داروی عاجل سينمای ايران روی آوردن به ادبيات است / ادبيات هم بايد به گدايی سينما برود
همايون خسروی دهکردی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بيان اين مطلب
افزود : داروی عاجل سينمای ايران روی آوردن به ادبيات - چه در سطح آثار ايرانی و چه
آثار خارجی - است .
وی حرکت سینما را به سمت اقتباس ادبی، نجات بخش مشکلات ساختاری و درونمایه ای آن
برشمرد و ادامه داد : خوشبختانه امسال اتفاقات خوشایندی رخ داد. مجله فارابی ویژه
نامه ای برای اقتباس منتشر کرد، ماهنامه فیلم هم این کار را انجام داد و نهایتا این
که دفتری با عنوان سینمای اقتباسی در بنیاد سینمای فارابی راه اندازی شد که اقدام
به خرید داستان ها از نویسندگان و حمایت از سازندگان می کند.
این نویسنده و منتقد سینمایی ، نظریه جدایی مطلق سینما و ادبیات را مردود دانست
و اظهار داشت : اگر راجع به سینمای مستقل و داستان مستقل سخن می گوئیم، نقطه مشترکی
با عنوان قصه در میان است که آنها را به هم پیوند می زند. قصه تنها واسطه برای حفر
و جستجوی واقعیت است و اگر کسی می خواهد سراغ واقعیت برود، باید دنبال قصه باشد.
این قصه ، چه در ادبیات و چه در سینما حاوی یک کارکرد است.
نویسنده مجموعه داستان " آقای دوست داشتنی و داستان های دیگر " تاکید کرد : راه
علاج سینمای ایران استفاده از ادبیات است؛ ضمن این که ادبیات ایران هم باید به
گدایی سینما برود. برای این که یک کتاب خودش را بشناساند و تبلیغ شود، باید به
زبانی عرضه شود که روشن و فصیح و همه فهم باشد و تنها مدیومی که می تواند ادبیات
ایران را به نقاط مختلف دنیا بشناساند، سینماست . رمانی که نوشته ، تایپ و چاپ می
شود ، اگر به بهترین و ایده آل ترین شکل ممکن هم توزیع شود، امکان خوانده شدن در
نقاط مختلف را ندارد در حالی که ممکن است یک شاهکار ادبی باشد و بدون این که کسی
متوجه آن شود، به تاریخ سپرده شود.
وی به لزوم جدیت تهیه کنندگان سینما در امر مطالعه و پیگیری آثار ادبی اشاره کرد
و افزود : اقتباس و برداشت سینما از ادبیات، هم رمان را نجات می دهد و آن را در
گستره ای تصویری و جهان فهم به ترجمه در می آورد و هم وضعیت سینمای ایران را که از
فقر فیلمنامه رنج می برد، بهبود می بخشد.
خسروی دهکردی ، خلاء موضوعات بکر را در میان فیلم های جشنواره بیست و چهارم فجر
یادآور شد و تصریح کرد : نزدیک به چهل فیلم ایرانی در جشنواره امسال به نمایش
درآمدند که عمدتا دارای یک حرف یا موضوعات تکراری بودند. محدودیت های بودجه و اکران
و سانسور و ... را اگر کنار بگذاریم می بینیم که فیلم های امروز جز تعدادی انگشت
شمار، چندان با هم متفاوت نیستند. در اینجا داستان و رمان است که می تواند فقدان
سوژه و عدم پرداخت های درست داستانی و ساختاری فیلمنامه ها را مرتفع کند.
مدیر مسئول فصلنامه سینما و ادبیات به مرز مشترک ادبیات و سینما اشاره کرد و
ادامه داد : چند هفته پیش خبری منتشر شد که طی آن از اعطای جوایز مختلف به فیلم
تازه تولید شده " کوهستان بروک بک " سخن رفته بود. در میان اهداکنندگان جایزه، یک
جشنواره سینمایی حضور داشت، یک گروه فیلمنامه نویس و سندیکای صنفی داستان نویسان
آمریکا. آیا انجمنی از نویسندگان ایران سراغ داریم که جایزه ای از این دست به
فیلمسازان اعطا کند؟
وی افزود : خاطرم هست زمانی که محمود دولت آبادی با فیلم " خاک " مسعود کیمیایی
که از داستان او استفاده کرده بود، مواجه شد، جزوه ای تهیه کرد و در آن به فیلم
معترض شد و فیلم را تخریب کننده رمان خطاب کرد . این در حالی است که دولت آبادی
خود از شیفتگان سینماست. به هر حال این گونه بازخوردها، فیلمسازان ما را دچار ترس و
دلهره از روی آوردن به ادبیات کرده است.
نویسنده مجموعه داستان " میدان آزادی "، از آثار داریوش مهرجویی به عنوان نمونه
هایی موفق در تعامل سینما با ادبیات یاد کرد و گفت : متاسفانه در برخی افراد در هر
دو دسته نویسنده و فیلمساز، نخوتی هست که باعث می شود هم از همدیگر پرهیز کنند و هم
یکدیگر را قبول نداشته باشند. امروز فیلم ها و فیلمسازان برای نویسندگان ، و آثار
ادبی برای کارگردانان و تهیه کنندگان ناشناخته است.
این نویسنده و منتقد ادبی در خصوص نحوه اقتباس از ادبیات ، به مهرخاطرنشان کرد :
باید بپذیریم که فیلم های اقتباسی ، رمان نیستند و سینماگر ، واقعیت و رمان را
بازآفرینی می کند و برمی سازد. فیلم فیلمساز، از دریچه نگاه شخصی اش است نه زاویه
دید نویسنده ؛ پس آنچه هم که ساخته می شود عین متن رمان نیست. نویسنده باید این
مساله را بپذیرد که فیلمی که بر اساس داستان او ساخته می شود، با نگاه و تفکر دیگری
آمیخته است.
وی در پایان به رویه فصلنامه سینما و ادبیات در توجه به مقوله اقتباس و اصرار بر
ایجاد پیوند میان این دو گونه هنری اشاره کرد و گفت : تلاش ما در این نشریه بر آن
است که مقالات و نوشته هایمان دارای ارزش و بار محتوایی قابل توجهی باشد تا مخاطب
نیز برای آن ارزش قائل شود. این رویه با وجود این که به لحاظ اقتصادی و برگشت
سرمایه منفعت چندانی ندارد، منش و رویه حذف ناپذیر فصلنامه سینما و ادبیات به شمار
می رود.
|