۶۹-۱۲۶

کنگرانی به روایت کنگرانی/ گفت‌وگو با سعید کنگرانی

محسن خیمه‌دوز :

 مقدمه:

قصدمان در این گفت‌وگو نگاهی تحلیلی، انتقادی به کارنامه بازیگری سعید کنگرانی در سینما و تئاتر است. از این منظر، دانستن تجربیات سینمایی و تئاتری او در حوزه بازیگری، نه تنها برای بازیگران نسل فعلی سینما و تئاتر راهگشا خواهد بود بلکه با این بهانه، بخشی از تاریخ سینمای معاصر ایران نیز واکاوی می‌شود.

پیش از ورود به بحث و گفت‌وگو باید به یک نکته اساسی اشاره کنم. انقلاب ۵۷، یک گسست سینمایی در ایران ایجاد کرد و سینمای واحد ایران را به سینمای قبل و بعد از خود تقسیم کرد؛ تمایزی که شاید از منظر سیاسی و به نظر برخی‌ها درست باشد اما از منظر تاریخی و زیباشناسی چنین تمایزی ناکارآمد است.

یکی از پیامدهای منفی چنین تمایزی، توقف انتقال تجربیات سینمایی، از جمله تجربیات بازیگری، از یک نسل به نسل بعد است.

چهره‌های شاخص سینمای ایران، که هر کدامشان نمادی از تجربه متراکم در بازیگری بودند، هم از آفرینش هنری تازه بازماندند، و هم فقدان حضورشان، اتلاف وقت زیادی به سینمای ایران تحمیل کرد.

اگر تاریخی به سینمای ایران نگاه کنیم و نه گسست‌محور، شاید چهارمین نفر تاثیرگذار، در سینمای ایران سعید کنگرانی بود. که بعد از بهروز، فردین و ناصر، جوان‌اولِ سینمای ایران محسوب می‌شد. جوان‌اولی که توانست با تمام کارگردان‌های مطرح زمانه خودش کار کند، و اینکه موفق شد نقش‌هایی را بازی کند که دیگر سن آن سه ستاره، برای بازی در آن نقش‌ها زیاد بود.

هر چند افرادی مثل عزت‌الله انتظامی این شانس را داشتند که از این گسست عبور کنند و به بازیگری خود در سینمای ایران پیوستگی تاریخی بدهند، اما این اتفاق شانسی و فردی بود، نه منطقی و تاریخی.

از این منظر، شاید بشود گفت که سعید کنگرانی هم یکی از آن موارد استثنایی بود که هم در قبل از انقلاب در سینما به صورت حرفه‌ای حضور داشت، هم بعد از انقلاب در چند فیلم و تئاتر کار کرد. و اگر از همین منظر بخواهیم به تجربیات کنگرانی نگاه کنیم، به این نکته تلخ می‌رسیم که او در عین حال که موفق‌ترین ستاره سینمای ایران و خوش‌شانس‌ترین رقیب بهروز، فردین و ناصر بود، اما در همان حال می‌توان او را بدشانس‌ترین بازیگر سینمای ایران هم لقب داد. به یکباره نفرینِ گسستِ سینمایی بر او بارید و او را در گل‌و‌لای آن متوقف کرد. گفت‌وگو با سعید کنگرانی ضمن اینکه این سکه دو رویِ بدشانس‌ترین و خوش‌شانس‌ترین را به ما نشان می‌دهد، بخشی از ظرایف کاری او و نیز بخشی از تاریخ سینمای ایران را نیز بیان می‌کند.

یکی از اهداف این گفت‌وگو طرح این پرسش و سعی در پاسخ‌دهی به این پرسش است که آیا می‌توان از «سبک بازیگری» سخن گفت؟ و اگر آری، آیا می‌توان از سبک بازیگری کنگرانی هم سخن گفت؟ پاسخ کنگرانی به هر دو پرسش این است که بله. چنین سبکی وجود دارد.

سخن از «سبک بازیگری»، وقتی «تجربیات متراکم بازیگری» پدید آید، آن هم برای کسی که در جوانی تنها رقیب سه بازیگر اول سینمای ایران بوده، سخن گزافی نیست.

وقتی بازی یک بازیگر از مرحله «بازی احساسی» عبور می‌کند، به مرحلۀ «بازی رفتاری» می‌رسد و آن را تجربه می‌کند، و پس از آن هم به مرحله «بازی در موقعیت» می‌رسد، به طوری‌که بتواند «موقعیت‌های مفهومی-تاریخی» را بازی کند، در این صورت و ناگزیر با پدیدۀ «سبک بازیگری» هم مواجه می‌شود.

چنین بازیگرانی بنیانگذار «دیسکورس بازیگری»اند زیرا با خودشان و بازی‌شان سبک بازیگری هم ایجاد می‌کنند و بخش عظیمی از بازیگران را ناخودآگاه در فضای «گفتمان بازیگری» خود قرار می‌دهند. سینمای ایران چون امکان تاسیس «گفتار در سبک بازیگری» را نداشته، از تاریخچۀ قوی و دقیقی در «سبک بازیگری» برخوردار نیست، به همین دلیل، گفت‌وگو با سعید کنگرانی می‌تواند موثر باشد.

قرار بود نسخه نهایی گفت‌وگو را به کنگرایی بدهیم و نظرش را جویا شویم. خود او منتظر دیدن نسخه نهایی گفت‌وگویش بود و بسیار دوست داشت با چاپ این گفت‌وگو، تجربه تلخ گفت‌وگو با یکی از نشریاتی را که به نام او حرف‌هایی زدند که حرف او نبود، جبران کند.

اما باز هم مرگ، این آشنای دیرین فرهنگ مرگ‌پرور ایرانی، مهلت نداد و مُهرِ ناتمامیتِ خود را بر یکی از پرونده‌های هنری این دیار، پرونده بازیگری سعید کنگرانی، زد و رفت.

یادش گرامی.

آثارش ماندگار.

نظر‌ دهی مسدود شده است.