۶۰-۱۲

گفت‌وگو با لوک بسون به بهانه «بانو»، «والرین» و «بازنشستگی» از خط خارج نشوی، به بهشت می‌روی

بهروز سلطانزاده.
شاید مهم‌ترین ویژگی «لوک بسون» صداقت او در ابراز نظر و عقاید وی درباره‌ی سینما و خودش و جامعه‌اش باشد. فیلمسازی که می‌گوید احساس قدرت نمی‌کند و وقتی از او درباره اعتماد به نفس و قدرت می‌پرسند شجاعانه به نوزده‌سالگی و بی‌پولی‌اش اشاره می‌‌کند و می‌گوید: «قدرت از باور انسان ناشی می‌شود.» او از پانزده‌سالگی نوشتن را آغاز کرده است و دوست دارد مخاطبان او از پشتکار و شجاعتش سخن بگویند. اما در عین حال آن قدر واقع‌بین است که می‌داند کارهای بزرگ را نمی‌تواند به تنهایی انجام دهد. و اوج روحیه تعاملی و تاثیرپذیری او را وقتی بهتر درک می‌کنیم که متوجه می‌شویم خود را وامدار لوکاس و اسپیلبرگ می‌داند و هیجان‌زده است که بر تارانتینو اثر گذاشته است. فیلمسازی که دغدغه‌اش خشونت، زن و قدرت است. لوک بسون همچنین بدون رودربایستی می‌گوید که مجذوب زنان است. چون مردان نمی‌توانند به جهان هستی ببخشند. و به همین دلیل عمری را به شکار، جنگ و تملک گذرانده‌اند.
***
*غیر از «آنگ سان سوچی» قهرمان‌های زن زیادی در فیلم‌های شما حضور دارند. چه چیز در زن‌ها برای شما جالب است.
زیباترین کاری که می‌توان در زندگی انجام داد به وجود‌آوردن یک موجود بشری است. من مجذوب زنانم به خاطر این مزیتی که مردان هرگز نخواهند داشت. ما عمرمان را به شکار، جنگ و تملک می‌گذرانیم و این در مردان فقط از اینکه نمی‌توانند هستی ببخشند ناشی می‌شود.
*‌امروز شما مرد قدرتمندی هستید. این به شما اعتمادبه‌نفس می‌دهد؟
من احساس قدرت نمی‌کنم. در واقع از مفهوم اشتباهی استفاده کردید. وقتی من «آخرین نبرد» را ساختم، ۱۹ساله و بی‌پول بودم. با ‌وجود این آن را ساختم. قدرت از باور انسان ناشی می‌شود.

نظر‌ دهی مسدود شده است.