۶۰-۲۱۷

گفت‌وگو با ژیل دلوز در مورد آثار «پاسخ هایی به مجموعه‌ای از پرسش‌ها»۱ آرنو ویلانی

مهدی رفیع
آرنو ویلانی (۱۹۴۴) فیلسوف و شاعر فرانسوی است. او در شهر نیس زندگی می‌کند و سال‌هاست که در مقاطع دبیرستانی و دانشگاهی فرانسه تدریس کرده است. نخستین اثر او کافکا: گشودگی وجودی (۱۹۸۴) به نظر می‌رسد گرایش‌های متمایز او به خوانشی خاص از هایدگر را پیش‌بینی می‌کند. ویلانی بعدتر کتاب زنبور و گل ارکیده، جستاری در باب ژیل دلوز (۱۹۹۹) را منتشر می‌کند که به مجموعه‌ای از گفتارها درباره‌ی دلوز و بعضی مکاتبات ویلانی با او و مصاحبه‌ای با دلوز اختصاص دارد. او در سال ۲۰۰۳ به همراه روبر ساسو کتاب اصطلاحات ژیل دلوز را انتشار می‌دهد. ویلانی مترجم بعضی از آثار آلفرد نورث وایتهد از جمله، متن مهم فرآیند و واقعیت به زبان فرانسه نیز بوده است. او مباحثی فلسفی در مورد شعرهای پارمنیدس هم دارد و در این مورد کتاب پارمنیدس، «در پنج مفهوم» (۲۰۱۲) را منتشر کرده است، که نشانی است از گرایش ویژه‌ی فلسفی-شاعرانه او. اثر متاخر او درباره‌ی دلوز با عنوان منطق دلوز در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است. ویلانی در سال‌های اخیر کتب دیگری را نیز منتشر کرده است، با این حال و به رغم پیشینه و نگاه خاص او در مورد آثار دلوز، نوشته‌هایش در جهان انگلیسی‌زبان، به جز مواردی معدود، ناشناخته‌اند. مصاحبه‌ی حاضر نیز نخستین بار در سال ۲۰۰۷ به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
***
* شما یک «هیولا» هستید؟
هیولا[بودن] نخست و پیش از هر چیز امر ترکیبی‌بودن است. و درست است که تالیفات من درباره‌ی موضوعات ظاهراً متنوعی است. [اما]، «هیولا» معنای ثانویه‌ای [هم] دارد: چیزی یا کسی که تعیّن مفرطش اجازه می‌دهد امر نامتعین به طور کامل با آن جایگزین شود (برای مثال هیولایی در گویا۲). در این معنا، تفکر یک هیولاست.
* به نظر می‌رسد فیزیس۳ [طبیعت] نقش برجسته‌ای در آثارتان ایفا می‌‌کند.
حق با شماست. بر این باورم که حول ایده‌ی خاصی از طبیعت دور می‌زنم. اما، همچنان به این موضوع نرسیده‌ام که این انگاره را به طور مستقیم مورد بررسی قرار دهم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.