شماره های فصل نامه

۷۰-۵۶
سعیده طاهری، بابک کریمی: «فیلم‌ها و احساس‌ها» قصد دارد بستری باشد برای طرح و مباحثه حول آنچه در تاریخ سینما و مطالعات و نقد سینمایی درخور توجه است و به هر سبب در متون سینمایی فارسی مهجور یا قدرنادیده مانده. جریانی سینمایی، سینمای یک فیلمساز، یک تک‌فیلم، منتقد یا نظریه‌پردازی سینمایی، بررسی مسیر و رویکرد یک نشریه‌ی سینمایی و مسائلی همچون بازیگری، فیلمبرداری، فیلمنامه‌نویسی، صدابرداری و در کل، هر آنچه به هنر هفتم مرتبط باشد، می‌تواند در این بخش گنجانده شود. سینمای نوین ترکیه، قسمت دوم: در ادامه‌ی پرونده‌ی پیشینبیشتر بخوانید
۷۰-۶
همایون خسروی‌دهکردی : ژان لوک گدار سینماگر پرحرف فرانسه، روبر برسون را تمامی سینمای فرانسه می‌دانست. اتفاقاً‌ سینمای پرحرف فرانسه هم بخش عمده حرف‌هایش را نه با فیلمسازی که با بحث پیرامون تولیدات و خیزش‌های نوین در کشورهای دیگر، مثل شوروی (مونتاژ)، آلمان (اکسپرسیونیسم)، ایتالیا (نئولیبرالیسم) و انگلستان (واقع‌‌گرایی اجتماعی) زده است. تعدد نظریه‌پردازان و فلاسفه و کثرت جلسات بحث و گفت‌وگو در حوزه تصاویر متحرک در فرانسه در کنار امکانات مختلف به پاریس مرکزیتی داد تا در تمامی سال‌های بین دو جنگ جهانی و در ادامه آن تا بیشبیشتر بخوانید
۷۰-۱۰۶
نوید پورمحمدرضا: احتمالاً در تاریخ سینمای ایران، «تئوری مولف» پُربسامدترین نظریه یا رهیافت نظری بوده که متفکران، مورخان، و منتقدان در مواجهه با فیلم‌ها و فیلمسازان از آن سود جسته‌اند، چه آن زمان که آگاهانه و عامدانه با اشاره به رئوس اصلی و زبان ویژه‌ی آن به خوانش و طبقه‌بندی آثار یک فیلمساز دست زده‌اند و چه زمانی که شهودی‌تر و حسی‌تر از مضامین مکرر و مولفه‌های مشترک سبکی در کارنامه‌ی یک هنرمند صحبت کرده‌اند. به‌رغم این کاربرد گسترده، اما خود تئوری مولف کمتر موضوع بحث بوده است، گویی دربیشتر بخوانید
۷۰-۱۲
محمدرضا اصلانی : برسون، یک سال بعد از قرن بیستم به جهان می‌آید، و یک سال قبل از قرن بیست‌و‌یکم جهان را ترک می‌کند. می‌توان گفت او مظهر قرن بیستم است. قرن انفجار مدرنیسم و سقوط هراسبار ایدئولوژی‌ها. قرن اینشتین، برگسون، ویتگنشتاین، باشلار، میرچا الیاده، یونگ، دوسوسور، لوی استروس، باختین و لیلیا بریک… و قرن آیزنشتاین، مایاکوفسکی، آندره مالرو، ازرا پاند، الیوت، برتون… درایر و الزا تریوله… قرن براک، مرنچ، موندریان، ماگریت، دوشان، ری‌وِرا و فریدا کاهلو… قرن مکتب دین، مکتب فرانکفورت… قرن ناخودآگاه فردی و جمعی، قرن شورش وجودیبیشتر بخوانید
۷۰-۱۴
براین پرایس – ترجمه: صالح نجفی:   در تابستان ۱۹۷۷، بسیاری از روزنامه‌های فرانسه با انواع گرایش‌ها مطالبی دربارۀ روبر برسون به‌چاپ رساندند و مدعی شدند که او جوانان را به خودکشی تحریک می‌کند. در اوایل ماه ژوئن همان سال، میشل دورنافو، وزیر فرهنگ و محیط زیست دولت والری ژیسکار دستن، تماشای فیلم شاید شیطان برسون را برای افراد زیر هجده‌سال قدغن کرد. دولت وقت فرانسه گمان می‌کرد فیلم برسون خودکشی را واکنشی منطقی به جامعۀ مصرف‌زده‌ای می‌داند که آثار آن به‌طور کامل در فیلم او بازنموده شده است. مطبوعات فرانسهبیشتر بخوانید
۷۰-۲۲
‌گردآوری، ترجمه و تخلیص: بهروز سلطانزاده : همه ما شنیده‌ و خوانده‌‌ایم که برسون به بازیگر به عنوان «مدل» نگاه می‌کرد. در گفت‌وگوی زیر برسون به راز استفاده از نابازیگران اشاره می‌کند و اینکه چرا هنرپیشگان حرفه‌ای را در فیلم‌هایش به کار نمی‌گیرد. او عقیده دارد تنها حواس و احساساتی که به ما دروغ نمی‌گویند می‌توانند تصویرهای واقعی، ناب و بکر بیافرینند. و این رازی است که از خلال بازی نابازیگران به کشف آن می‌رسیم. صحبت‌های برسون را در مورد استفاده خاصی که از صدا در فیلم‌ها می‌کند و حذف‌هاییبیشتر بخوانید
۷۰-۲۶
امیرحسین سیادت از کم‌گویی، حُزن و بی‌قراری شخصیتِ مرموزِ زنِ نازنین چه می‌توان فهمید؟ «نیاز» احتمالاً اولین واژه‌ای‌ست که به ذهن می‌رسد. او پیاپی به فروشگاهِ مرد می‌آید تا چیزی گرو بگذارد و مختصر پولی بگیرد. از یادداشتی که می‌خواهد آگهی کند پیداست پیِ کار می‌گردد؛ کاری کوچک و ناچیز، صرفاً برای گذران. به حداقل‌ها قانع است. والدینش را از دست داده و بستگانش او را به بیگاری می‌گیرند و آزار می‌دهند. تا آنجا که به الگوهای کهن و حکایاتِ پریان بازمی‌گردد، خاکسترنشینی‌ست که دلدادگیِ مرد می‌تواند او را برهاند.بیشتر بخوانید
۷۰-۳۰
رامین اعلایی: سینما به عنوان تکنیکی‌ترین هنرها، بهترین نمونه‌ی هنر استتیکی‌ست زیرا برابری همه چیز را از خلالِ بی‌تفاوتیِ چشمی خودکار آشکار می‌کند. این چشم خودکار، که از هر گونه اراده‌ی سوبژکتیو نسبت به هنر رها شده است، هیچ تفاوتی میان انسان‌ها، حیوانات، طبیعت و اشیا لحاظ نمی‌کند: «برای ماشین تمایزی وجود ندارد. ماشین، انسان‌ها را به واسطه‌ی وظیفه‌ای علمی یا فنی و برای تضمین توافقی دموکراتیک میان وضعیت‌های عالی و بنیادین برابر نمی‌کند. بلکه به سادگی آن‌ها را زمینی یا ناسوتی می‌کند تا تصویری یکسان را به مشارکت بگذارند؛بیشتر بخوانید
۷۰-۳۲
مهدی ملک: سینمای «برسون» سینمایی پارادوکسیکال است. عمارت باشکوه سینمای برسون بر گسل برسازنده‌ای بنا شده است که یک سوی آن سینمایی است با تاکیدهایی وسواسی بر سکوت و حذف، گفتارهای مکانیکی آدم‌آهنی‌هایی -که او آنها را مدل می‌نامید- و پرهیز از ارائه انگیزه‌های روانشناسانه یا منطقی برای شخصیت‌ها و سوی دیگر آن سینمایی است با لحظات عاطفی بی‌مانندی که از مرزهای عاطفه و احساسات قلمروزدایی می‌کنند. «آن ماری» در «فرشتگان گناه» پس از نیایش شبانه بر مزار پیشوای مذهبی در باغ صومعه به پیشواز مرگ می‌رود و چهل سالبیشتر بخوانید
۷۰-۳۴
ادرین مارتین – ترجمه: برنا حدیقی :   در عالم سینما، روبر برسون (۱۹۹۹-۱۹۰۱) کسی نبود همچون اورسن ولز، فردی اشتباهی که به شکلی مداوم ناامید باشد؛ یا همانند سرگئی پاراجانف شخصی تبعیدشده، تحت تعقیب و به شکلی مکرر محبوس؛ او همچنین همانند ژان ویگو در جوانی و به شکلی تراژیک از دنیا نرفت. بلکه تا حد زیادی، در زمان مناسب خود دقیقاً فیلم‌هایی را ساخت که می‌خواست. او چیزی نزدیک به یک قرن زندگی کرد و در طول عمر خود، با هر گونه استاندارد عام و مناسب فرهنگی، به جایگاهبیشتر بخوانید