوانید