۷۷-۱۶

ژست‌های تهی / میمسیس و انقیاد در سینمای لانتیموس کارلو کُماندوچی

ترجمه: صالح نجفی

چکیدۀ مقاله

اصلاً اغراق نیست اگر بگوییم ژست است که حدود و ثغور دنیای سینمای یورگوس لانتیموس را تعریف می‌کند. سکانس‌هایی در فیلم‌های او هست که سربه‌سر شخصیت‌ها را در حال اجرای ژست‌هایی پیچیده و دلبخواه تصویر می‌کند، شخصیت‌هایی که گاهی از طریق یک رشته حرکت‌های سازمان‌دهی‌شده سناریویی را اجرا می‌کنند که استخدام شده‌اند تا نقش‌های مکتوب در آن را بازی کنند و بدین‌ترتیب فانتزی‌های شخصی دیگر را شرح و بسط دهند یا خود را به چهرۀ عزیز ازدست‌رفتۀ کسی دیگر درآورند و ادای او را درآورند. خود زبان بسیاری وقت‌ها در ژست‌ها خلاصه می‌شود- بدل می‌شود به نقش‌بازی‌کردنی سطحی و وسواسی و تهی، حرکتی نه‌تنها عاری از معنا بلکه خالی از عاطفه و احساس نیز. خودکاری (اتوماتیسم) و تکرار، علامت دیگر این دنیای غریب است و تصورات معمول از ژست را زیر سوال می‌برد، یعنی ژست به‌منزلۀ پدیده‌ای تماماً زیباشناختی یا ذاتاً رهایی‌بخش. خودکاری و تکرار بر درهم‌تنیدگی ناگزیر ژست با قدرت و انقیاد تاکید می‌گذارند. به نظر می‌رسد شخصیت‌ها تکاپوهای زندگی و عشق و سوگواری را تمرین می‌کنند یا متحمل می‌شوند و احساس‌های خویش را به‌طور واقعی تجربه یا بیان می‌کنند……

نظر‌ دهی مسدود شده است.