شماره 64

all-g2-38-1
ترجمه: امین حامی‌خواه راجر ایبرت گزارش‌نویس و منتقد سینمای امریکا از بزرگ‌ترین معرفان و طرفداران پارک چان-ووک است که با معرفی فیلم «اولد بوی» در سال ۲۰۰۴ نقش موثری در موفقیت این فیلم داشت. با توجه به رویکرد متفاوت جشنواره کن به فیلمسازی چون کیم کی-دوک و فضای اگزوتیک و شبه‌عرفانی آثار او که فانتزی میل جشنواره کن را تصاحب کرده بود، نقد و معرفی راجر ایبرت اثر بسیاری در معرفی این کارگردان کمتر شناخته‌شده آن روز‌ها داشت. ایبرت در ادامه به معرفی و دفاع از سه‌گانه انتقام پرداخت وبیشتر بخوانید
all-g2-42
مسعود حقیقت‌ثابت از سال ۲۰۰۵ به‌ این سو، هرساله در ایالت تگزاس امریکا، جشنواره‌ای سینمایی برگزار می‌شود با عنوان جشنواره‌ی فوق‌العاده (Fantastic Fest). یکی از بخش‌های این جشنواره، مجادله و مناظره بر سر آرا و عقاید منتقدان و دست‌اندرکاران سینماست. مناظره‌ای که تنها به کلام ختم نمی‌شود و مجادله‌کنندگان، لباس رزم بر تن می‌کنند و در رینگ بوکس، البته با رویکردی نه چندان خشن، به حل‌و‌فصل مجادلات می‌پردازند! پارک چان-ووک پس از اکران فیلم «ندیمه» در سال ۲۰۱۶، در مصاحبه‌ای با نشریه‌ی دیلی بیست، مناظره‌کنندگان در جشنواره‌ی کذا را بهبیشتر بخوانید
all-g2-46
مهدی جمشیدی اگر انتقام به اندازه‌ی مراسم‌ ازدواج جدی گرفته شود، پارک چان‌-‌‌ووک ثروتمندترین مرد در این کسب‌وکار خواهد بود. او چنان داستان پریانی برای شما ترتیب می‌دهد که همه‌ی عمر رؤیای آن را داشته‌اید. آن داستان به ترتیب، با سرعت و کامل گره‌گشایی نخواهد شد- البته برای تازه‌کارها. او یک هنرشناس است؛ او می‌داند انتقام بهترین بشقاب غذایی است که نه داغ سرو می‌شود و نه سرد، با این حال لذیذ است. طرح او قبل از به نتیجه‌رسیدن سال‌ها یا حتی دهه‌ها زمان برد. به احتمال قوی [انتقام] بستهبیشتر بخوانید
all-g2-50
سید محمدجواد سیدی ۱ زمان جاودانه چیست؟ جاودانگی ناسازه‌ای است لاینحل و ناگشودنی. دایره‌ای بی‌آغاز، بی‌پایان. رفتن از خط به دایره، از حرکت مستقیم به حرکت مدور: آیا این هنوز حرکت است؟ اگر حرکت رفتن از A به B باشد، رفتن از A به A اساساً سنخ نامالوفی از حرکت باید باشد. سرآغاز کجاست؟ پایان کجاست؟ آنچه زیستن را ممکن می‌کند، نظم‌یافتن قطعات پراکنده‌ی زندگی است بر مدار یک مسیر زمانمند. ما زندگی می‌کنیم چون در هر لحظه به جایگاه خود روی این خط پیوسته التفات داریم. آنچه موجب می‌شودبیشتر بخوانید
all-g2-53
محمدرضا شیخی «من هیچ‌وقت خودم را سینه‌فیل به حساب نیاورده‌ام؛ اصلاً این کلمه را دوست ندارم؛ این کلمه مال دوران گذشته است؛ نشان‌دهنده‌ی یک‌جور ارتباط با سینما بود که در آن آدم‌ها زیادی عاشق فیلم‌ها بودند…» اینها را اُلیویه آسایاس، منتقد اینک فیلمسازشده، می‌گوید. عقیده‌اش این است که سینه‌فیلی، این رابطه‌ی مبتنی بر فتیشیسم که هنوز هم هزاران‌هزار جوان را سالانه به‌سوی صدها فیلم می‌کشاند، یک‌جور بیماری است. اما به‌عکس، ژان دوشه اسمش را می‌گذارد «عشق شیدایی، عشقی که ساخته شده تا بشود زندگی کرد…»؛ این‌‌ را ژان دوشه ‌می‌گوید،بیشتر بخوانید
all-g2-56
بشیر سیاح در گذشته، سینه‌فیلیا به‌مثابه تجربه‌ای جمعی بود و فعالیتی به‌شمار می‌رفت که تماشاگران فیلم‌ها را تقریباً به‌طور کامل و به‌عنوان گروهی یکسان در کنار یکدیگر تجربه می‌کردند‌- یا در ساحتی دیگر، نقدها را چند ماه بعد در نشریات کاغذی مقایسه می‌کردند. امروزه شبکه‌ی نوینی به‌وجود آمده که کمتر بر اساس حضور در مکان‌هایی یکسان در زمانی یکسان و بیشتر بر پایه‌ی آگاه‌کردن افراد قرار گرفته که چه فیلم‌هایی در چه جاهایی به نمایش درآمده‌اند، و سپس واکنش‌های خود را از طریق اینترنت نسبت به آنچه دیده و شنیدهبیشتر بخوانید
all-g2-59
علی کرباسی اگر در «سیاست مولفانِ» عواملِ «کایه دو سینما» «سیاستی» وجود داشت، جدی‌گرفتن فرهنگ عامه از طریق بالابردن بعضی کارگردانان به مقام هنرمند بود. این مدلِ قاره‌ی‌ اروپا مطمئناً مایه‌ی الهام سینماروندگان «جدی» امریکایی بوده است. اما در همان زمان‌، سینه‌فیلیِ خام‌تر امریکایی‌ها به خوبی در نخستین فصل رمان «سینمارو»ی (۱۹۶۱) واکر پرسی، در تبلیغ سینما «مارکی» توصیف شده‌: «جایی‌که خوشبختی ارزان است.» با این‌که این حرف ماهیت‌گرایانه به نظر می‌رسد، اما اگر مدل فرانسویِ سینه‌فیلی مشغول فیلم‌ها و فضل و دانش سینمایی است، سینمادوستیِ امریکایی درباره‌ی این استبیشتر بخوانید
all-g2-61
محمدرضا شیخی آنتوان دوبک، صاحب آثار قابل اعتنایی همچون «نقد و سینه‌فیلی» (۲۰۰۱) و «سینه‌فیلی، خلق یک نگاه، تاریخ یک فرهنگ» (۲۰۰۳)، در این گفت‌وگو کمکمان می‌کند تا ضمن دستیابی به این شناخت که سینه‌فیلی به لحاظ تاریخی چه سرگذشتی را از سر گذرانده، متوجه شویم که سیر تحول و تطور آن به چه صورت بوده و ببینیم رد و نشان آن را امروزه باید در کجاها جست‌وجو کنیم. از ظواهر امر این‌گونه برمی‌آید که جامعه‌ی سینه‌فیل‌ها که در پی زلزله‌های تکنولوژیک، به‌شدت متزلزل و پراکنده شد، حالا دقیقاً بهبیشتر بخوانید
all-g2-64
بشیر سیاح منصفانه است اگر بگوییم «فهم صحیح موضوع، آن‌طور که هست»، باید مقصود همگی نقدهای حق‌جویانه در نظر گرفته شود؛ و در نقد زیبایی‌شناختی، اولین قدم به طرف دیدن هدف هر شخص، آن‌طور که هست، فهم ادراکات شخص است، همان‌گونه که حقیقتاً هست، و همچنین مشخص‌کردن تفاوت‌هایش با آثار دیگر، و درک آن به‌طور مجزا… این آهنگ یا تصویر، این شخصیت جلوه‌گر ارائه‌شده به من در زندگی یا در یک کتاب، چه مفهوم و کارکردی برایم دارد؟ آیا به من لذت می‌بخشد؟ و اگر این‌طور است، چه درجه‌ای ازبیشتر بخوانید
۶۴-۷۱-
جهانبخش نورایی، احمد امینی، سعید عقیقی، جواد طوسی جواد طوسی: در این تردیدی نیست که ارزش و اعتبار «نقد و منتقد» در جامعه‌‌ای معنا پیدا می‌کند که از رونق فرهنگی برخوردار باشد. اگر پراکنده‌نویسی مطبوعات در دوره اول شکل‌گیری سینما در ایران (سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۶) را به حساب نقد فیلم نگذاریم و از دوره فترت در فاصله‌ی‌ سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۷ با سرعت عبور کنیم، همزمان با شروع دومین دوره‌ی فیلمسازی در ایران با فیلم‌های «طوفان زندگی» (علی‌ دریابیگی/ ۱۳۲۷)، «زندانی امیر» (اسماعیل کوشان/ ۱۳۲۷)، «واریته بهار» (پرویز خطیبی/بیشتر بخوانید