۷۲-۲۰

گفت‌وگو با وودی آلن

گردآوری، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده

وودی آلن بارها به زندگی و مرگ و کودکی‌اش در این گفت‌وگو اشاره می‌کند. او به عدم قطعیت پدیده‌های این جهان ایمان آورده است و به راحتی خود را به سخره می‌گیرد. کاری که کمدین‌ها در آن چیره‌دست هستند. ما او را باور می‌کنیم چون در اوج سادگی از حقیقت درونش می‌گوید. وقتی به ما می‌قبولاند برای او راحت‌ترین کار ساختن فیلم در نیویورک است و تماشای بیسبال.

او جهان و معادله‌هایش را سهل و ممتنع یافته است و دیدگاه او بدون شک قابل درنگ و خواندنی‌ست به خصوص هنگامی که سراغ ادبیات می‌رود و از نوشتن می‌گوید و مجله‌ی نیویورکر.

شاید او بهتر از همه‌ی ما می‌داند راز ماندگاری و خلاقیتِ ناب در سادگی بی‌رحمانه‌ی طنز است.

* شما الان هشتادساله هستید و مرگ و نیستی درونمایه کارهای اولیه شما بوده است. آیا هنوز هم نگران این مسئله هستید؟

خب بله، ابتدا در پنج‌سالگی این مسئله مرا ناراحت می‌کرد اما بعد در تمام طول زندگی این غصه با من بوده است. تنها کاری که می‌شود کرد این است که سعی کنید آن را از ذهن خود کنار بزنید و فقط به این امر دقت کنید که مثلاً آیا می‌توانم یک صحنه خوب برای فلانی در این فیلم بسازم. روی مسائلی تمرکز کنید که اگر در آنها موفق هم نمی‌شوید بتوانید آن را ادامه دهید. اگر روی مرگ تمرکز کنید قطعاً بازنده‌اید.

*معمولاً شما از نگاه دیگران آدمی عصبی، معتاد به کار، معذب و گوشه‌گیر به نظر می‌رسید که قادر به لذت‌بردن نیست. واقعاً همین ‌طور است؟

احتمالاً حقیقت در مورد من چیزی در میانه است. نویسنده‌ها مایل‌اند روی بعضی خصوصیات تاکید کنند تا تصویر جالب توجهی بسازند. من برای کاری که دوست دارم پول می‌گیرم و این کار اساساً نوشتن و گاهی هم ‌بازی‌کردن است. مشکلاتی هم با ساعات بیکاری دارم. خیلی اهل مسافرت، ییلاق، قایق‌سواری، تعطیلات و کلاً چیزهایی که مردم اوقات خوشی با آنها دارند، نیستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *