vaghfi31
شهريار وقفي پور در واقع، منتقد )يا نظريه پرداز ادبي( شخصيتي منفور است، بالذاته منفور؛ هيچ چيز ديگري هم اين واقعيت را تغييرن ميدهد. يک نظريه پرداز اگر هواي محبوبيت کند، تنها چاره اش تغيير چهره و پوشيدن لباس نويسندگي است: تنها دليل براهني شاعر براي آوردن اين خاطره در مقدمه کتاب گل بر گستره ماه، که حکايتي فانتاستيک است ناظر بر اينکه شاعر به لطف دفتر شعر بيا کنار پنجره، صبح زودهنگامش را با صداي زنگي آغاز ميکند و به هنگام باز کردن در، شاخه گلي از دختري حتماًبیشتر بخوانید
shoroghi31
علي شروقي «حراميان»، آخرين رمان ويليام فاكنر و تازهترين رماني است كه از او به فارسي ترجمه شده است. از فاكنر پيش از اين به فارسي فراوان ترجمه شده اما ترجمه تورج ياراحمدي از حراميان را بايد يكي از  بهترين ترجمه هاي فارسي فاكنر به شمار آورد. بعد از  نخلهاي وحشي، حراميان دومين ترجمه ياراحمدي از فاكنر است. حراميان هرچند کمثل بسياري از آثار فاكنر در يوكناپاتافاي خيالي او ميگذرد اما بين آثار فاكنر رماني است متفاوت كه در آن از گفتارهاي ذهني  و راويان متعدد و پيچيدگيهاي معمول دربیشتر بخوانید
logo-2
لادن نيكنام شايد تمام کساني که اهل شعر وداستان اند با اين گزاره موافق باشند: « شعر جايي است که شاعر را ميتوان ديد… شناخت… شعر بدون تعار ف، مستقيم از شاعر ميگويد. » کافي است به شعرهاي سعدي و حافظ و مولانا مراجعه کنيم. با کمي دقت ميتوانيم به همان اندازه که ميتوانيم ميان خود شاعران تفکيک قائل شويم بين شعرهايشان هم فاصله بسيار هست. در يک کلام شعر تعارف ندارد. درست است که با استفاده از انواع تکنيکها به شکل غيرمستقيم با ما حرف ميزند ولي شاعر در شعرشبیشتر بخوانید
MASTER 30.indd
علي شروقي ترجيح ميدهم كه نه. اين جمله ترجيع بند قصه اي است بلند كه يك قرن از انتشار آن مي گذرد و هنوز طرح انواع تحليل ها و نظريه ها پيرامون آن ادامه دارد. قصه بارتلبي محرر (داستاني از وال استريت)نوشته هرمان ملويل. از بارتلبي محرر تاكنون چند ترجمه فارسي چاپ شده كه ترجمه هوشنگ پير نظر يكياز آنهاست…بیشتر بخوانید
logo-2
امير احمدي آريان وقتي از ماندگاري شخصيت ها حرف مي زنيم يا از تاثير شان بر دنياي واقعي / وقتي ميگوييم دن كيشوت و ابلوموف و راسكلنيكف و اليور تويست ماندند و ضرب المثل شدند و نام هر كدامشان دال بر وضعيتي خاص در عالم واقعي و درعلوم ديگر و گفتارهاي ديگر است از چه حرف مي زنيم؟ اتفاقي كه مي افتد اين است كه نويسنده اي شخصيتي خلق ميكند…بیشتر بخوانید
MASTER 29.indd
محمد آزرم طوري چيده ام كه چنباتمه نشسته دور سرش شالمه بسته انگشت دست چپ اش را به حال تعجب به لب گذاشته دختري با لباس بلند سياه خم شده گل نيلوفر تعارف اش كند طوري چيده ام سيف القلم بر مرگ برگ طراحي كند با سيانور آدم ها را تلخ اول و آخر زمان را با زبان اول و آخرش نخسي سال 1313 را ساتنطاق از هوا مرده ها را تعين هويت زمان و زمين و زبان را اول و آخرش طوري چيده ام…بیشتر بخوانید
MASTER 29.indd
از آنا كارنينا حرف ميزنم شخصيت اول رمان معروف تولستوي همان دختر بسيار زيبا كه به كارنينا مرد محترم و محتشم و مسن كه بيست سال از آنا بزرگتر است دل مي بازد و به او شوهر مي كند اما بعد ها دختر بوالهوس جوان از راه راست منحرف مي شود و با دولتمردي به اسم فرونسكي  عشق مي ورزد شوهر آنا عاقبت از ماجرا خبردار مي شود اما با بزرگواري او را مي بخشد شايد چنان عاشق آنا بود كه دل كندن از او برايش ممكن نبود.بیشتر بخوانید
MASTER 29.indd
شيوا ارسطويي مفهوم تاثير گذاري در خلق شخصيت زن اثيري و در رابطه ميان خالق و مخلوق اين شخصيت جهت معكوس پيدا كرده است پس از سال ها تحقيق در پديدار شناسي مولفي مانند صادق هدايت بايد اين را دريافته باشيم كه هدايت پيش از اينكه شخصيتهاي داستاني اش روي مخاطب هايش اثر بگذارد ودش به عنوان يك كاراكتر داستان نويس در حال تاثير گذاري روي عصر و دوره اش بوده و همچنان نيز هست…بیشتر بخوانید