ALL-69

کهنه‌زخمِ سر بازکرده‌ی خزان درباره‌ی «سونات پاییزی»

سعیده طاهری، بابک کریمی

۱
«سونات پاییزی» اینگمار برگمان، در کنار سایر فیلم‌های خانوادگی او همچون «بحران» (۱۹۴۶)، «مصائب آنا» (۱۹۶۹) و «فریادها و نجواها»، روایت پریشانی و گسستگی پیوندهای ناگزیر درون‌خانوادگی است، وابستگی‌هایی که در آنها هرگونه جنایتی به‌نام عشق مجاز است. سونات هندل همراه با رنگ‌های چشم‌نواز پاییزی در عنوان‌بندی آغازین، فیلمی گرم و دلنشین را نوید می‌دهد، غافل از اینکه سوز سرمای استخوان‌سوزش که گاه ذره‌ذره و گاه فوج‌فوج از خلل‌وفرج آن به بیرون نشت می‌کند، در کنه جانمان می‌نشیند و تا مدت‌ها پس از تماشایش رهامان نمی‌کند.
برگمان در فرم روایی «سونات پاییزی» از فرم سونات پیروی می‌کند و با این فرم موسیقایی بر تصاویر می‌نوازد. سونات قطعه‌‌ی موسیقی‌ای است که معمولاً برای یک ساز نوشته می‌شود و شامل دو تا چهار موومان در یک کلید است، اما با تنالیته‌های مختلف و گاه متضاد. فرم موسیقی سونات نیز مانند ساختار اولیه‌ی روایت کلاسیکِ داستانی از سه مولفه‌ی ضروری مشابه تشکیل شده است: شرح، بسط و نقطه‌ی اوج، پایان. در «شرح»، دو تنالیته‌ی متضاد ارائه می‌شود، که در «توسعه و نقطه‌ی اوج» بسط می‌یابند و تنش‌ و تضادهاشان اوج می‌گیرد و در ادامه، طی «پایان» (یا به اصطلاح موسیقایی، «بند پایانی») دو تنالیته‌ی متضاد از نو در کنار هم قرار می‌گیرند و سعی در آشتی و همگرایی دارند.

«شرحِ» سونات: درآمدی بر تنالیته‌ها
بخش ابتدایی فیلم عمدتاً به شرح و معرفی دو تنالیته‌ی متضاد «سونات پاییزی»، مادر و دختر، می‌گذرد. از همان ابتدا راوی درون‌داستانی، ویکتور، همسر ایوا، شخصیت زن را هم با توصیف مستقیم و بی‌واسطه‌اش، و هم به نحوی غیرمستقیم، از طریق خواندن سطوری از کتابی که سال‌ها پیش نوشته، برایمان آشکار می‌کند: ایوا هر روز زندگی را تمرین می‌کند، تمرینی که بیشتر به تقلایی می‌ماند در جهت تطبیق و مدارا. او همچنان به هیئت دختربچه‌ای منزوی و تنها و بی‌اعتماد باقی مانده، کودکی ناتوان که مدام منتظر تأیید‌شدن از سوی «والد‌» است. ایوا همچون بندبازی مبتدی و کارنابلد دست‌وپا می‌زند تا خود را لرزان‌لرزان روی ریسمانِ زندگی نگه دارد و سقوط نکند. مرگِ فرزند کوچکش و بیماری مهلک و پیش‌رونده‌‌ی خواهرش، هلنا، بارها این ریسمان را تا آستانه‌ی گسیختگی فرسوده، اما او کماکان تلوتلوخوران، افتان‌وخیزان، پیش رفته است. ایوا دردپذیر است، در مواجهه با آن منفعلانه می‌ایستد تا جانش دُردِ دَرد را نرم‌نرمک مزه‌مزه‌ کند و با آن خو بگیرد تا خود سراسر درد شود و وجودش خانه‌ی زخمِ‌ به چرک‌نشسته‌ای باشد که زمان ناسورش کرده و عفونتش را افزون.

نظر‌ دهی مسدود شده است.