۷۲-۲۷۵

گستره زمان و مکان در رمان «آلوت» / با حضور فرشته احمدی، کامران سپهران، امین حسینیون، امیرحسین خداوردی / این راوی حدش را نمی‌شناسد

فرشته احمدی: در میان رمان‌هایی که در سال‌های اخیر نوشته شده‌اند «آلوت» نوشته امیرخداوردی چندان با جریانات اصلی داستان‌نویسی امروزمان همسو نشده و راه خودش را رفته است. جسارت نوشتن درباره تاریخ چهارصدساله منطقه پر‌آشوب خاورمیانه، نزدیک‌شدن به محدوده‌هایی ممنوع همچون اختلافات مذهبی که همواره عامل مهمی در خط‌کشی‌های سیاسی بوده است، سرک‌کشیدن به زندگی یکی از رهبران سلفی و تندرو منطقه، متصل‌کردن زندگی امروز به گذشته، اشراف نویسنده به مسائل مذهبی و جسارتش در بر هم‌زدن قواعد رایج باعث شد تا گمان کنیم گفت‌وگو در مورد «آلوت» حتی اگر به حل اختلاف نظرها در مورد سبک و سیاق این رمان، میزان اهمیت و موفقیتش منجر نشود، زمینه‌هایی جذاب را برای بحث و تبادل نظر فراهم می‌سازد. آیا الوت به سیاق رئالیسم جادویی نوشته شده است؟ می‌توان به آن به عنوان کلاژی جغرافیایی‌-تاریخی نگاه کرد؟ میان آشوب حاکم بر داستان با آشوب منطقه رابطه‌ای ساختاری وجود دارد؟ آیا آلوت رمانی ضد‌امپریالیستی است؟ چقدر توانسته شرایط امروزمان را بازنمایی کند؟

در این میزگرد تلاش کردیم به برخی از این سوال‌ها پاسخ دهیم.

***

فرشته احمدی: آنطور که روال نشست‌های سینما و ادبیات پیرامون داستان فارسی و رمان‌های معاصر است، قصدمان پرداختن به نقاط ضعف و قوت و دیگر مسائل صرفاً تکنیکال یا داستانی نیست بلکه تلاش می‌کنیم به موضوعات و سوژه‌هایی بپردازیم که بهانه‌ای ایجاد کرده‌اند برای قصه‌پردازی و اشاره‌ها و بحث‌های ساختاری که اصولاً در جهت کشف رابطه فرم و موضوعات مطرح‌ شده و بررسی تناسب میان این دو، مطرح می‌شوند.

در مورد رمان «آلوت» به نظرم مهم‌ترین نکته، طرح مسائل روز منطقه در بستری نه چندان رئالیستی است. منطقه‌ای که تاریخی ویژه دارد و تاریخش مالامال از اختلافات قومی، سیاسی و مذهبی است. پرداختن به اختلافات مذهبی و تاثیری که این اختلافات بر ایجاد وحدت یا چندگانگی میان کشورهای این منطقه داشته همواره مسئله‌ای حساس بوده که هنرمندان و نویسندگان یا با احتیاط از کنارش عبور کرده‌اند یا به شکلی جانبدارانه و غلوآمیز طرحش کرده‌اند. نکته دیگر که هم ذیل همین مسئله و هم به عنوان موضوعی مستقل می‌شود درباره‌اش حرف زد، توجه به لایه‌های پنهان داستانی است. اصولاً حرف‌زدن در مورد مسائل حساس در جوامع مختلف و زمان‌های مختلف یکی از دلایل ایجاد فرم‌های نمادین یا سمبلیک و دوری‌کردن از مستقیم‌گویی بوده. پنهانگویی یا اشارات غیرمستقیم حتماً دلایل سانسوری ندارد زیرا فارغ از خط قرمزهای جوامع و حکومت‌های مختلف، داشتن ساختار چندلایه و دعوت مخاطب برای کشف کُنه مطلب و ایجاد تاویل‌های مختلف، اصولاً شیوه هنر مدرن است. عدم صراحت و دور‌زدن موضع به جای اشاره مستقیم به آن، سوای حساس‌بودن یا نبودن سوژه امکانی است فرمی که باعث بسط ایده مرکزی می‌شود و غیره و غیره. فکر می‌کنم شاید بشود با این مقدمه و از دریچه این مباحث در مورد «آلوت» صحبت کنیم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.