۶۹-۱۱۸

گفت‌وگوی نیما حسنی‌نسب با حمید نعمت‌الله درباره زندگی، سینما و «شعله‌ور» / سینما عملی است مقدس و خوشم نمی‌آید کسی باهاش شوخی کند

حرف‌زدن با حمید نعمت‌الله قطعاً در محدوده سینما باقی نمی‌ماند و همیشه بحث‌ها از فیلم و سینما به زندگی و بالعکس در رفت‌وآمد دلپذیری است. شاید به همین دلیل، مصاحبه با او به قصد رمزگشایی فیلم یا توضیح کارهایش به سرانجام مطلوبی نمی‌رسد. او شاید بیش از هر فیلمساز دیگری در این سال‌ها در جست‌وجوی نسبت مشخص و معناداری میان واقعیت و سینما بوده و کوشیده راه‌هایی برای ترکیب و تلفیق تجربه زیسته و درام تخیل‌شده پیدا کند که آثارش را بیش‌ از اغلب نمونه‌های مشابه سالیان اخیر به صفت مبهم و پرمناقشه اما کار راه‌اندازِ «سینمای اجتماعی» در مفهوم درست و دقیق کلمه نزدیک کرده است. سینمایی که ارتباطش با وضعیت امروز را به تعبیر خودش از غُر و ناله‌های جهان‌سومی دور می‌کند و هم در مضمون و هم اجرا شکل و شمایلی استاندارد و کیفیتی چشمگیر به آن می‌بخشد. همه اینها از احترام و منزلت سینما در ذهن نعمت‌الله می‌آید و در تمام این سال‌ها کوشیده و موفق شده با همه موانع جدی و بن‌بست‌های ظاهری موجود در مناسبات تولید و پخش سینمای ایران، همچنان لجوجانه و رندانه به راه خودش برود. من این لجاجت را، این مسیر را، منزلگاه‌ها و ایستگاه‌هایش را بسیار دوست دارم و مشتاقانه چشم‌انتظارِ تداوم حرکت دلچسب و رو به رشدش در این راه پر‌سنگلاخ هستم. در بیش از دو ساعتی که با هم به بهانه اکران شعله‌ور حرف زدیم، اغلب اوقات یادمان ‌رفت که این قرار است به گفت‌وگویی برای انتشار تبدیل شود؛ از هر دری گفتیم و سعی کردیم زمان و موقعیت را برای خودمان جذاب و دلپذیر کنیم. آنچه می‌خوانید (می‌خوانید؟) بخش‌ها و تکه‌هایی از این دو ساعت گفت‌و‌شنود است که مهم‌ترین ویژگی‌اش همان رفت و برگشت و داد‌و‌ستد و مکالمه میان سینما و زندگی است. همان کاری که همه‌مان همیشه مشتاق انجامش بودیم و برای تحققش کوشیدیم؛ سینما به مثابه زندگی، اما دراماتیک و زیبایی‌شناسانه و سرگرم‌کننده و عمیق. این اکسیری است که هر فیلمسازی به آن دست پیدا کند، بی‌شک دست به خاک هم بزند روی پرده سینما طلا خواهد شد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.