۷۰-۱۷۸

پیوسته کردن آنچه پیوسته نیست هنر داستان‌نویس است

شهریار عباسی :  

وقتی داستان می‌‌نویسیم،‌ آنچه نمی‌نویسیم به اندازه‌ی آنچه می‌نویسیم اهمیت دارد. در اصل،‌ نوشتنِ همه چیز ممکن نیست و زیبا هم نیست. داستان‌نویس تصویرهایی می‌سازد که به لحاظ ساختاری به هم پیوسته‌اند، ولی آنچه او می‌سازد،‌ لزوماً به لحاظ مکانی، زمانی، کنشی و واکنشی پیوسته نیستند. در واقع، پیوسته‌کردن آنچه پیوسته نیست هنر داستان‌نویس است و زیبایی کارش همین است. او جهانی خلق می‌کند از ناپیوسته‌هایی که در ذهن خواننده تبدیل به یک پیوسته می‌شوند. جهان داستان، حاصل به هم‌پیوستن قطعه‌های گسسته‌ای از تجربه‌های خودآگاهانه (عینی)  و تجربه‌های ناخودآگاهانه (ذهنی) داستان‌نویس است.

اگر در جهان هستی با دقت بیشتری نظر کنیم و کمی نظریه تکامل داروین بخوانیم، درمی‌یابیم در جهان واقعی نیز فقط آنچه وجود دارد و باقی می‌ماند که ضرورت دارد. در جهان واقعی چیز اضافه‌ای نیست و تنها جسم‌ها و جان‌ّ‌هایی باقی می‌مانند که قدرت ماندن دارند و ضرورت ماندن خویش را تحمیل می‌کنند. به گمان من، این فقط نشانه‌ی استیلای قدرت نیست، ‌بلکه نشانه‌ی استیلای زیبایی نیز هست. داستان‌نویس نیز خالق جهان داستان است. او درباره‌ی هر چیزی فقط آنهایی را می‌نویسد که ضرورت دارند. وقتی قرار است شخصیتی را معرفی کند، درباره‌ی ظاهر او یا عقاید و رفتارش کمتر توضیح می‌دهد و این معرفی را به کنش‌های ناپیوسته داستانی واگذار می‌کند. نوشتن اتفاق‌ها نیز چنین است. در داستان تصویرهایی نقش می‌بندد و صداهایی می‌ماند که ضرورت دارند و خالق داستان فقط آنها را ماندگار می‌کند. در این میان، نوشتن به قدر ضرورت کافی است و زیبایی‌شناسی داستان نیز همین را حکم می‌کند. داستان محل نوشتن ضرورت‌هایی است که پیرنگ و ساختار داستان  به آنها نیاز دارد. داستان مداخله‌ی هوشمندانه‌ی نویسنده در تخیل خویشتن برای برساختن جهانی است که گرچه واقعی نیست ولی حقیقت دارد. اگر قرار است داستان جهانی باشد که با جهان واقعی رقابت می‌کند و می‌خواهد تاثیری بر ذهن مخاطب بگذارد که جهان واقعی بر ذهن او می‌گذارد (حتی بیشتر)، ناچار است از «قانون ضرورت» پیروی کند.

نکته بعدی درباره‌ی «سفید‌نویسی» مبحث زیباشناسی داستان است که با کنش ذهنی خواننده هنگام خواندن داستان ربط مستقیمی دارد. داستان هنری نیست که پس از نوشته‌شدن توسط نویسنده‌اش تمام شود. بلکه هر داستان به تعداد خوانندگان متحول و به شکل‌های متفاوتی تصویرهایش ساخته می‌شوند. داستان باید به‌گونه‌ای طراحی و نوشته شود که خواننده نیز در ساختن تصویرهای آن مشارکت کند. این خصوصیتی منحصر به داستان در برابر هنرهای دیگر به‌ویژه سینماست. وقتی فیلمی ساخته می‌شود، سازندگان فیلم (اعم از نویسنده، کارگردان، بازیگران، فیلمبرداران، تدوین‌کنندگان و…) تصویرهای مشخصی از ماجرا می‌سازند که بیننده ناچار است همان فیلم ساخته‌شده را به‌‌عنوان تنها نسخه‌ی کار هنری بپذیرد و در ذهن خود ثبت کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.