sayadat31-1jpg

پيتر گريناوي فراسوي پرده و رنگ

اميرحسين سيادت

موندريان كه آثار اولي هاش چشم اندازهاي طبيعي با شناسه هاي
سنت هلندي بودند، هر چه پيشتر رفت بيشتر از اين سنت گسست و
به منظور دستيابي به انتزاع ناب كليه عناصر بازآفريني طبيعت، عمق
و حتي خطوطِ منحني را از نقاشي كنار گذاشت تا پرده هايش در
كاملترين و نهايي ترين وضعيت به يك سلسله تركيب بندي با خطوط
سياه عمودي و افقي و سطوحي با رنگهاي اصلي و سياه و سفيد تبديل
شود. وي سبكِ خود را نئوپلاستيسيسم )نوشك لگرايي( ميخواند؛
سبكي كه به واسطه گرايشهاي عارفانه موندريان لابد قرار بود چيزي
وراي محسوسات و واجد معاني بسيار باشد. شايد دليل اصلي طعنه
بكت به آثار موندريان، ناسازگاري ابدي او با شارلاتانيسمي باشد كه
فقر فرم و بي معنايي را به عنوان چيزي غني از «معنا » وانمود ميكند
و از ناتواني بازنمايي واقعيت «آ نگونه كه هست » توانگري ميسازد.
بكت ناقد جدي عق لگرايي دكارتيست كه غايتش عقلاني ساختن
جهان بر اساس نظامي از بازنما ييست و يكي از بارزترين جلوه هاي
آن تاريخ نقاشيست؛

نظر‌ دهی مسدود شده است.