۶۳--۵۴

چه بسا که موسیقی چو دریا می‌فریبد مرا!۱ درباره‌ی «آهنگ به آهنگِ» ترنس مالیک

سعیده طاهری، بابک کریمی

۱
اگر روایت را به گویی شیشه‌ای تشبیه کنیم، ترنس مالیک در فیلم‌هایش این گوی را برمی‌دارد و بر زمین می‌زند و می‌شکند، چنان‌که هزارتکه می‌شود و هر تکه‌اش به جایی می‌افتد- از این رو است که روایت‌ آثار او چیزی فراتر از عدم انسجام و پیروی از خط روایت کلاسیک است. سینمای مالیک را می‌توان مابه‌ازای سینماییِ جریان سیال ذهن۲ در ادبیات مدرن دانست که ویلیام فاکنر، جیمز جویس و ویرجینیا وولف از شاخص‌ترین نویسندگان آن‌اند. در جریان سیال ذهن، رشته‌ی کلام به دست شخصیت‌های رمان داده می‌شود و بدون دخالت و معرفی و تحلیل نویسنده، روایت با صدای درون و جزر و مد درونی آنها پیش می‌رود. زبان گنگ، بی‌وقفه و لحظه‌به‌لحظه، بی‌هیچ نظم زمانی از اعماق ذهن که در آن خاطره‌ها، رویاها، حس‌ها و تجربه‌ها باهم درآمیخته است، رویدادها را بازگو می‌کند و از خلال آنها، روایت قوام می‌یابد. تداعی‌ها جایگزین نظم روایی می‌‌شوند و سیلان ذهن شخصیت‌(ها) میدان را به دست می‌گیرد. شخصیتی نجواکنان گذشته را نقل و نشخوار می‌کند و آبشاری از کلمات و تصاویر را جاری می‌سازد که گاه خواننده در میان آنها گم می‌شود. خصلت چندصداییِ جریان سیال ذهن به شخصیت‌های مختلف داستان مجال می‌دهد که رویداد یا تجربه‌ای واحد را از دیدگاه خودشان بازگو و احساسات شخصی را در روایت‌شان دخیل کنند.۳ به همین‌ترتیب، روایت فیلم‌های مالیک بر منطقی استوار است که می‌توان آن ‌را منطق تلفیق واقعیت و رویا دانست: خیال و واقعیت چنان در‌هم تنیده می‌شوند که به قطع نمی‌دانیم آنچه می‌بینیم واقعیتی است که در دل جهانِ ممکنِ داستان روی داده یا روی می‌دهد، پاره‌هایی از تداعی‌های شخصی یا خاطره‌‌هایی‌ است که به‌یاد آورده می‌شود، یا رویا‌هایی است که در ذهن شخصیتی از شخصیت‌های داستان می‌گذرد و در بستر روایت بسط می‌یابد. قلمِ سینماییِ مالیک، دوربین او که مانند بالرین، مدام با حرکت‌های نامنظم اما موزون و معنادار از فضایی به فضای دیگر می‌لغزد، این جابه‌جایی‌های مکرر زمانی، زبانی و مکانی را ثبت می‌کند.
مالیک در «آهنگ به آهنگ» همچنان با شیوه‌ی تداعی آزاد و جریان سیال ذهن، روایت را به شکلی پاره‌پاره از دیدگاه شخصیت‌های اصلی فیلم و به‌وسیله‌ی فرم، ابزارها و تمهیدات زیبایی‌شناختی مالوف و مولف‌گونه‌‌ی خود، بازمی‌گوید: دوربینِ سبُک‌رو و لغزنده‌ای که گاه مانند مهمانی نامرئی به هزارتوی خانه‌ی میزبان، میان مهمانان، نرمانرم سرک می‌کشد و گاه همچون حجم بی‌وزنی که بر شانه‌ی باد سوار است، با حرکت‌های دوار و نامنظم، شتابناک به این‌سو و آن‌سو پرتاب می‌‌شود و گویی از سر تصادف تصاویری را ثبت می‌کند؛

نظر‌ دهی مسدود شده است.