100-54

گفت‌وگو با فرشاد فدائیان درباره‌ی مستند «این بامداد خسته» مستندسازی آن‌سوتر از یک شناساگر و شناس‌آور

کیارش آهنگر

نشان‌دادن تا گفتن. نوشتن به جای حرف‌زدن. این‌ها ترجیحات مستندسازی است که در نشست پس از فیلم برای این که تکراری حرف نزده باشد و سوال‌های پرسیده‌نشده را پاسخ دهد، حاضران را به خواندن برگه‌های آماده‌شده‌ از مصاحبه‌های پیشین‌ دعوت می‌کند. با دقت گوش می‌دهد، بی‌جهت به نشانه‌ی تایید سر تکان نمی‌دهد و روی چینش و رسم‌الخط واژه‌ها هم حساس است. برای مصاحبه‌کننده این‌ها و بیش از این‌ها یعنی دعوتیم به یک مراسم رقص! رقصی نه آنچنان (!) میانه‌ی میدان برای کشف و شناخت هر چه بیشترِ انسـانی که این‌جا، در ایـران، فیـلم، فیـلمِ مسـتند می‌سازد. البته اگر آهنگ مصاحبت، همچنان مصاحبه‌شونده را خوش بیاید و سر پا نگه دارد!

*اغلب مستندهای پرتره در ایران فاقد نگاهِ پدیدارشناسانه به سوژه (فرد) هستند. عمدتا با مستندهایی طرفیم که دیگران درباره‌ی یکی (بیشتر خوب) حرف می‌زنند تا این که با حرکت در طول، عرض، عمق و ارتفاعِ سوژه فرصت کشف و شناخت به مخاطب داده شود. نگاه شما نسبت به این اوضاع چگونه است و چقدر در هنگام یا قبل از ساخت به این مقوله نظر داشتید؟

درست‌کردن مستند پرتره، دقت، وسواس و حساسیت ویژه‌ای را طلب می‌کند. کارکردن با مردمان معمولی که با حساب و کتاب معمولی دنبال زندگی خودشان هستند آنقدر سخت نیست که کارکردن روی آدمی مثل شاملو.

نظر‌ دهی مسدود شده است.