53.

پنجاه و سومین شماره فصلنامه سینما و ادبیات منتشر شد

مانند تمامي سرفصل‌هاي مرتبط با مسائل اجتماعي، هنر نمايش و سينما نيز درگير دو قطب مختلف و اغلب متضاد است. در يک سو آثار واقع‌گراي مستند‌گونه هستند که در هزاره سوم ميلادي با سروشکلي تازه به ميدان آمده‌اند؛ اين گونه آثار عمدتاً و به خصوص از نيمه دوم دهه ۲۰۰۰‌، با ترغيب منتقدان ادبي و سينمايي و داوران جشنواره‌هاي معتبر به توليد انبوه رسيدند. لينکلن (استيون اسپيلبرگ) و ايستاده در غبار (محمدحسين مهدويان) از جمله نمونه‌هاي اين دسته‌اند. اما در سوي ديگر آثار خيالي قرار دارند که گويي معمولاً -و نه هميشه- به وسيله نوجوانان و در گيشه سفارش شده‌اند و اغلب – و نه هميشه- از زندگي واقعي جامعه فاصله دارند. نظريه‌پردازان بر اين باور‌ند که اين آثار مورد پسند و حمايت گفتمان‌هاي سلطه هستند. اژدها وارد مي‌شود (ماني حقيقي) يا جنگ ستارگان (جرج لوکاس) از جمله اين آثار خيالي هستند. در مورد دسته اول با توجه به رشد گونه‌هاي ادبي يا نمايشي مانند «اتوفيکسيون» و «داکودراما» در اغلب شماره‌هاي مجله -از جمله در بخش سينماي مستند و بخش کتاب همين شماره- مقاله‌هايي تقديمتان شده است و در آينده نيز، با احترام به زنده‌ياد عباس کيارستمي که يکي از بزرگان و پايه‌گذاران اين ژانر در سينماي جهان است پرونده مشروحي تقديم خواهيم کرد.

اما در گروه مولفان آثار خيالي در اين شماره سروقت تيم برتن کارگردان خط مقدم آثار خيالي رفته‌ايم.

فانتزي‌ها و فيلم‌هاي ترسناك كه گاه به آنها آثار «ريگاني» نيز مي‌گويند آثاري هستند كه به دلايلي چون پرتاب مخاطب به دوران كودكي, بهره‌گيري از جلوه‌هاي ويژه, استفاده از تخيل مخاطب (تصاوير قبل يا بعد از نمايش روي پرده در ذهن تماشاگر پديدار مي‌شوند) و بهره‌گيري از ترس و اضطراب ناشي از تماشاي فيلم‌‌، کاربرد‌هاي تبليغاتي پيدا مي‌کنند. البته بايد توجه داشت که آثار بي‌شماري نيز، به ويژه در ژانر علمي-تخيلي و زيرگونه‌هاي «انسان‌شناسانه» و «پيشگويانه»اش هستند که با ساختار‌هاي قوي و داستان مناسب به کنکاش در سويه‌هاي ناشناخته زندگي يا ترسيم آينده (‌بشر-ماشين) مي‌پردازند و به کمک ارتباط قدرتمندي که با ضمير مخاطب برقرار مي‌کنند او را به کشف رازهاي هستي دعوت مي‌کنند. در بخش «علمي-تخيلي انسان‌شناسانه» نقد فيلم مكس ديوانه: جاده خشم (جرج ميلر) بهانه‌اي شده است براي مطالعه اين گونه؛ اين كه دريابيم چرا فيلمي مانند مكس ديوانه: جاده خشم مورد توجه منتقدان قرار مي‌گيرد و روايت‌هاي تخيلي امروز چگونه فردا را تحت تاثير قرار مي‌دهند. در پرونده نيم‌ويژه حاضر علاوه بر زندگي و آثار تيم برتن، در کنار تحليل و ترسيم سينماي امريكا در سه دهه اخير به كاركرد تحولات كامپيوتر و اينترنت نيز پرداخته‌ايم. مي‌بينيد كه ارزش انقلابي كه در اين سال‌ها در‌ هاليوود رخ داده در حد ظهور‌ هاليوود جديد است (دگرگوني دهه 1950)؛ انفجار دي‌وي‌دي  بعد از انقراض نوارهاي بتاماكس و وي‌اچ‌اس, و عبور به VOD و استقرار شبكه نت‌فليكس رخدادهايي هستند كه بايد درباره‌شان بيشتر بخوانيم و بنويسيم.

بعد از شماره 52 كه به سينماي روسيه و نهضت مونتاژ شوروي اختصاص داشت؛ اين بار كاركرد و زيبايي‌شناسي تدوين به‌عنوان موضوع سينماي ايران انتخاب شده است. در اهميت تدوين ذکر همين نکته بس كه ژيگاورتف اعتقاد داشت واقعيت و زيبايي جلوي دوربين نيستند, بلكه روي ميز مونتاژ بايد آنها را جست‌وجو كرد. تدوينگر و كارگردانان حاضر در ميزگرد اين شماره «تدوين را دستور زباني براي به وجود‌آوردن سينما» مي‌دانند و نقش آن را در ايجاد ريتم، لحن، درآوردن بازي درخشان بازيگر و… انكارناپذير مي‌پندارند. و نمونه‌هاي درخشان و قابل تامل تدوين در سينماي ايران و جهان را پي مي‌گيرند. البته پرويز شهبازي اشاره مي‌كند كه تدوين سي درصد مي‌تواند به كيفيت فيلم كمك كند و هفتاد درصد بقيه سر صحنه فيلمبرداري اتفاق افتاده است. اما آنچه در تمام يادداشت‌ها و مقالات اين شماره -چه از نظر فني، چه زيبايي‌شناسي تدوين- بر آن صحه گذاشته شده اين است كه «فيلمنامه، كارگرداني و تدوين سه ضلع ساختار دراماتيك فيلم» هستند. و حتي اگر با نقش سي‌درصدي شهبازي در مورد تدوين موافق باشيم، پس نبايد تاثير تدوين را در ارتقاي سينما ناديده بگيريم.

طراحي كاراكتري كه در داستان حضور ندارد، نوشتن داستاني با پروتاگونيست ناپيدا يا داستاني با موضوع حوادثي كه راوي در جريان وقوع آنها قرار ندارد, و مسائلي از اين دست در مورد سوژه‌هاي ناپيدا, يكي از دغدغه‌هاي ادبيات داستاني است. در مورد امر غايب يا غياب؛ كمتر بحث شده و موضوعي كمتر ديده‌شده است. از منظر دريدا حضور خودش مستلزم غياب است. همان گونه كه خير هيچ معنايي ندارد مگر اينكه قائل به وجود شر باشيم. يعني ميان غياب و حضور نوعي دوگانگي برقرار است. «هر چقدر آثار پيش از مدرن مبتني بر حضور هستند در تفكر پسامدرن، متافيزيك حضور واژگون مي‌شود و از اين رو غياب اهميتي بيش از حضور پيدا مي‌كند. اينجا ديگر غياب است كه معنا مي‌آفريند.» عالي‌ترين شكل غياب در نمايشنامه مشهور بكت در انتظار گودو تجلي پيدا كرده است. آثار فراواني در دنيا با مفهوم غياب در تمام هنرها از جمله سينما و ادبيات به عرصه رسيده‌اند. با خواندن مطالب پرونده اين شماره در درك مفهوم غياب حضور پيدا خواهيد كرد.

اين شماره بخش فيلم‌ها و احساس‌ها موضوع مهم و چالش‌برانگيز نقد فيلم امروز را نشانه گرفته است كه مي‌تواند براي علاقه‌مندان به نقد فيلم بيسار راهگشا باشد. در اين پرونده به وضعيت و بحران هويتي كه نقد فيلم امروزه با آن دست به گريبان است، اينكه چگونه اينترنت فرهنگ نقد را تحت تاثير قرار مي‌دهد، نقش ريويونويس‌ها با بنيه ضعيف علمي‌شان در اين مسير، نقد ارزشگذار معاصر كه به طرز تفكيك‌ناپذيري با زيبايي‌شناسي پيوند خورده است و… به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است.

پرونده مفصل مربوط به بهرام صادقي به موارد نويي اشاره مي‌كند كه پيشنهاد مي‌كنيم علاقه‌مندان و نوآمدگان ادبيات داستاني خواندن آن را از دست ندهند. بهرام صادقي با وجود اهميت بسياري كه به عنوان يك «نويسنده» دارد كمتر درباره او نوشته‌اند و حتي كمتر درباره نوشته‌هايش تدقيق و تعميق كرده‌اند. حجم مطالب موجود درباره وي از اين موضوع حكايت مي‌كند. او هنوز زنده و پوياست و راهي را براي ديگران كماكان باز نگه داشته است تا ديگران نوشتارهايش را بخوانند و درباره آنها بنويسند. هنوز جاي خالي‌اش احساس مي‌شود؛ نه تنها در داستان بلكه در ميان ديگر هنرها.

نظر‌ دهی مسدود شده است.