54

پنجاه و چهارمین شماره فصلنامه سینما و ادبیات منتشر شد

سخنی با خوانندگان

هنرمند شعر و عشق و انسانیت را در وانفسای تنهایی، فقر و قهری که بر سر انسان قرن سرما، سایه افکنده به اشتراک میگذارد. اغلب با کودک آغاز میکند و درباره کودک و یا برای او میگوید. اگر میازاکی، اگزوپری یا کیارستمی ماندگار میشوند رازشان در صداقت است که از گام اول و با کودکانههایشان آمده و… تخیل! آنچنان که گاه تصاویری را که مخاطب میبیند اصلا بر پرده نیفتاده، بلکه امتداد ذهن مولف است که بر سپیدی و شفافیت ذهن مخاطب اثر کرده است. اتفاقا خطر همینجاست. سلطهگر هم با هلدادن مخاطب به دوران کودکی و پرواز پرنده خیال، بر ذهن بکر مخاطب نوجوان آوار میشود. میترساندش، ترس از عداوتی که نه پایان میپذیرد و نه درکشدنی است. این اضطراب از انسان غریب و تنهای قرن سرما، بره و برده کوچکی میسازد که با اعزام ناجیانی چون راکی و فرانکی و رمبو قابل هضم میشود و این بار از تاریکی پرچم سیاه یکی به سوسوی ستارههای پرچم دیگری پناه میبرد یا برعکس با دندانهای بههم فشرده خود را وقف انتحار میکند. هایائو میازاکیا ما هنرمندیا ست متفاوت،ا و صلحطلب به معنای رایجش نیست عاشق طبیعت به معنای واپسگرایش نیست، مخالف سرمایهداری است ولی ستایشگر فقر نیست. با دست و روی کاغذ کاراکترهایش را میآفریند ولی شیوه عمل دوبعدی و دستیاش به معنای نفی کامل رایانه و فناوری نیست. میازاکی کسی است که صفت «هنرمند ژاپنی» برازندهاش است. انیمه ژاپنی که میراث یوکیوئه و مانگا )کامیکبوک(ی باستانی ملت ژاپن است، در دستان میازاکی جهانی شده، انسانی شده و آثارش برای کودک و بزرگسال دنیایی واقعی و فانتزی توامان هدیه میکند. جادو و موجودات ترسناک عینیتی ملموس دارند و عاقبت در خدمت انسان امروزی در میآیند. صحبت از گذشته و بهرهبرداری از بستر تاریخ دو اتهام همیشگی را به سوی هنرمند نشانه رفته است. اول آنکه علاقه به تاریخ میتواند ناشی از نگاه واپسگرا و ستایشگر پسرفت باشد و دوم آنکه هنرمندانی که کار تاریخی میکنند اغلب با اتهام تحریف تاریخ به ویژه از سوی مورخان روبهرو هستند. میزگرد و مقالات سینمای ایران را به درام تاریخی اختصاص دادهایم. صرفنظر از پرهزینهبودن تولیدات تاریخی در دوران بحران سرمایه در سینمای ایران، چگونگی به کارگرفتن تاریخ را به گفتوگو نشستهایم. دکتر علی رفیعی که با آثار موفقی چون «خاطرات و کابوسهای یک جامهدار از زندگی و قتل میرزاتقیخان فراهانی» در عرصه نمایش ایران تالیف و اجرای کارهای تاریخی را تجربه کرده، در پاسخ به پرسشهای جواد طوسی بهکارگیری تاریخ -تنها به کارگیری آن- به عنوان بستری برای روایت را ناشی از دلایل گوناگونی میداند که یکی و شاید مهمترین آنها گریز از روزمرگی و نیاز هنرمند به استفاده از عناصر و مولفههای آشنا در روایت )توام با آشناییزدایی( است. بهر هگرفتن از تاریخ میتواند موجب خلق رمزگان مشترک بین مخاطب و مولف شود که اصلیترین هدف مولف است. جالب آن که موضوع تاریخ و تاریخینگاری در ادبیات داستانی که در همین شماره در بخش ادبی نیز به بحث گذاشته شده در میزگرد و مقالات این بخش هم از زوایای دیگری مورد کنکاش قرار گرفته است. روایت تاریخی و روایت ادبی دو مبحث مستقل از هم هستند که دائم در کشمکش با یکدیگرند. واقعیت تاریخی همانند انواع دیگر واقعیت، نسبی است و رماننویس واقعیت روایت تاریخی خود را در ارتباط معناداری با آن میآفریند. در نگارش تاریخ مورخ فینفسه جایگاه مبهمی دارد. ظاهرا در پی ثبت گذشته و افشای حقایق آن است در باطن اما در پی توجیه اکنون یا گشودن راهی است به آینده. در نقطه تلاقی ادبیات و تاریخ که نامش زندگی است. این صداقت ادبیات است که دست تاریخ را رو میکند. مخاطب رمان تاریخی درمییابد که تاریخ فینفسه فقط مشتی کلیشه دمدستی و آرشیوی است که رسانهها در زمان خود ساختهاند. شاید هم اساساً حفرهها و برشهای تاریخی قابل گنجاندن در اکنون نبودهاند. گلشیری در شازده احتجاب موفق شده تاریخ آینده را بنویسد، او بیش و پیش از آنکه به قراضههای قاجار بپردازد در دوران اقتدار پهلوی دوم کالسکه سلطنتی را به ویلچر بدل کرده و به کمک تیکتاک ساعتها و تکیه بر شباهتها و تفاوتهای فخری و فخرالنساء به چالش اکنون و آینده پرداخته است.نویسنده ادبیات و درام میتواند تاریخ و جغرافیای خودش را خلق کند، اما برای باورپذیر کردنش ناچار است که جزییات تاریخی مثل گویش، پوشش و آداب و عادات دوره مورد نظر را به درستی رعایت کند. یعنی هنرمند بهطور همزمان به تاریخ نزدیک و از تاریخ دور میشود. اخیرا دامنه مناقشهای که در مورد تعاریف و جایگاه نقد فیلم و نوشتار سینماییا ز رسانه ملی آغاز شده بود به رسانههای دیگر نیز کشیده شده است. این مباحثه که میتوانست چالشی سازنده باشد بهدلیل نبود دانش و اطلاعات جامع از نقد روز دنیا، به بدوبیراه گفتن شخصی و لافزنیهای سطحی رسیده است. همکاران ما در بخش فیلمها و احساسها از شماره گذشته اقدام به گردآوری پروندهای درباره تعاریف بینالمللی نقد و فرازونشیبهای آن کردهاند که در این شماره نیز ادامه یافته است. «نقد فیلم در گذار تاریخی خود از ریویوهای کوتاه» راه زیادی را تا وبلاگهای سینمایی و نقدهای دیدار-شنیداری پیموده است. در پرونده این شماره منتقدان شناختهشده معتبر بینالمللی در مجلات تاثیرگذار سینمایی تلقی خود را از نقد سینمایی با مخاطب خود به اشتراک گذاشتهاند. مطالعه این پرونده درک عمیق و جامعی از نقد سینمایی پیشرو میگذارد. در سینمای مستند این شماره این بار به سراغ فرشاد فدائیان رفتهایم و مستند تازهاش در مورد شاملو؛ «این بامداد خسته». آثار زیادی به زندگی و هنر شاملو پرداختهاند. اما اهمیت مستند فدائیان در این است که شاید برای نخستین بار اسطوره در قابی روایت شده که قدرتش به نوعی مهار شده است. «این بامداد خسته از جهت تصویر مواجههای بداهه اما هوشمندانه با شاملو دارد. »همان طور که قبلا هم قول داده بودیم «رمان خاورمیانه» را پی گرفتیم و در این شماره نیز پروندهای درباره رمان خاورمیانه گرد آوردهایم. سینما و ادبیات گفتوگویی اختصاصی دارد با «شکری المبخوت» نویسنده تونسی برنده بوکر عربی ۲۰۱۵٫ محور گفتوگو با مبخوت رمان «الطلیانی» است که رمانی با مولفههای عربی است و تحولات سیاسی و اجتماعی خاورمیانه را در قالب بهار عربی به کمال به تصویر کشیده است. مبخوت استاد دانشگاه است و از لابهلای گفتههای او میتوان تسلط او را بر حیطههای زبانشناختی، فلسفه و احاطهاش بر تحولات سیاسی اجتماعی خاورمیانه و تاریخ عرب دریافت و این موضوع میتواند برای نویسندگان وطنی بسیار قابل تامل باشد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.