۶۰-gray-222

گتاری و دلوز: فراسوی فلسفه‌ی معاصر فرانسه

مهدی رفیع

«دیوار‌ها ابژه‌هایی تمام‌عیار برای نمایش چیزها بر روی خود‌اند، صحنه‌هایی که معنای “فراسو” و حبس را به هم می‌پیوندند.»
(رضا نگارستانی)

رژیم‌های جنون‌: دلوز-گتاری علیه ساختارگرایی، پدیده‌شناسی و فلسفه‌ی تحلیلی
کتاب ناممکنی پدیده‌شناسی: درباره‌ی فلسفه‌ی معاصر فرانسه (۱۹۹۵) اثر اریک الّی‌یز مداخله‌ای است در تقسیم‌بندی نهادی فلسفه در فرانسه به دو بخش پدیده‌شناسی و تحلیلی. این اثر یکی از نخستین آثاری است که رابطه‌ی دلوز را با پدیده‌شناسی بررسی می‌کند، پیش از آنکه فیلسوفانی چون آلن بولیو در کتاب دلوز و پدیده‌شناسی (۲۰۰۴) به این مسئله بپردازند. دیدگاه الّی‌یز در مورد قرار‌دادن دلوز در چارچوب جریان پدیده‌شناسی کاملاً انتقادی است، و این موضع شاید تا حدودی به این مسئله بازمی‌گردد که نحوه‌ی برخورد دلوز (و گتاری-دلوز) با ویروس سهH‌ (هگل، هوسرل و هایدگر) غالب در فلسفه‌ی معاصر فرانسه به وضوح فاصله‌گذارانه و هستی‌شناسی‌شان نوعی «تجربه‌گرایی استعلایی» در مقابل «سوبژکتیویته استعلایی» در این جریانات است. همه‌ی کتاب‌هایی که دلوز در دوره‌ی نخست آثارش، یعنی تا ۱۹۶۹، تالیف کرده است به نحوی مداخله در جریان‌های غالب فلسفه‌ی فرانسه‌اند. حتی زمانی که دلوز به «پرتره‌های فلسفیِ» مازوخ، برگسون، پروست و… می‌پردازد، تحلیل او مداخله‌ای خلاقانه و برهم‌زننده در تفاسیر غالب است.
فلسفه‌ی فرانسه تا پیش از ۱۹۴۵ متاثر از چندین رویکرد اصلی است: پدیده‌شناسی، مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم سارتر. در این میان رویکردهای حاشیه‌ای‌تری چون روانکاوی، فلسفه‌ی برگسونی و… نیز وجود دارند، که بعضی‌شان مانند روانکاوی پس از جنگ به تدریج به جریانات مسلط‌تر فکری دهه‌های بعد بدل می‌شوند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.