۶۰-۱۹۵

ژست-‌گفته‌ها، ژست-‌حرکت‌ها شمیم بهار: یک استراتژی جنگی علیه شکسته‌نویسی

خلیل درمنکی
چه کسی وقت نوشتن قلم به دهان خواهد برد؟ چه کسی وقتی به وقت نوشتن مکث می‌کند، کون قلمش را به تامل بر لب می‌نهد و ماتحت قلمش را، به تمنا، می‌بوسد؟ چه کسی قلمش را می‌جود؟ قلمخوار کیست؟ باری، اما، قلم چه ارتباطی با تب نوشتن دارد؟ سخن آغاز می‌کنیم. از «از». از قلم و میزان‌الحراره. اگر در «آزاده‌خانم» سخن از قلمی است که در هنگام نوشتن بر واژه‌ها فشار می‌آورد، قلمی چونان تعلیمی‌ای فرو‌شده در گوشت نوشته، در گوشت تن، در گوشت تن آزاده‌خانم، اینجا سخن است از قلم، البته به آرامی، از قلم، آهسته، نشسته، میان لب‌ها. از قلم چونان میزان‌الحراره. از قلم و تعلیمی به قلم و میزان‌الحراره. و البته قلمی بی‌مصداق. آیا نقاد نمی‌تواند کذاب باشد؟ نقاد نمی‌تواند از چیزهایی بنویسد هرگز نانوشته؟ نمونه‌ای در کار نیست. از داستانی مثالی ما را نیست. اما این شطح‌گویی ما را به دیدار دهان و نوشتن می‌برد. خواهد برد. در آستانه تحلیل «قلمرو دهان». «شمیم بهار» یک ماشین روایی بسیار پیچیده، یک ماشین روایی بسیار دقیق رئالیستی، دقیق‌تر، یک ماشین روایی بسیار دقیق حادرئالیستی خلق کرده است. ماشین روایی «تلفن-‌دهان». تلفن با دهانی‌اش، با گوشی‌اش. هیچ الگوی روانکاوانه‌ای در کار نخواهد بود. این ماشین یک ماشین دهانی-‌مقعدی نیست. همان است که هست.

نظر‌ دهی مسدود شده است.