۷۱-۸۴

گدار، مسئله‌ی سینما / سینما، مسئله‌ی گدار

امید روحانی

یک

دوست داشتم «بازخوانی»ها را، همان‌طور که از ادبیات و تدوین شروع کردم، بر همان منوال می‌رفت، و مثلاً به عشق واقعی من «لومی‌یر» می‌رسید که من برای بار سوم کشفش کردم اما این روال اگر قرار بود تاریخ‌بردار باشد، شاید هیچ‌وقت به انجام نمی‌رسید و نمی‌شد، پس به دلم و به علایق متنوعم رجوع کردم و فکر کردم سرانجام روال تاریخی و منطقی‌اش را پیدا می‌کند، چه من بکوشم و چه نکوشم. پس همین‌طوری که دلم می‌خواهد و بر اساس یافته‌ها و دغدغه‌ها و گرایش‌های متنوعم پیش می‌روم.

دو

میان علایقم، ژان-لوک گدار، فیلمساز فرانسوی، متولد ۱۹۳۰، جایی ویژه دارد. پنهان نمی‌کنم که به نظرم یکی از دو سه نفر خلاق و نابغه‌ی این هنر عجیب و استثنایی، یعنی سینماست. فکرهایی بلند داشتم، برای تبدیل‌شدن به یک کتاب اما محتاج تمرکز و دقتی و وسواسی که میسر نمی‌شد. تمرکز که در این روزها و شب‌ها سخت به دست می‌آید، وسواسی که یعنی باید برای بار سوم و چهارم بنشینم و بیش از صد فیلم او را با دقت ببینم و فیش‌برداری کنم که دارم می‌کنم. فعلاً این مسوده را بخوانید به این امید که روزی این به آن کتابی که می‌خواهم تبدیل شود که مشکوکم.

سه

اینها فکرهای بلند است، ویراسته‌نشده، خام و پالایش‌نیافته. می‌دانم که جای یک بررسی سامانمند و ویراسته را نمی‌گیرد، اما تحفه‌ای سبز از سوی درویش.

۱

ژان‌-‌لوک گدار همیشه موضوع سینما بوده است. گدار، کمابیش‌- ‌پنجاه سال است که موضوع سینماست. گدار، کمابیش پنجاه سال است که به هر شکل و وسیله‌ی ممکن، به هر طریق و روش، با هر تمهید و دستاویزی کوشیده است تا موضوع سینما باشد. سخت‌کوشی غریزی و حیرت‌انگیزی، همراه و همگام با جسارتی اعجاب‌انگیز و آگاهی هوشمندانه‌ای که تنها از یک روشنفکر مبارز و آرمان‌گرای دهه‌ی شگفت‌انگیز و فراموش‌نشدنی ۱۹۶۰ می‌آید. جدی‌بودن و روحیه‌ی تجربه‌گرای ذهنی مدام پوینده و کنجکاو و پرسشگر، سرمایه‌ی کافی برای این بلندپروازی‌های این سینماگر محقق پویای سینما‌زده بوده است و چگونه: از طریق نقدها و نوشته‌های تحلیلی چالش‌برانگیز او در سال‌های کایه‌ دو سینمای دهه‌ی ۱۹۵۰ و تعمق در گونه‌های سینمایی و تعیین و تبیین شخصی و فردی مولفه‌های کاربردی و تحلیل و وضع مبانی زیبایی‌شناختی سینمای به زعم او مولف از دیدگاه شخص او و سپس در دوره‌ی دوم فعالیت هنری‌اش از طریق ساختن فیلم‌های گوناگون و به شدت متفاوت و اغلب غیرمتعارف با جریان‌های سینمای روز در هر دو سوی آب‌ها در طی شش دوره (در یک نگاه کلی و اجمالی) مشخص سینمایی‌اش، و از طریق پرتاب‌کردن جمله‌های قصار دهان‌پرکن و اعجاب‌انگیز و شعارگونه برای مطرح‌بودن و تداوم‌بخشیدن به دهه‌ی باشکوه ولی پایان‌یافته و فناشده‌ای که او و همه‌ی هم‌نسلان و همه‌ی آرمان‌گرایان پر از امید و پر از بلندپروازی‌های شادمانه و باطراوت می‌خواستند استقرار و قوام سازمان‌یافته و منکوب‌کننده‌ی جهان را به یک‌باره بر هم زنند و جهانی نو و بی‌نقص، مدینه‌ی فاضله‌ای تازه بر اساس نفی ارزش‌های مستقر شرقی‌-‌غربی بسازند، از طریق تردید در همه‌ی مبانی فکری و عقیدتی جهان و تبدیل‌شدنش به یک روشنفکر جامع‌الاطراف، کنجکاو، پرداختن به همه‌ی هنرها و تفکرات و اندیشه‌های کهن و معاصر و پرداختن به همه‌ی موضوع‌های بشری در قالب و بستر یک زبان متکثر، اندکی پیچیده که در طی نیم‌قرن پیچیده‌تر و پیچیده‌تر شد و گهگاه حتی غیرقابل دسترس و کم‌کم «غیرسینمایی» در فیلم‌های جدیدی که دیگر تنها خود او و اندک طرفدارانش قادر به حل معماهای آن هستند، از طریق پرداختن و به کار‌بستن همه‌ی قالب‌ها، فن‌ها و وسیله‌های روز و غیرروز سینمایی در تمام طول این پنج دهه‌ی متلاطم تاریخی و هنری از طریق طرح مداوم پرسش‌هایی درباره‌ی ساختار سینما، زیبایی‌شناسی و چهارچوب تصویر و ارائه‌ی نظریه‌هایی درباره‌ی ماهیت تصویر که از طریق درس‌ها، سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها و بیانیه‌های اغلب بسیار اجمالی، همچنان پیچیده، هنوز تبیین‌نشده و اغلب خشمگینانه و معترضانه، همراه با یأس فلسفی ابراز می‌شود.

نظر‌ دهی مسدود شده است.