۷۳-۲۱۹
امین حدادی: بلانشو در نوشتارِ فاجعه با آن سبک درخشانِ قطعه‌نویسی که گویی تنها امکان سخن‌گفتن از فاجعه و مرگ باشد؛ در پاره آغازینِ کتاب می‌نویسد: «فاجعه همه چیز را ویران می‌کند در عین حال که همه چیز را دست نخورده باقی می‌گذارد.» یا به تعبیر دقیق‌تر کیوان طهماسبیان در مقاله بررسی سبک قطعه‌نویسی فلسفی موریس بلانشو: «فاجعه با برجا‌گذاشتن ویران می‌کند.»۲ نکته‌ای که در هر دو ترجمه انگلیسی و آلمانی این عبارت مغفول مانده است. خصیصه‌ای متناقض که هرچند برای سوژه ویران مانند مرگ است و پایان ماجرا، امابیشتر بخوانید
۷۳-۲۲۱
مهدی ملک : پیش از انقلاب هوگو مانستربرگ در فوتوپلی به احتمال زیاد کنار هم قراردادن دو واژه فیلم و فلسفه به شوخی یا بازی با واژه‌ها شبیه بود چرا که به دو دلیل عمده سینما در دو دهه پس از پیدایشش هنوز از سوی متفکران جدی گرفته نمی‌شد. دلیل نخست جایگاه مطرح‌شدن و محبوبیت سینما به عنوان تفریح ارزان‌قیمت عوام، در کنار سیرک و در جایگاهی پایین‌تر از تئاتر و اپرا، و دوم مشکوک‌بودن متفکران به آن به عنوان یک فرم هنری مستقل بود. در واقع سال‌ها طول کشیدبیشتر بخوانید
۷۲-۲۷۵
فرشته احمدی: در میان رمان‌هایی که در سال‌های اخیر نوشته شده‌اند «آلوت» نوشته امیرخداوردی چندان با جریانات اصلی داستان‌نویسی امروزمان همسو نشده و راه خودش را رفته است. جسارت نوشتن درباره تاریخ چهارصدساله منطقه پر‌آشوب خاورمیانه، نزدیک‌شدن به محدوده‌هایی ممنوع همچون اختلافات مذهبی که همواره عامل مهمی در خط‌کشی‌های سیاسی بوده است، سرک‌کشیدن به زندگی یکی از رهبران سلفی و تندرو منطقه، متصل‌کردن زندگی امروز به گذشته، اشراف نویسنده به مسائل مذهبی و جسارتش در بر هم‌زدن قواعد رایج باعث شد تا گمان کنیم گفت‌وگو در مورد «آلوت» حتی اگربیشتر بخوانید
۷۱-۲۲۷
ابراهیم دمشناس : داستان بلند آقارضا وصله‌کار سرگذشت چند نوازنده محلی را بازمی‌گوید که در جریان سفر شهبانو به دیار آنها، از سوی اداره فرهنگ و هنر دعوت و سفارش می‌شوند تا در حضور ایشان و همراهان به اجرای برنامه و هنرنمایی زنده بپردازند. جذب و ورود آنها به دستگاه معنا دلالت‌ساز هنر مجلسی- رسمی حاکمیت روابط جدیدی بین آنها می‌تند. ترتیبات و سلسله‌مراتبی که زمینه‌ساز آشکارایی تنش‌ها و بحران‌های محلی آن هنرمندان بی‌نام و نشان می‌شود. التفات شهبانو به زلفی ضربی نوازنده کمانچه، همین طور دختری از هیات همراهبیشتر بخوانید
۷۱-۲۲۹
جابر قاسمعلی :   داستان زندگی من داستان خواستن چیزی است، گرسنگی برای چیزی‌ست که نمی‌توانم داشته باشمش یا شاید خواستن چیزی که جرات ندارم به خودم مجال داشتنش را بدهم. (از متن کتاب‌، ص ۱۸۰‌)   پیش‌درآمد‌: بگذارید همین ابتدا به این نکته اشاره کنم که تماشای فیلم‌های سایکودرام یا خواندن کتاب‌هایی در این زمینه -به ویژه با رویکرد نظری- همیشه برای من جذاب است و از تماشا یا خواندن آنها غافل نمی‌شوم. نگفته پیداست که این تعلقِ‌ خاطر بی‌ارتباط با حرفه‌ام؛ فیلمنامه‌نویسی نیست؛ «شخصیت»ها شانه به شانه «داستان‌»هابیشتر بخوانید
۷۱-۲۳۲
مرتضی مومنی : کتاب غریب و بسیار قابل تاملی‌ست، کتابِ «زمان مهرشده»؛ کتابی که جایگاه و معنای سینما را مورد مطالعه و کنکاش قرار می‌دهد؛ و در عین حال به بهانه‌ی سینما، معنای زندگی، هنر و ادبیات، روح انسان، تمدن دنیای مدرن و بسیاری مسائل بنیادی دیگر را به پرسش می‌گیرد. کتابِ تارکوفسکی همچون فیلم‌های اوست؛ مخاطب را به جهانی عمیق، آرام، و درونی دعوت می‌کند؛ دعوتی که اگر اجابت شود دریچه‌ای جدید به بی‌کرانگیِ آرمان و معنا، بر مخاطب می‌گشاید. سینمای تارکوفسکی، سینمایی نیست که با معیارها و کلیشه‌هایبیشتر بخوانید
۷۰-۲۲۹
عنایت سمیعی :  محمد کلباسی، کم کار کرده یا شاید کارهایش را زیاد به چاپ نرسانده، چون بعد از چاپ داستان کوتاه نوروز آقای اسدی در نشریه‌ای در اصفهان شغلش را از دست داده است (ص۱۴۱). به این ترتیب من حدس می‌زنم که او در چاپ کارهاش جانب احتیاط را نگه‌داشته، ورنه چنانچه کارهای بیشتری به چاپ رسانده بود، دانشگاه که جای خود دارد، ای بسا زبانم لال تاکنون از «کارگاه هستی» اخراج شده بود. محمد کلباسی چون بابت چاپ نوروز آقای اسدی حق و حقوقش را تمام‌و‌کمال دریافت کرده،بیشتر بخوانید
۷۰-۲۳۱
مهسا محبعلی هر کتابی بدون شک اسلاف و اخلافی دارد. وجود اخلاف نشان‌دهنده‌ی تداوم این گونه‌ از گفتمان ادبی در یک زبان‌/‌فرهنگ است. اگر بخواهیم برای کتاب «بند محکومین» اسلافی نام ببریم، باید به صادق چوبک با مجموعه داستان‌های «پیرهن زرشکی» و «انتری که لوطیش مرده بود» و ساعدی را با «عزاداران بیل» و بخش عمده‌ای از داستان‌هایش از جمله «آشغالدانی» به عنوان شاخص‌ترین‌ها در این گونه‌ی ادبی نام ببریم. منظور از این گونه‌ی ادبی در اینجا، داستان‌هایی است که عموماً به آدم‌هایی می‌پردازد، که در کوران زندگی به حاشیهبیشتر بخوانید