206-44

‌گفت‌و‌گو با «اميررضا کوهستاني» نمايشنامه‌نويس و کارگردان‌ِ تئاتر پيرامون جهان‌ِ مضموني و ساختاري نمايشنامه‌هايش آفرينش تئاتري: در ستايشِ تفکر‌ِ جمعي

امين عظيمي

 

اشاره: «اميررضا کوهستاني» در اواخر دهه‌ي 70 خورشيدي با اجراي «رقص روي ليوان‌ها» چه در ايران و چه در اقصي نقاطِ جهان به عنوان صدايي تازه شناخته شد. براي او تئاتر همواره جرياني فراتر از تن دادن به کليشه‌هاي کهنه و فرسوده در صحنه بوده و با هر اجراي تازه‌اي مي‌کوشد ميلِ بي‌پايانش در مسير‌ِ کشف کردن‌ِ ظرفيت‌هاي وجودي اين هنر را به عنوان امکاني روانشناسانه و گاه جامعه‌شناسانه به نمايش بگذارد. او از طريق نوعي ميني‌ماليسم و خالي کردن فضاي صحنه، تخيل مخاطب را گسترش مي‌دهد و از اين طريق سعي در ورود به قلمرو ناخودآگاهِ ذهني تماشاگر دارد.

اين روزها کوهستاني به دليلِ سپري کردن يک دوره‌ي مطالعاتي در قلعه‌اي واقع در شهر اشتوتگارت آلمان به سر مي‌برد و همين امر شکل گرفتن‌ِ گفت‌و‌گوي حاضر را دشوار کرد. اما در نهايت امواج تلفن، اين ديدار‌ِ صوتي را ممکن ساخت تا او علاوه بر اسطوره‌زدايي از جايگاه‌ِ نويسندگان امروز، با وسواس از ايده‌هايش در مورد چگونگي خلق مضمون و نسبت آن با ساختارِ آثارش حرف بزند و همچنان که اجراهايش حسِ نابي از در لحظه بودن را دارد، کلام‌ِ او نيز انساني شک‌گرا و کاشف را ترسيم کند که در همان لحظه‌ي کنار هم قرار دادن کلمات و اداي جملاتش نيز به بي‌پيرايه‌ترين شکل ممکن در حال فکر کردن و فکر کردن و فکر کردن است.

***

*براي هر نمايشنامه‌نويسي سرچشمه‌هايي هست که ايده‌هاي مضموني و ساختاري آثارش را از آنجا مي‌گيرد. ريشه‌هاي  تئاترِ اميررضا کوهستاني به کجاها مي‌رسد؟

نظر‌ دهی مسدود شده است.