شماره 38

38-khosravi
همايون خسروي‌دهكردي: نسل سوم فيلمسازان پس از جنگ ژاپن كه اغلبشان منتسب به موج نو سينماي ژاپن هستند، آثار مطرح خود را در سال‌هاي 1960 تا 1980 عرضه كردند. موج نو سينماي ژاپن، مثل اغلب موج نوها و جنبش‌هاي سينمايي در دهه 1950 سر و كله‌اش پيدا شد و در دهه 1960 اوج خود را سپري كرد و در دهه 1970 به تدريج فروكش كرد (در برخي از كشورها از جمله امريكا يا كشور خودمان اين موج با پنج تا 10 تاخير سربرآورد.) دست‌اندركاران سينماي ژاپن به تطابق زماني وبیشتر بخوانید
38-Siadat
اميرحسين سيادت: هيروشيما: 6 آگوست 1945. دوشنبه صبح. ساعت 8 و 15 دقيقه. كمتر كسي‌ست كه از اهميت‌ِ بنيادين‌ِ اين مكان و اين تاريخ نزد‌ِ ژاپني‌ها بي‌خبر باشد و اگر در ابتداي يك فيلم مشخص شود مكان هيروشيماست و زمان آن دوشنبه‌ي شوم، بايد منتظر‌ِ فاجعه بود، حتي اگر آرامش و نظم‌ِ حاكم بر نماها سينماي ازو را تداعي كند. «باران سياه‌ِ» شوهي ايمامورا (محصول‌ِ 1989) چنين فيلمي‌ست. فيلم با حوادث‌ِ روز‌ِ بمباران شروع مي‌شود و با دنبال كردن عواقب‌ِ ريزش‌ِ باران سياه‌ِ حاوي‌ِ راديواكتيو بر بازماندگان‌ِ بمباران‌ِ اتمي (موسومبیشتر بخوانید
38-soltanzade
مكس تِسيه, ترجمه: بهروز سلطانزاده گفت‌وگويي را كه مي‌خوانيد مكس تِسيه منتقد مجله Nihon- Cine-Art در سال 1977 با شوهي ايمامورا انجام داده است. ايمامورا از دستياري كارگردانان بزرگ مي‌گويد: از تاثيري كه از اوزو گرفته و از دوستي‌اش با نومورا كه خودش مي‌گويد از او بيش از كاواشيما كه دستياري‌اش را كرده آموخته است. ايمامورا همچنين از چگونگي ساخت فيلم‌هايش مي‌گويد از سوررئاليسم و گروتسكي كه در ساختار فيلم‌هايش مدنظر اوست تا ديدگاه‌هايي كه نسبت به خانواده، زن ژاپني و دموكراسي ژاپني دارد.بیشتر بخوانید
38-roshani
ميلاد روشني‌پايان: سينماي ژاپن در آستانه‌ي ورود به دهه‌ي 60، دهه‌اي که مي‌رفت تا بر تمام ضمانت‌هاي اخلاقي و زيبايي‌شناسي‌ قرن ترک بيندازد، آري‌گويانه به صف تمام سينماهايي پيوست که در تب موج نو مي‌سوختند. موج نو پيش از هر چيز، تعهدي جهاني براي پدرکشي بود. تعهدي قابل انتقال، يا بهتر واگيردار، که مي‌توانست با توان شمول حداکثري‌‌اش، مرزهاي جغرافيايي را الغا و بحران را همه‌گير کند. همين هم بود که توانست، ژاپن را در دورترين نقطه‌ي ممکن از پاريس، مرکز اروپايي‌ بحران، بلرزاند. سينماي موج نو ژاپن، محصول منطقيبیشتر بخوانید
38-danesh
مهرزاد دانش: مارماهي داستان ساده‌اي دارد: حکايت مردي که به پندار خيانتکاري همسرش، او را مي‌کشد و بعد از دوره‌اي حبس، زندگي ساده‌اي را شروع مي‌کند؛ در حالي که با ورود زني ديگر به زندگي‌اش، به تدريج هويت جديدي مي‌يابد و اراده و شکيبايي و آگاهي را به منش خويش اضافه مي‌کند. اما آنچه اين قصه ساده و دوخطي را در حد يکي از مهم‌ترين فيلم‌هاي سازنده‌اش اعتلا مي‌بخشد، نوع کارگرداني، فضاسازي و نيز پرورش ابعاد مختلف قصه در اجزاي روايي و نمادين و موقعيتي متن است. اين مساله ازبیشتر بخوانید
38-malek
مهدي ملك: در دهه 1960 مساله «ژاپني بودن» و حرکت به سوي بازتعريف‌ِ ‌به‌روز‌شده‌ي «هويتِ ژاپني» مخرج مشترک انبوهي از آثار فرهنگي ژاپن بود. نفوذ ارزش‌هاي غربي مثل فردگرايي و دموکراسي که در پي پايان جنگ و طي سال‌هاي اشغال کشور از غرب به ژاپن راه يافت، فعاليت گروه‌هاي سياسي مختلف چپ‌گرا، به وجود آمدن نسل جديدي از جوانان و… مساله «هويت» را بيش از پيش به يکي از کليدواژه‌هاي فرهنگ اين دهه مبدل ساخت؛ تعريف هويتي که پيش‌شرط تعريف هر جنبش اجتماعي به شمار مي‌آمد. در اين اتمسفر استبیشتر بخوانید
38-alaei
رامين اعلايي: پوچي چيست؟ نيشي تاني کيجي1 آن را حالت اصلي وجود چيزها چنان که در ذات خود هستند و آن‌چنان که به راستي و در واقع وجود دارند، تعريف مي‌كند. اين پوچي نشان‌دادني نيست، بلکه بيشتر شبيه به معرفتي است که خودانگيخته در ناخودآگاه جمعي توده‌ها نشت مي‌يابد البته با تاييد ضمني اين گزاره که در اصل ماده پوچ است و فرجامش نيز چيزي جز فروپاشي و متلاشي شدن نيست. در هر صورت بودا نيز تحليل خود را از سرنوشت بشر دقيقاً بر چنين فرضي استوار مي‌سازد. فرضي کهبیشتر بخوانید
logo-2
رضا مولايي: فيلم «انتقام از آن من است» پيش از دو فيلم بسيار موفق «مارماهي» و «افسانه‌ي ناراياما» و در سال ۱۹۷۹ ساخته شده است. اين فيلم ۱۴۰دقيقه‌اي مشابه ساير فيلم‌هاي مطرح ايمامورا مبنايي کاملاً روانکاوانه دارد و اين بار به درونمايه‌اي از جنس خشم مي‌پردازد. ايواؤ قاتلي زنجيره‌اي در سال ۱۹۶۸ است که به دليل مشکلاتي که در کودکي داشته است، دست به يک سلسله قتل‌هاي منزجرکننده مي‌زند و در کمال خونسردي مقتولان را که اکثراً به او علاقه‌مند هستند، محو مي‌کند. در يک زندگي ۷۸روزه او افراد متعدديبیشتر بخوانید
logo-2
راجر ابرت , ترجمه: شهريار خلفي : دكتر آكاگي از آن  نوع  پزشك‌هاي خانواده‌‌اي است كه  اسپنسر تريسي ممكن بود نقشش را در فيلم‌هاي هاليوودي دهه 1940 بازي كند – اگر پزشكان هاليوودي آن روز‌ها با روسپيان زندگي مي‌كردند‌، با معتادان به مرفين دوستي داشتند، اسراي جنگي فراري را پناه مي‌دادند و براي برداشتن كبد مردگان نبش قبر مي‌كردند. اين توصيف من او را مردي وحشي مي‌نماياند ولي در واقع او مردي است مهربان، با روحي‌ رانده‌شده‌، بيشتر پروفسوري بدون احساس تا دانشمندي ديوانه. دكتر آكاگي موضوع فيلم جديد شوهيبیشتر بخوانید
38-hamikhah
امين حامي‌خواه: «فاشسيم در جنگ باخت، اما صلح را برنده شد» 1-‌ با پايان يافتن جنگ روايت فاتحان آغاز مي‌شود چه فاتحان اشغالگر چه دولت‌هاي انتقالي، به ويژه آنکه مساله انتقال و دگرگوني بنيادين امر سياسي نيز در ميان باشد. اين روايت هنگامي ‌اهميتي مضاعف پيدا مي‌کند که بخواهد از ساختاري فاشيستي به ميانجي جنگ به سمت ليبرال‌دموکراسي از نوع امريکايي تغيير کند. روايت فاتحان ژاپن ويران‌شده پس از جنگ جهاني دوم و سال‌هاي جانفرساي اشغال و ويراني برپايه ممنوعيت انتقاد روشنفکران از نقش آمريکا در پديد آمدن فاجعه مرگباربیشتر بخوانید